دوستان عزيز، زنان خسته سرزمينم
دوست دارم براتون از نتيجه عملكردم تا اين لحظه بعد از بكارگيري توصيه هاي دوستان و كارشناسان اين سايت بي نظير، خصوصا شيداي عزيز بگم.
دوستان ميتونم بگم اين دستورالعملها معجزه ميكنه. حالا ديگه من هر هفته يا شايد بعد از اين هر 2 هفته يك بار به خونواده همسرم سر ميزنم. ولي اينو ياد گرفتم كه وقتي اونجا ميرم خيلي رسمي ولي محترمانه و مودبانه رفتار كنم و اصلا باهاشون صميمي نشم. اينجوري احترام خودمم بهتر حفظ ميشه. حتي المكان مدت زمان موندنم اونجارو هم تقليل دادم.
نكته دوم اينكه هيچ وقت حرف خونواده شوهرمو حتي اگه بدي يا بي احترامي هم ديدم به روي شوهرم نيارم و سكوت اختيار كنم.(به عنوان مثال ما هروقت از خونه اونهابرميگشتيم من تو همون ماشين شروع ميكردم بي احتراميهاي اونها رو به رخ شوهرم ميكشيدم و شوهرم تا مدتها اعصابش به هم ميريخت و برخورد بدي هم با من مي كرد. اما اينبار وقتي بعد از مدت زيادي حدود يك ماه به اونجا رفتم مادرشوهرم حتي به استقبال ما نيومد و حتي از اشپزخونه بيرون هم نيومد و وقتي من رفتم براي سلام عليك، برخورد خيلي سردي كرد،پدر شوهرم هم همينطور، من اصلا نه به روي خودم اوردم و نه همسرم. وقتي هم از اونجا اومديم هيچ اشاره اري به بي احتراميهاي اونها نكردم وكاملا خودمو بي تفاوت نشون دادم. همسرم روحيش فوق العاده بود و ازم خواست بريم به خونواده من هم سربزنيم!واونجا كلي سرحال و خوشرو بود-برعكس دفعات قبلي-و تا همين لحظه هم برخوردش و رفتارش با من خيلي خيلي تغيير كرده)
نكته سوم و خيلي خيلي مهم اينكه: چيزي كه خيلي منو آزار ميداد هميشه اين بود كه ميگفتم محبتي كه به خاطر اونها باشه براي من ارزش نداره و وقتي ميبينم همسرم به خاطر رفتار خوب من با خونوادش اخلاقشو با من خوب ميكنه، اين منو ازش متنفر ميكنه. ولي شيداي عزيز يه استدلال و مثال خيلي خوب اورد(در همين پست) كه واقعا روي من و زندگيم تاثير عميقي داشت. يكبار ديگه جملات نابش رو در اينجا براي استفاده دوستان عزيز و خودم ميارم:
نقل قول از شیدا:
"یه جمله آخرش گفتی که به نظرم خطای برداشت شماست. "محبتی که از همسرم می گیرم به خاطر خودم نیست، به خاطر خانواده شه"
اگر همسرت سردرد شدید داشته باشه می تونه ناز شما را بکشه؟
اگر مشکل مالی شدیدی واسش پیش بیاد و تو بحران مالی باشه بداخلاق و عصبی نمی شه؟ از ترک دیوار تا گرمی هوا را می کنه بهانه که سر شما یا بچه داد بزنه.
در عوض وقتی اوضاع مالیش رو به راهه، با شما هم برخورد بهتری داره و وقت بیشتری برای تفریح و با هم بودن و ... می ذاره. معنیش این نیست که شما را به خاطر پول دوست داره. معنیش اینه که خیالش راحته و آرامش داره و آرامشش را با شما سهیم می شه. نتیجه این شادی را می آره تو خونه برای شما.
در مورد خانواده اش هم اینطور نگاه کن. اونا رو خیلی دوست داره و دلبستگی بهشون داره.
وقتی از جانب اونا خیالش راحته آرامش خاطر داره و با شما هم بهتر برخورد می کنه. ناراحتی اونا براش قابل تحمل نیست و اگه حس کنه ناراحتن یا ازشون دور شده، عصبی می شه. آدم عصبی هم توی غذا خوردن و حرف زدن و ... همه چی (حتی رابطه جنسی که مثال زدید) حالش بده و عصبیه.
رفتار خوب شوهرت با شما رابطه مستقیم با آرامش همسرت داره، نه با خانواده اش.
هر طوری این آرامش به هم بخوره، با شما خوب رفتار نمی کنه."
شيدا جان ميخواستم بگم بكارگيري حرفات معجزه ميكنه. هم در طرزفكر من و هم در طرز نگرشم نسبت به زندگي و همسرم و نتيجتا در نوع برخوردم با همسرم ، خونوادش و ديگران.
خيلي ازت ممنونم شيدا. چون بعد از گذشت 4 سال از زندگي مشترك تازه دارم طعم خوشبختي و طعم مهرباني و قدرداني همسرم رو ميچشم. همسرم ديروز براي اولين بار ازم عذرخواهي بابت رفتار بدش!!! براي اولين بار ميبينم كه برام ارزش قائله و جور ديگه اي باهام رفتار ميكنه. براي اولين بار محبتشو بهم ابراز كرد و من رو بوسيد و بهم گفت كه دوستم داره!!! چيزي كه بعد از سال اول زندگيمون برام ارزو شده بود...
ازت ممنونم شيدا جان و همينطور khazane hamiushegi عزيز وهمه دوستان و مشاوران ديگري در اين سايت كه با خوندن مطالبشون نظرم نسبت به خودم و زندگي تغيير كرد.
ممنون از همه خصوصا شيداي عزيز![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)