چرافکرمیکنی که نمیتونی ارتباطتونو باهاشون کم کنید خیلی خوب میتونید من موقعی که بهم میگفتن که اینکارو بکن میگفتم چطور اینکارو بکنم وقتی من میرم شهرمون مجبورم چند
شب اونجا بمونم اما با یه ذره فکر کردم راهشو پیداکردم
مثلا این عید همسرم میخواست از 4یا5 فروردین برگردیم تا 14 دیدم حداقل اینجوری 5روز باید با اونها باشم پس تصمیم گرفتم یه کاری کنم که کمتر برم تمیزکردن خونه جدیدمو
بهانه کردم اولش همسرم اصلا موافق نبود و مدام میگفت خیلی سخته تنهانمیتونی بذار برگردیم یکیو میاریم اما من بهش گفتم دلم میخواد خونمونو خودم تمیزکنم حالا ازین کار نزدیک بود بمیرم ها ولی بازم اونو ترجیح دادم تا اینکه بخوام کله عیدو پیششون باشم بعد شبها هم کارتون خانواده ی دکتر ارنست رو خریده بودم با کلی
ذوق و شوق با همسرم میدیدم برنامه بیرونم چندباری گذاشتم که حوصلش سر نره
وقتی هم که رفتیم خونشون مدام دنبال یه فرصت واسه جیم شدن بودم هم میرفتیم بیرون هم وقتیم بودیم یا تلویزیون نگاه میکردیم یا سرم تو گوشی بودبازی میکردم یا مثلا ظرفهای
شامو که شستم یه ساعت الکی طولش دادم بعدم معذرت خواهی کردم گفتم خیلی خستم دیشب خونه ی داداشم تا صبح بازی کردیم نخوابیدم با اجازتون من برم بخوابم ساعت ده رفتم دراز کشیدم اینطوری بود که عملا اصلا پیششون نبودم که کارهاومتلک هاشون ازارم بده حرفم میزدن توجه نمیکردم اونا همون ادما بودن اما من اینبارتغییر کرده بودم واسه همین نتونستن ناراحتم کنن
در درجه اول تا میتونی به اشکال مختلف و زیر پوستی ارتباطو کم کن اما نه طوری که همسرت یا اونا دلیلشو بفهمن حتی وقتی اومدیم من به همسرم گفتم این عیداصلا نفهمیدیم
چطور گذشت اصلا نفهمیدیم کی پیش خونوادت بودیم کی پیش خونوادم ان شالله تابستون میریم بیشتر میمونیم تا اون موقعم خدا بزرگه یه فکری واسش میکنم
سعی کن نسبت به کارهاشون بی تفاوت باشی میدونم پیشنهاد سختیه چون دقیقا منم همین مشکل و حتی به مراتب بزرگترشو دارم اما باور کن راه دیگه ای نیست به قطع ارتباط فکر
نکن چون محاله موفق بشی اگرم بشی اثرات فوق العاده بدتری روی زندگیت و همسرت میذاره همسرتم وارد این جنگو دعواها و بحث ها نکن اینم خیلی سخته که ادم از خونواده ی
همسر ناراحت بشه روش اثر نذاره و به همسرش انتقال نده باید تمرین کنی من جدیدا مدام به خودم میگم بیخیال باش اهمیت نده همسرم بنده خداچکارکنه فورا خوبیاشو میارم جلو
چشام و اینطوری نمیتونم به همسرم ناراحتی موانتقال بدم وسعی میکنم اصلا راجع بهش نه فکر کنم نه بیانش کنم دوستان راهنمایی های خوبی به من دادن اگرچه هنوز خیلی مونده که بتونم واقعا کامل همه رو اجرا کنم امافکر میکنم یه خورده پیشرفت کردم میتونی موضوع منم بخونی با عنوان از دست خانواده همسرم به ستوه اومدم اونجا راهنماییهای خوبی هستش شاید به دردت بخوره
راستی بعضی ها میگن اگه عروس خوب باشه و نمیدونم سیاست داشته باشه وخودشو از خونواده ی همسر جدا ندونه مشکلی بین عروس و خونواده ی شوهر پیش نمیاد منکه همه راه هارو رفتم فهمیدم دو طرف باید بخوان وگرنه محاله و متاسفانه همیشم یه طرف نمیخواد درست رفتار کنه پس اینکه میگی شما رفتارت باهاشون خوبه اما اونا نه کامل درکت میکنم و میفهممت اما همیشه اونجوری کم پیش میاد هم عروس منطقی باشه هم خونواده ی همسر همیشه یه جای کار میلنگه پس بدون تنها نیستی
خوشبخت و موفق باشی خواهر گلم








علاقه مندی ها (Bookmarks)