به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام و عرض ادب دارم خدمت همه دوستان عزیزی که منت گذاشتند ، وقت گذاشتند

    ایرادات بنده را گوشزد کردند و بنده را راهنمایی کردند

    از تک تک شما عزیزان سپاسگذارم و دست تک تک شما دوستان عزیز را می بوسم .


    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    باید رابطه همسرتون و پسرتون و مادرتون را مدیریت کنید. سخته، ولی هر کس طلاق می گیره باید عواقبش هم بپذیره.
    قرار نیست راحت باشه
    اصلا بسیاری از مشکلات و مسائلی که در زندگی فعلی بنده درست شد به دلیل

    ندانم به کاری ها و بیجا کاری ها و نفهم بازی های مادرم هست

    خیلی هاش را من خودم میبینم و میشنوم ولی چیکار کنم که دستم بسته س

    چیکارش کنم ....

    هنوز که هنوز با وجود اون همه مسایلی که همسر اول م برام بوجود آورد

    با زبان بی زبانی میگه : این طلاق ش بده و برگرد به همون ....


    منم تنها کاری که این اواخر انجام دادم اینه که قطع رابطه کنم .

    اینجوری خیلی خیلی راحت ترم ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    همسرتون هم ایراد آنچنانی ندارن که شما به طلاق فکر کنید.
    این بحث و گفتگوها بین هر زن و شوهری پیش می آد.
    یه خورده بیشتر به همسرتون محبت کنید
    شما درست میفرمائید --- اتفاقا با محبت کردن خیلی هم خوب جواب میده و

    احساس میکنم تنها کمبودش هم همین کمبود محبت است .


    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    اون دوستتون هم که گفته زمین ده طبقه بساز و ... بگید بره همون زمینش را بسازه، به شما مشاوره خانواده نده بهتره.

    این جا را خیلی باحال گفتید


    چون این دوستم 3 سالی هست که بخاطر هیچ و پوچ و فقط بخاطر عقده ادامه تحصیل ، کار رسمی

    و دولتی ش را از دست داد و خلاصه چون بیکار شد مشکلات و مسائل مالی مثل اجاره خانه و ...

    بوجود اومد و خلاصه خانم شا طلاق داد و هنوز هم مجرد .


    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    آقای عزیز،
    یه نگاه به زندگی پدر بزرگ مادربزرگتون بکنید
    پدر و مادر
    و بقیه افراد مسن فامیل.
    همسر و همدم اونقدر که برای سالهای پیری و بازنشستگی و تنهایی مهمه، شاید در جوانی نیست.
    چرا فکر کردید اگه با همسرتون زندگی کنید ده سال دیگه ارزشی نداره
    اما پسرتون ده سال دیگه با ارزشه؟
    قبول دارم ....

    هرچی من الان که بزرگ شدم به درد پدرم خوردم و کنارش هستم

    پسرم من هم بزرگ شد به درد من میخوره

    میدونم که الان تا بچه س به دلیل نیاز مهری و عاطفی و کوچک بودن جسته ش به من نیاز داره

    و فردا همین که روی لب ش سیا شد و در دانشگاهی ، جایی چشم ش خانمی را پدر از یادش میره .

    و اونی که برای من میمونه همین خانم م هست .


    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    همسر شما اگر واقعا بی دلیل ( اونطور که خودتون هم گفتید نمی دونید چرا) خونه اش را شش دانگ به نام شما کرده،
    می خواد زندگی کنه و قصدش طلاق و سواستفاده و ... نیست.
    نه به خاطر مدیون نبودن، بلکه به خاطر صداقت و قصدی که داره (زندگی کردن با شما) اذیتش نکنید و اینقدر باهاش یکی به دو نکنید.

    شیدا خانم می دونید قصه چیه ..؟؟

    قصه از این قرار که همسر اول من بسیار وضع مالی پدرش خوب بود و در اوایل زندگی مون پدرش

    یه واحد خونه به عنوان هدیه به دخترش به ما داد و ما در خونه ایشون زندگی میکردیم .

    و حتی بعد از مدتی سند خونه را هم پدرشون به نام من زدند .

    یادم اون زمان دوستام بهم میگفتند :

    خدا شانس بده ، پسر تو چقدر خر شانسی ....!


    =============================

    البته خدایی بنده هم بی هیچ چشم داشتی به مال شون نداشتم و فردای روز طلاق رفتم و سند

    را به نام ایشون برگرداندم .


    خلاصه در مسیر این ازدواج دوم - ایشون قضیه سند زدن خونه همسر اول م را فهمید

    و الان میگه :

    خانه م را به نام ت زدم ، میخواستم بهت بگم که اگه اون این کارا کرد ، من هم دوستت

    دارم و برات این کارا میکنم ، یوقت فکر زندگی قبلی ت را نکنی .

    =============================================

    خلاصه که این دوست داشتن های اینا هم برا ما شده دردسر ...

    کاش من دوست نداشتند ، والا به خدا ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    اگر شما فردا (دور از جون) بیفتید بمیرید، اونقدر که از اون خونه به پسر شما می رسه به همسرت و دخترش نمی رسه. ایشون خونه اش را با این ریسک به نام شما کرده، اونوقت شما می گی ده طبقه بسازم .......... واقعا که!
    بله قبول دارم و شما کاملا درست میفرمائید

    واقعا ریسک بزرگی کرده ، چون اگر این اتفاق بیفته خونه کاملا میره تو انحصار وراثت و پسر من هم از این

    خونه حق میبره .

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    اونوقت شما می گی ده طبقه بسازم .......... واقعا که!
    لطفا این ده طبقه را توی همین زندگی امروزتون بسازید. طلاق چاره درد شما نیست.
    گاهی انسان ها اشتباه میکنند ، من هم اشتباه کردم .

    این کار ایشون و بقیه کارهای ایشون را نادیده گرفتم

    بعد از خوندن صحبت های شما دوستان عزیز ، نشستم کلاه خودم قاضی کردم و سعی در جبران

    کارهای ایشون دارم .


    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar67 نمایش پست ها
    شما همسر اولتو بخاطر اشتباهش طلاق دادی نمیگم اشتباهش کوچیک بود امادر مورد ایشون فقط خودتو

    غیرتتو دیدی میدونستی با اینکار برای همیشه زندگی پسرت تغییر میکنه اما اونکاروکردی شاید هرکس

    دیگه بود یه فرصت جبران به خانومش بخاطربچش میداد اما شما اونجا فقط به حس خودت فکر کردی پس دانسته تصمیم گرفتی
    سحر خانم اشتباه میکنید ....

    من بخاطر زندگی م ، بخاطر پسرم و .... 2 بار بهش فرصت دادم

    2 بار بخشیدم ش ولی اون دفعه سوم هم مرتکب خیانت شد ....

    ولی اون هر بار از این خری یت و دوست داشتن من سوءاستفاده کرد و هر بار با یک نوع خیانت جدید

    این فرصت دادن من را جبران کرد .


    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar67 نمایش پست ها
    بعد خانوم دومتم طلاق دادی که اثبات کنی اقا من اگه باغیرت نبودم اولیو نگه میداشتم پس اینم بره
    باز هم در اشتباه هستید ....

    ایشون در صیغه عقد مرد دیگری بود و در این زمان صیغه که هنوز باقی بود ، همسر بنده هم شده بود

    و بنابراین من و ایشان برای همیشه بهم حرام ابدی شدیم .

    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar67 نمایش پست ها
    حالام به نظرم اینو طلاق بده برو سراغ بعدی زندگیه باحالیه اینبارداستان سر دوتا بچه قبلی با بچه های جدیده

    سحر خانم فرض مثال که خدای نکرده چنین اتفاقی بیفته

    اولا بنده دیگه ... میخورم زن بگیرم

    دوم به لطف دوست پزشک م بلایی سر خودم آوردم که خداراشکر دیگه هیچوقت بچه دار نمیشم ...

    البته این قضیه کاملا Secret و هیشکی نمیدونه ....

    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar67 نمایش پست ها
    نمیشه اقا نمیشه بخدا اگه پشت صدتا عقدنامه بنویسی بازم پسرت مثل بچه ی اون خانوم نیس گناهیم نداره

    والله تو این دوره زمونه ادم حوصله نق نق بچه خودشم نداره وای بحال یکی دیگه
    این حرف تون خیلی رو من تاثیر مثبت گذاشت ....

    قبول دارم که آدم حوصله بچه خودشم نداره ...

    برا همین منم کوتاه اومدم و دیدم این بنده خدا درسته قبول کرده

    ولی الان خودش یه بچه شیرخواره داره که اینقدر شیطون و بده که واقعا دیوونه مون کرده

    من الان تو این شرایط بچه ما بیارم کجا ؟؟؟

    این بنده خدا پس همین فسقلی هم برنمیاد و گاهی از کوره در میره و از دستش گریه میکنه

    اینجوری هم بچه خودم اذیت میشه و هم این زن

    تازه این وسط مادرش هم خوش خوشانش میشه ....

    برا همین فقط صرفا برا یه گربه کشان و حد و مرز مشخص کردن بحث ش را باز کردم

    والا هیچوقت نمیارم ش ....

    وظیفه مادرش هست باید جمع ش کنه .


    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar67 نمایش پست ها
    شما که پدرشی و مادر محترمشون به فکر اینده اون طفل معصوم نبودین هرکی هرکاری خواست کرد حالا اومدی گیر دادی به این زن بیچاره که چی؟

    سحر خانم هر آدمی یه طرز فکری داری ...

    من با زنی که جسم ش پیش من و فکرش پیش دیگری و چه بسا ممکنه در آینده جسم ش هم میرفت

    پیش دیگری ، به هیچ وجه
    زندگی نمیکنممم....


    حتی اگه 10 تا بچه هم ازش داشتم ، باز هم طلاق ش می دادم


    و اصلا و ابدا هم هیچوقت بخاطر تصمیمی که گرفتم خودم سرزنش نکردم و

    نمیکنم (( حق ش بود - خوبش کردم ... ))

    و الان هم اون بچه قربانی کارهای مادرش و غیرت بی جا یا شاید هم غیرت بجای من شد

    دارم تاوان تصمیمی که گرفتم را میدم ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar67 نمایش پست ها
    انصافا هیچ خانومی باشرایط خانومت نمیاد خونشو به نام شوهرش بکنه اونم شوهری که بهش مثل یه

    موجود اضافه نگاه میکنه شما جای همه تصمیم میگیری برا همه تصمیم میگیری هیچ کسم تو زندگی شما ارزش نداره براحتی میان به راحتیم میرن


    یه ذره بازنگری بکنین تو سیستم فکریتون

    شما کاملا درست میفرمائید و ممنون از این صراحت بیان

    باورکنید جملات شما و شیدا خانم روی من خیلی تاثیر مثبت گذاشت و ازتون خیلی خیلی سپاسگذارم .....

    من تو این چند روزه خیلی رو خودم کار کردم و فکر میکنم تغییرات خوبی هم داشتم

    مورد جدیدی که فهمیدم

    فکر میکنم همسر بنده تنها کمبودی که داره ، کمبود محبت هست


    من تو این چند روزه با کلمات - جملات و .... دارم بهش محبت میکنم و حسابی هم جواب داده .
    ویرایش توسط tanhaei : دوشنبه 25 خرداد 94 در ساعت 11:10

  2. 3 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    alireza198 (دوشنبه 25 خرداد 94), فرشته مهربان (دوشنبه 25 خرداد 94), شیدا. (دوشنبه 25 خرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: شنبه 03 خرداد 93, 20:25
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  3. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.