سلام مجدد خدمت شما آقا حمید
و سپاس فراوان دارم که جواب سوال های بنده رو دادید
بنده فقط یک سوال دیگر می پرسم و ادامه ی بحث را خدممتون عرض می کنم. آیا در گذشته ی خود همچین احساسی را به کسی دیگر داشته اید؟ آیا او هم پسر بوده است؟
همان طور که خود شما گفتید دوستی با فردی کوچکتر از خود، به خودی خود مشکلی نداشته و شما خودتان را برادر بزرگ او می دانید و حتی می توانید به او در درس و تکالیفش هم کمک کنید و من شخصا به هیچ عنوان فکر نمی کنم که شما نیت بدی داشته باشیدو این فکر من در قبال شما دلایل متعددی دارد. ولی ذکر این دلایل به دلیل گسترده بودن در این بحث نمی گنجد. دوست عزیزم در واقع مشکل شما اختلاف سنی نیست. امکان داشت این احساس شما در مورد فردی که حتی هم سن شماست هم اتفاق بیافتد، یعنی این احساس را به یک هم سن خود داشته باشید.
دوست عزیز سختی دیده ی من، سخنان شما حاکی از رنج و عذابی است که شما متحمل شدید و چون شما مقید به انسانیت هستید این رنج و عذاب شما بیشتر هم شده است. اگردر گذشته نیز شما احساس وابستگی شدید به فرد دیگر(پسر) داشتید موضوع مقداری پیچیده تر می شود.
اگر شما وابستگی شدید دارید و هر روز این وابستگی بیشتر می شود و حتی گاهی اوقات خواب دوستتان را می بینید و رویا پردازی می کنید و دوست دارید همیشه با او باشید. وقتی می بینید او با کسی می گردد و بازی می کند ناراحت و عصبانی می شوید.
این ها علائمی هستند که اگر شما دارید لطفا بفرمایید تا به موضوع دیدگاه عمیق تری داشه باشیم
لطفا تمام جزئیات را بنویسید و به سوالات مطرح شده جواب شفاف بدهید. به امید آنکه خیالتان آرام گردد. ممنونم از شما
- - - Updated - - -
دوست عزیز به عقیده بنده احساسات نباید در انسان ها سرکوب شوند، در واقع باید آن ها را مدیریت کرد. به عقیده بنده دیگران حق ندارند در مورد کسی که شناختی از او ندارند و در واقع در ذهن او نیستند قضاوت کنند چه برسه به قضاوت نابه جا، انتخاب اهداف و حرکت به هدفی خاص ابتدا نیازمند آرامش درونی می باشد. چون بدون آرامش یا هدف عوض می شود و یا شکست می خورد.
ممنون









علاقه مندی ها (Bookmarks)