سلام خانم سام بادی ...
من خیلی گذرا تاپیک و یکی دیگه از تاپیک هاتون رو خوندم... ببخشید صریح میگم..ولی برای کمک به خود شماست... اول این که به نظرم روی خودشناسی خودتون اصلا کار نکردید و نمی دونید از این دنیا و خودتون چی می خواید...بد تر از اون تن به ازدواجی دادید که نمی دونستید از همسر ایند تون چی می خواید .... بد تر از اون توی دوران عقد دیدید طرف اهل قلیان و مشروب و دختر اوردن هستش و... بازم ادامه دادید ؟!؟ واقعا چرااااااااااا؟؟؟؟؟؟!!؟!؟؟!؟ !؟!؟!؟
من نمی خوام شما رو به جدایی سوق بدم... یا حتی موندن...چون باید بدونید این خود شما هستید که باید هر تصمیمی که می گیرید عوابقش رو تا اخر عمر به جان بخرید... ولی توصیه می کنم یک تاپیک بزنید با عنوان مثلا نمی خوام بیش از این اشتباه کنم به نظرتون جدا شم یا ادامه بدم؟ ایا امیدی هست؟
خیلی خلاصه مطالب مهم رو بنویسید... از سن خودتون و همسرتون از این که روزی که با ایشون ازدواج کردید چه تصوری داشتید؟چه تعاریفی اونا از پسرشون کردند و شما راضی به این ازدواج شدید؟به نظرتون اون اقا چه خوبی هایی داره؟چه بدی هایی داره ؟ اگه بمونید باید چی ها رو تحمل کنید... اگه جدا بشید چه اینده ای به نظرتون خواهید داشت.... تا به یک جمع بندی برسید...
فقط خواهشی دارم و اون این هستش که قبل از این که پای بچه بیاد وسط تصمیم درست رو بگرید... دیگه در نهایت توی اون تاپیک به یک نتجیه برسید...اگه قرار به ادامه شد چه کنید بهتره...یا اگه جدایی هم همین طور...لطفا راجب خودشناسی خودتون هم کلا بعد ها بیش تر کار کنید...
و بدونید یک پایان تلخ از یک تلخی بی پایان بهتره...








علاقه مندی ها (Bookmarks)