کمک بزرگی بهم کردی ممنونم اره درسته تنها شکست در عشق باعث اذیتم نیست خیلی بهش فکر کردم که چی باعث میشه اینقدر به هم بریزمببین کجا چی نداشتی.. خلا و خالی بودن کجا بوده... فکر نمی کنم شکست عشقی تنهایی بتونه انقدر اذیت کننده باشه. یعنی اگه انقدر عاشق بودی خوب باید می رفتی به سمت وصال. نرفتی و نمی ری. یه جای دیگه است اون مساله هه. اون خالی بودنه. یه چیز دیگه است به نظرم. کمبودهات رو بشین فکر کن چی ها هستن و چی ها بودن از خیلی وقت پیش. چی باعث میشه اینطوری خودت رو اذیت کنی.
حال من شبیه باغبانیست که 8 سال از یک درخت مراقبت کرد و شب و روز برای رشدش دعا کرد اما با یک اشتباه همه زحماتش در یک لحظه از بین رفت
بدتر اینکه دختر مورد علاقه ام هیچ وقت نفهمید که چه قدر براش زحمت و درد کشیدم
------------------------------------------------------------------------
همه این ها به کنار بعد از رفتن اون دختره دیگه هیچ کسی رو نتونستم پیدا کنم که اون قدر دوستش داشته باشم من مزه عشق را چشیده ام
عشق دنیای پاکیزه ایست که شهوت در ان جای ندارد خصوصا اگر خدا را هم واردش کرده باشی
به هم میریزم وقتی میبینم دیگه کسی نیست که دوستش داشته باشم
-----------------------------------------------------------------------------------
تا زمانی که دختر مورد علاقه ام ازدواج نکرده بود پر بودم از هزاران هیجان پر بودم از هزاران امید هزارن فکر هزاران تلاش اهنگ های عاشقانه گوش میدادم و به امید وصال پر از جنب و جوش بودم هر روز به در خانه یکی از معصومین میرفتم زیارت عاشورا،دعای توسل، توسل به حضرت فاطمه، شب های قدر، دعاهای مفاتیح الجنان ، صدقه دادن صلوات فرستادن خدا خدا کردن نامه نوشتن به حرم امام رضا نامه نوشتن به حرم حضرت معصومه چقدر جون میکندم تا به وصال برسم
اما هر موقع دختره رو می دیدم تمام تنم می لرزید میخواستم بهش بگم که دوستش دارم اما نمی تونستم دلم میخواست اما نمی شد به قدز حالم بد می شد که دوستام فکر میکردند مریضم یه بار به یکی از اشنایان گفتم که با مادر دختره حرف بزنه و بهش بگه که من دخترشون رو دوست دارم اونم زنگ زده بود اما بهش گفته بودند دختر ما کم سن و سال هست بذارید بزرگ شه
یه روز یکی از دوستام بهم گفت که یه پسری عاشق دختره شده (شوهر الانش) رفتم پیشش و باهاش صحبت کردم گفتم که داستان این طوریه بهش گفتم که من 8 ساله دوستش دارم بیا و این کار رو با من نکن اما طولی نکشید که باهم عروسی کردند
اره همونی میشه که من میخوام چون خیلی دوست دارم زندگی مشترک رو تجربه کنم خیلی دوست دارم شیرینی وصال رو بچشم خیلی دوست دارم خواسته های زنی رو که دوستش دارم رو بر اورده کنم خیلی دوست دارم این قصه ناتموم رو تموم کنمولی فکر کن ازدواج هم بکنی اونوقت اون چه که می خوای میشه؟ همه چی همون میشه که می خوای؟
نکته خوبی بود تا حالا بهش فکر نکرده بودممثلا من ممکنه واسه یه بغل شدن ساده منتظر بمونم کلی وقت! چون اقای همسر کار دارن سرشون شلوغه و مسوولیت دارن و این چیزا. یعنی اون عشقی که براش بال می زدم باید تو نوبت بمونم تو صف تا ته روز داغون و خسته اش بعد از گل و بلبلش که واسه همه مردم بوده به من برسه! می دونی چی می گم؟ همه چی هم همیشه خوب نمیشه که.
بازی های کامپیوتری رو خیلی دوست دارم اما خوشحالم نمیکنن فکر نکنم تو دنیا چیزی به اندازه عشق خوشحالم کنهتنهاییت رو با چیزایی پر کن که دوست داری. چی خوشجالت می کنه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)