شیدا جان سلام به همدردی خوش امدید . منم دقیقا وضعیتی مشابه شما دارم با اینکه در ایران زندگی میکنم . ولی هیچ دوستی به غیر از همسرم و پدر مادرم دوستی ندارم . و البته بعضی وقتها واقعا احساس تنهایی میکنم . هر وقت هم سعی میکنم با کسی صمیمی بشم میبینم که این دوستی بدون نیت و صادقانه نیست مثلا همکلاسیم با من صمیمی میشه برای اینکه از جزوه مجانی استفاده بکنه . همکار صمیمی میشه که کمک مالی بگیره . حتی خواهر و برادر هم بیشتر منافع خودشون رو در نظر میگیرند و خیلی مثالهای دیگه و به این نتیجه رسیدم که همسرم و پدر مادرم تنها کسایی هستند که میتونم روی صداقتشون حساب کنم . البته حتی اونها هم صد در صد نیستند . وتنها کسی که صدر صد دوست توئه و هیچ وقت و هیچ وقت تنهات نمیگذاره و همیشه یاور توئه فقط و فقط خداوند مهربونه . سعی کن ارتباطتت رو با اون بیشتر کنی میبینی که به ارامش واقعی میرسی . و در کنار اون به دوستیها و ارتباطات معمولی و گذرا قانع باش . البته شما میتونید دوست خیلی خوبی برای من باشید با اینکه خیلی از هم دوریم .