البته منم تند روی کردم اما خوب بعضی وقت ها که آدم مریض می شه زود رنج می شه ده روزه که مریض شدم و حتی از خانه بیرون نمی توانستم برم تازه امروز یکم مثل آ دم شدم و توانستم تکان بخورم.
اتفاقا دیشب دختر همسایه آ مد خانه ما و درباره اشتغال مشورت کرد.مادرم گفت که کار یک مساله جدی است و برای سرگرمی و ارتباط اجتماعی مناسب نیست. دردسرهايش به همان اندازه خانه داری است و شاید بیشتر. خیلی وقت ها حقوقی که خانم می گیرد در مقابل چیزی که از دست می دهد ارزش ندارد به جز بعضی کارهای خاص که برای آ سایش زنان لازم است مثل مامایی یا معلمی که نمی شود به عهده مرد باشد. پس اگر خانمی شغل حساسی ندارد و نیاز مالی ندارد بهتر است جور دیگری به جز اشتغال به جامعه خدمت کند.
بعد من به دختر همسایه گفتم : اشتغال نیروی کار زنان را محدود می کند و از فعالیت در جامعه باز می مانند. الان جامعه به نیروی داوطلب برای یک سری امور نیاز دارد. الان جامعه نیاز به تشکل های مردمی و سازمان های مردم نهاد نیاز دارد. الان جامعه به کسانی نیاز دارد که برای اصلاحش همت کنند و شروع به آموزش دیگران کنند.
خلاصه دیشب مفصل بحث کردیم که این چکیده اش بود.
اگر هم می خواهی استقلال مالی داشته باشی چند راه به جز اشتغال وجود دارد و خانه داری به معنای وابستگی نیست. مثلا پدرت قسمتی از پول جهیزیه را نقدا بهت بدهد. یا اینکه یک حساب سود ده مناسب در بانک باز کنی . یا اینکه از همسرت بخواهی مبلغی از پول مهریه مثلا دو یا سه سکه به شما بدهد . البته فلسفه مهریه همین است که مرد مقداری استقلال مالی و پشتوانه به زن بدهد. راه دیگر این است که همیشه مقداری معین خرجی بگیری و درصدی را پس انداز کنی.
پس اگر ذهنت وسیع شود بدون اشتغال هم زندگی خوبی خواهی داشت. روی این مساله حساس نباش.
الان خواستگار زیاد آ مده و رفته. شما تجربه زیادی. دارید و تصمیم گیری تان بهتر خواهد بود.
پس بهتره به تمام تجربه هایت فکر کنی و با مشورت خانواده معیارهای قطعی را مشخص کنی و تعیین کنی که از چه چيزهايي می گذری.
با توجه به سوالاتی که خواستگاران مختلف پرسیده اند و می دانی عمومی و مهم است جواب هایت را به طور نسبی و حدودی آماده کنی. برنامه ریزی کن که هر موضوعی را چه موقع بپرسی. مثلا جلسه اول یا دوم.
اگر شما و خانواده به توافق برسید و اینگونه مسائل را از قبل حل کنید خیلی راحت با خ.استوار به توافق می رسی و خواستگار مناسب را از دست
- - - Updated - - -
البته منم تند روی کردم اما خوب بعضی وقت ها که آدم مریض می شه زود رنج می شه ده روزه که مریض شدم و حتی از خانه بیرون نمی توانستم برم تازه امروز یکم مثل آ دم شدم و توانستم تکان بخورم.
اتفاقا دیشب دختر همسایه آ مد خانه ما و درباره اشتغال مشورت کرد.مادرم گفت که کار یک مساله جدی است و برای سرگرمی و ارتباط اجتماعی مناسب نیست. دردسرهايش به همان اندازه خانه داری است و شاید بیشتر. خیلی وقت ها حقوقی که خانم می گیرد در مقابل چیزی که از دست می دهد ارزش ندارد به جز بعضی کارهای خاص که برای آ سایش زنان لازم است مثل مامایی یا معلمی که نمی شود به عهده مرد باشد. پس اگر خانمی شغل حساسی ندارد و نیاز مالی ندارد بهتر است جور دیگری به جز اشتغال به جامعه خدمت کند.
بعد من به دختر همسایه گفتم : اشتغال نیروی کار زنان را محدود می کند و از فعالیت در جامعه باز می مانند. الان جامعه به نیروی داوطلب برای یک سری امور نیاز دارد. الان جامعه نیاز به تشکل های مردمی و سازمان های مردم نهاد نیاز دارد. الان جامعه به کسانی نیاز دارد که برای اصلاحش همت کنند و شروع به آموزش دیگران کنند.
خلاصه دیشب مفصل بحث کردیم که این چکیده اش بود.
اگر هم می خواهی استقلال مالی داشته باشی چند راه به جز اشتغال وجود دارد و خانه داری به معنای وابستگی نیست. مثلا پدرت قسمتی از پول جهیزیه را نقدا بهت بدهد. یا اینکه یک حساب سود ده مناسب در بانک باز کنی . یا اینکه از همسرت بخواهی مبلغی از پول مهریه مثلا دو یا سه سکه به شما بدهد . البته فلسفه مهریه همین است که مرد مقداری استقلال مالی و پشتوانه به زن بدهد. راه دیگر این است که همیشه مقداری معین خرجی بگیری و درصدی را پس انداز کنی.
پس اگر ذهنت وسیع شود بدون اشتغال هم زندگی خوبی خواهی داشت. روی این مساله حساس نباش.
الان خواستگار زیاد آ مده و رفته. شما تجربه زیادی. دارید و تصمیم گیری تان بهتر خواهد بود.
پس بهتره به تمام تجربه هایت فکر کنی و با مشورت خانواده معیارهای قطعی را مشخص کنی و تعیین کنی که از چه چيزهايي می گذری.
با توجه به سوالاتی که خواستگاران مختلف پرسیده اند و می دانی عمومی و مهم است جواب هایت را به طور نسبی و حدودی آماده کنی. برنامه ریزی کن که هر موضوعی را چه موقع بپرسی. مثلا جلسه اول یا دوم.
اگر شما و خانواده به توافق برسید و اینگونه مسائل را از قبل حل کنید خیلی راحت با خ.استوار به توافق می رسی و خواستگار مناسب را از دست
- - - Updated - - -
نمی دهی. در جلسات اولیه خواستگاری با قاطعیت حرف نزن.بیشتر بحث آ زاد کن و بعد کم کم در جلسات بعد حرف های جدی را شروع کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)