به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Nilofar mordab نمایش پست ها
    . سلام عزیزم بهت تبریک میگم این تجربه شیرینی که خودتم حس کردی قبلا اما تو این مورد و استرسا و شرایطت درکت میکنم همیشه خدا جای شکرش رو باقی میذاره خدا به اندازه ظرفیت هرکس بهش مشکلات میده اگه مشکلات منو میدونستی و قراربود جای من باشی میچسبیدی زندگیتو میگفتی خدایا صدهزارمرتبه شکرت که این زندگیمه و جای شکر کردن رو برام باقی گذاشتی منم هیچوقت ناشکری نکردم هربار که غصه همه عالم میومد رو دلم منم به بچم فکرمیکردم دست میذاشتم رو شکمم و با وول خوردنش آرامش میگرفتم وضعیت شوهرمن و زندگیم صدبرابر بدتر از شمابود شوهرم بیکار و بی عار کلی طلبکار داشت خونه مادرشوهرم زندگی میکردم شوهرمم فقط کافی بود مادرش یه کلمه حرف زیر گوشش بزنه تا اعصاب و اوقاتمونو تلخ کنه و سرسوزن آرامشیم که داشتم زهرمارم میکردن تازه من 9ماه تمام بخاطر فشارهای عصبی که بهم وارد میکردن صبح ظهرشب هرچی میخوردم بالامیاوردم همه دوماه ویاربد داشتن من 9ماه ویار بد داشتم چقد از تنها بیمارستان رفتن و برگشتن اذیت میشدم مادروپدرو خونواده دلسوزی نداشتم همینیم که بودن اونسر دنیا من اینسر همه حمایتاشونم ازم دریغ میکردن چون پدرم گفته بود جداشو و من زیر بار نرفتم بخاطر همین بی اعتنا بودن تو کل دوران بارداریم فقط چندبار بامن تماس گرفتن و بعدم که من بخاطر مسافرت رفتن شوهرم رفتم خونشون چقد زخم زبون شنیدم همه حاملگیم دل درد کشیدم همش عصبی بود دکر میگفت استرس و اضطراب برات سمه ولی گوش شنوا شوهرم میگفت به من چه و با بی اعتنایی کار خودشو میکرد اذیتم میکرد خانوادش اذیتم میکردن منم که خودم اینقد مریض بودم که همش تو اتاق افتاده بودم شوهرم تا طلبکاراش میومدن میومد غرغراشو سروصداشو سرمن خالی میکرد مادروخواهرش توقع داشتن من با این حالم کارای خونشونو بکنم و آشپزی کنم بوی غذا برام چندش بود بخاطر اینا هر روز با شوهرم غرغرو سروصداشو تحمل میکردم همه دوروبریا و خونوادم میگفتن تا زمان داری سقط جنین کن و طلاق بگیر ولی من برای قتل نفس و بچم کوتاه نیومدم پاش وایسادم تحمل کردم عزیزم همه این پرحرفیا رو کردم تا بهت بفهمونم که بدتر از توهم هست ناشکری نکن خدارو شاکر باش که بدتر از این نیستی دلتو به بچه ای که داری و نی نی تو راهت خوش کن ارزششو داره خودتو سرگرم کن تحمل نکن ولی صبر کن بی خیال باش زیاد خودخوری نکن شوهرت یه ساعت غر میزنه و بعدش تموم میشه تو بخاطر این مسایل ساده خودتو ناراحت نکن خیلی بچت صدمه میبینه من تا 6هفت ماهگیه پسرم تمام بدنش کهیر میزد و بعداز هزارتا دکتر رفتن یه دکتر فهمید که بخاطر فشارای عصبی که تو بارداری و بعد زایمان به من و بچه وارد شده بچم به این روز افتاده بخاطر فشارای عصبی دوران بارداری ممکنه افسردگی بگیری و افسردگیشم به راحتی افسردگیای دیگه خوب نمیشه چند روز دیگه پسرم 2سالش میشه ولی من هنوز مشکلات افسردگی داره اذیتم میکنه هنوز کاملا خوب نشدم کاری نکن که بعد زایمان حوصله بچتم نداشته باشی آرامش خودتو حفظ کن عزیزم خودتو سرگرم کن به موضوعاتی که اذیت و ناراحتت میکنه فکرنکن من زندگیم خوب شد شوهرم سرش به سنگ خورد تا 4ماهگی بچشو ندیده بود نمیخاست ببیندش فکر کن من دست تنها بچمو تا 4ماهگی بدون هیچ حمایتی بزرگ کردم الان سر زندگیمم خانواده شوهرم حالا فهمیدن که چه برسر من آوردن الان پشیمونن و هرکدوم جدا جدا عذرخواهی میکنن و بخاطر کاراشون حلالیت میخان ازم ، الان همه چی خوبه فقط روحیه من مثل گذشته نیست خاطرات تلخ من از بارداریو زایمان همیشه تو ذهنم میمونه ولی همشم مقصر دیگران نبودن خودمم میتونستم بیخیال باشم تا به این روز نیفتم حالا هم شما از زندگی من درس عبرت بگیر تجربه را تجربه کردن خطاست از تجربه من درس عبرت بگیر به خودت سخت نگیر بازم بهت تبریگ میگم با اینکه بدترین روزای عمرم رو تو بارداری و زایمانم و بعدش گذروندم ولی به جرات میگم هیچ لذتی بالاتر از مادر شدن نیست قدر این لحظاتتو بدون ایشالا مشکلات حل میشن و همه چی به خوبی و خوشی پیش میره
    گل دوست داشتنی؛ پس ما این جا چیکاره ایم؟ دوست نارنینمون غصه داشته باشه و ما نیایم به همدلی کردن باهاش؟ درد دل هاش رو بهمون نگه؟

    تک تک جملاتی که نوشتی رو با تمام پوست و گوشتم میفهمم عزیزم.
    میفهمم چه قدر داری اذیت میشی.
    منم باردار بودم، حساس و زودرنج و نیازمند مراقبت بودم، نیاز داشتم به توجه و استراحت.
    اما همسرم زندان افتاد. سخت بود، پر از رنج بود، پر از دردای عمیق بود.
    جان کوچولوم به خاطر وضعیت روحی من در خظر بود.خطر جدی بود اما خدا لطف کرد و سالم گذاشتش تو بغلم.
    گر نگه دار من آن است که من میدانم
    شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

    به خاطر همین با تمام وجودم عمق غمی گه الان داری رو میفهمم

    نگران عزیزت نباش و از خدا بخواه که اونو صحیح و سالم در آغوشت بگذاره. به خدای مهربونمون تکیه و اعتماد کن
    ما همگی برات دعا میکنیم.
    هم برای سلامتی خودت؛ هم سلامتی کوچولوت و هم استغال همسرت.
    ایشالله به زودی نگرانیات مرتفع شه
    دلم نیومد اینو بگم فکر کنم لایک و تشکر کافی نباشه
    چقدر خوبه ما ایرانی ها شاید خصلت های بد هم داشته باشیم یا از نظر رفتارهای اجتماعی مثل اروپایی یا آمریکایی یا ژاپنی و کشورهای پیشرفته نباشیم ولی وقتی یکیمون غمداره و ناراحته حالا هرجای این کره خاکی میخواد باهش مهم نیتس اینکه دیدیمش تا حالا یا نه مهم نیست فقط ایرونی باشه و همزبان ما تا جایی که بتوانیم براش وقت و انرژی میزاریم و بهش اهمیت میدیم و برامون باارزشه و دوست نداریم ناراحت ببینیمش واقعا لذت بردم از نوشته بانوان بالا که حالا مادر هم هستند
    مادر شدن خیلی سخته ولی هیچ لذتی تا حالا مت توی این 30 سالی که از خدا گرفتم بالاتر از این نبوده که وقتی فرزندت هنوز یه نی نی خوشگله و بزرگ نشده صبح وقتی بیدار میشه کنارش باشی نیگاش کنی یه لبخند میزنه مثل فرشته ها فرشته ها میشه حضور خداوند رو توی خونت و کنارت حس میکنی خیلی لحظه زیباییه ایشالله قسمت همه بشه
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  2. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (پنجشنبه 13 شهریور 93), فرخ رو (شنبه 08 شهریور 93), آرام دل (چهارشنبه 12 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.