به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام


    ممنونم از شیدا جان،آترین عزیز،آقا بهنام،آقای خاله قزی،آقای سوشیانت و گیسوی عزیز


    من همون روز نظرم نسبت به ایشون به کل عوض شد ولی گفتم همین الآن جواب منفی بدم شاید صورت جالبی نداشته باشه و بهشون گفتم اجازه بدید فکر کنم و قراره یکی دو روز دیگه نظر قطعیم رو اعلام بکنم که کامنتهای دوستان عزیز هم باعث شد تا با قطعیت بیشتری این جواب نه رو بگم.


    در مورد نحوه آشناییمون که گیسوی عزیز پرسیده بودن :دو سال پیش یکی از آشناها منو به این آقا معرفی کرده بود ولی وقتی شرایط ایشون و معیارهاشون رو به من گفتن من گفتم نه چون تو مسایل اساسی با هم اتفاق نظر نداریم.تا اینکه همین چند ماه پیش دوباره این فرد معرف باز حرف این آقارو پیش کشید و من بازم همون حرفهای قبلیم رو گفتم ولی ایشون گفتن که دیدن که ضرر نداره فعلا شماره تلفنتو بهش میدم تا خودتون با هم حرف بزنید.


    این آقا با من تماس گرفتن و یه سری حرفای کلی در مورد معیارهامون زدیم و من دیدم که بعضی از معیارای ایشون رو ندارم(مثل چادری بودن و عدم اشتغال و...) و بهشون گفتم که به نظر من ما خیلی مناسب هم نیستیم ولی ایشون گفتن حالا شما اجازه بدید همدیگه رو ببینیم.لازمه بگم که این آقا همون پشت تلفن گفتن که اجازه بدید من با مادرم بیام منزلتون ولی از اونجاییکه من دوس دارم قبلا خودم آقا پسر رو ببینم گفتم نه اول بهتره یه دیدار مختصر داشته باشیم شاید اصلا همدیگه رو پسند نکردیم و نیازی به ادامه جلسات نباشه.

    من و ایشون همدیگه رو ملاقات کردیم و حرفای عادی در مورد شرایطمون زدیم.بعد تماس گرفتن که مادرم میخواد با شما و مادرتون آشنا بشه که اومدن منزل ما و بازم حرفای عادی زده شد.

    ولی بعد از همون دیدار اولمون ایشون شروع به ابراز احساسات کرد و ادامه ماجرا که قبلا توضیح دادم.

    بازم ممنونم از دوستان عزیز
    ویرایش توسط آی تک : پنجشنبه 22 مرداد 94 در ساعت 19:01

  2. کاربر روبرو از پست مفید آی تک تشکرکرده است .

    ario86 (جمعه 23 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 مهر 94, 00:01
  2. تو انتخابم مرددم (پسر خوبیه، اما چهره و صدایش مطلوبم نیست)
    توسط نازنین... در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 24 آبان 93, 15:49
  3. بی تو بودن کار من نیست ! تا دلت نرفته، برگرد!
    توسط آرمان 26 در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 10 آذر 91, 16:04
  4. شب میلاد تو در یادم نیست !
    توسط nasrinshokohi در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 خرداد 87, 07:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.