ممنون از نظراتتون دوستان..سعی میکنم عملی شون کنم
دیروز با روانشناسش صحبت کردم.میگفت این کارا بین نوجوونای الان خیلی ایع هست و نبایدبترسید..خواهرت هوش بالایی داره و از روی کنجکاوی میخاد چیزای مختلفو امحان کنه ت را درستو پیدا کنه..شما باید بدون استرس و نگرانی باهاش برخود کنید تا این برهه رو بگذرونه ..اگه این مرحله رو با آرامش بگرونه بعد این کارا رو هم کنار میذاره و حت پشیمون میشه
البته دکتر این صحبتها رو به این وضوح گفت من برداشتمواز حراش نوشتم...
راستش کنار اومدن با این صحبتها بای من خیلی سخته ..بیش از حد...نمیتونم حرفاشو باور کنم..این حرفا زدنش راحته ...آدم نمیتونه بی خیال و بی تفاوت باشه...
میترسم...
اگه این رفتارا براش عادت بشه چی..اگه بهش مزه کنه چی...گه قبح و زشت این کارا براش بریزه چی...
دکتر میگفت بصورت غیر مستقیمو زیر لایه حرفاتون زتی و بدی و اثرات سوئ اینجور کارا روبهش بگید..ولی نمیدونم چطور میشه با خاهری که ازت فراریه حرفای لایه بندی شده زد.
دکتر میگفت اگه حتی شما رو پس زد شما عقب نشینی نکنید از یه راه دیگه وارد شید و سر حرفو باز کنید..


راستش خیی مستاصل و گنگ و گیجم...خدا هیچ بنده ای رو به چکنم چکنم نندازه..

- - - Updated - - -

عذر.سریع تایپ کردم غلط املایی دارم..
اگه راهی و کمکی به ذهنتون میرسه ممنون میشم راهنماییم کنید