نقل قول نوشته اصلی توسط ماندگار63 نمایش پست ها
سلام نازی جون.....میدونی چیه من فکر میکنم شوهر شما از لحاظ مالی بسیار وابسته به پدرش هست....و فک میکنه اگه از دست بده این وابستگی رو...مطمئنا خیلی چیزای دیگه رو هم از دست میده...شوهر شما انگار با پدرش کار میکنه...درسته؟؟؟؟ یا اینکه اگه غیر از این باسه...این دبگه به نوع تربیتش از بچگی ربط داره...که حس اینو داره اگه بیاد طرف تو و اونا رو رها کنه....بهشون بی احترامی کرده...به زمان بسپاری همه چی حل میشه..هر چی تو واکنش بیشتری نشون بدی..اون لجبازتر میشه...ارامش خودتو حفظ کن..و با پنبه سر ببر.
سلام عزیزم.
ممنون از جوابت.ولی نه.اصلا از نظر مالی وابسته نیست.روی پای خودش وایستاده.ضرر کرد ولی خداروشکر الان وضعیت مالیش خیلی بهتر شده و بخوایم بریم سر خونه و زندگیمون.هیچ مشکلی نداریم.
میدونی کلا خیلی احترام میذاره.یعنی همون تربیتی که شما گفتی....دقیقا میگه من نمیتونم تو روی خانواده ام واستم (که میگن بعد سال برین)بگم من میخوام مجلس بگیرم.
اینجور آدمیه.پسر خوبیه ولی خانواده اش خیلی مهمن براش.منم به قول شما هی لجبازی کردم.الان دیگه بهش گفتم یه ذره اشتیاق برای مستقل شدن ندارم(واقعا هم ندارم دیگه) گفت غصه نخور همه چیز درست میشه به زودی میریم.ولی نمیدونم اون به زودیش کی سر میرسه؟ خانواده منم از این ور هی میگن چی شد؟چیکار کردن؟ کی میخوان مجلس بگیرن؟ عروسشونو بلا تکلیف گذاشتن که عزادارن؟!!!! اونقدر این وسط درگیری فکری پیدا کردم که الان دارم برای کنکور میخونم اصلا تمرکز ندارم... همه خسته ام کردن دیگه.