به نظر من این اختلاف سنی 6 سال فقط یه اختلاف سنی ساده نیست،اختلاف تو طرز فکر و دیدگاه نسبت به مسایل مختلف زندگیه.اگه یه دختر و پسر همسن رو در نظر بگیری اغلب اون دختر از نظر بلوغ فکری 5 سال بزرگتر از اون پسره.اصلا یکی از دلایلی که میگن تو ازدواج بهتره پسر 5-6 از دختر بزرگتر باشه همین قضیه هست چون تازه این موقع از نظر بلوغ فکری همسطح میشن.البته این قضیه عمومیت نداره و ممکنه استثناهایی هم پیدا شه ولی بناکردن زندگی، رو استثناها کار عاقلانه ای نیست.حالا شما حساب کن این خانم که 6-7 سال از شما بزرگتره چقد دیدگاه هاش ممکنه با شما فرق کنه.
از طرفی هم ایشون شغلش طوریه که با دانشجوهای متعدد سروکار داشته و این چیزا واسش عادیه و ممکنه دانشجوهای دیگه ای هم مثل شما بهش علاقمند شده باشن ولی بروز نداده باشن.کلا استاد جوون همیشه دچار این جور مسایل میشه و بهتره زودتر مزدوج شه که هم خودشو از این حرف و حدیثا راحت کنه هم تکلیف دانشجوهاشو مشخص کنه
من خودم قبلا تو دانشگاه حق التدریس کار میکردم و اونجا یکی دو مورد پیش اومد که دانشجویی چند سال کوچیکتر از خودم بهم علاقمند شده بود در حالیکه من تو کلاس اصلا یه ثانیه هم به این قضیه فکر نکرده بودم و وقتی خبردار شدم واقعا شوکه شدم از اینکه این دانشجو پیش خودش چی فکر کرده
اون خانم با توجه به تحصیلات و موقعیت اجتماعی و شغلیش حتما خواهان زیاد داره و شاید خیلیارو رد کرده باشه.
به نظر من شما این قضیه رو فراموش کنی بهتره،چون با مطرح کردنش به احتمال زیاد جواب منفی بشنوی.
سعی کن زودتر شرایط ازدواجتو (مثل شغل خوب،سربازی و...) مهیا کنی و بعد با دختری که از نظر سنی و بقیه مسایل باهات تناسب داره ازدواج کنی.
موفق باشی![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)