سلام وممنون میشل عزیز
مشکلات گذشته کمتر شدن اما حل نشدن و تمومی نداره.گاهی وقتا سیگار میکشه و گاهی اونطور که من فکر میکنم مواد اما هربار آزمایشش منفی بوده.گاهی حس میکنم خیانت میکنه.نمیدونم اون بهتر شده یا من بیخیال شدم و دیگه عادت کردم به این چیزا.در هر حال زندگیمون نسبت به قبل کمی آروم تر شده.
اومدن ما به مشهد یک سری فواید داشت.چون متوجه رابطه همسرم و زن داداشم شده بودم الان که دوریم خیالم راحت تره.درسته از فکرم پاک نمیشه اما شهر خودمون که بودیم خیلی اذیتم میکرد.
اینم بگم که الان از نظر تحساسی توی حالتی هستم که طلاق و یا ادامه زندگی برای هیچ فرقی نداره.حس تعلق خاطری ندارم.
اینایی که گفتم یک نمای کلی از زندگیمون بود.
شوهرم میگه یک مدت دیگه صبر کنیم شاید کاری پیدا شد چون هنوز چند نفر دیگه هستن که قول کار دادن بهمون.
از طرفی یه مسئله دیگه هم هست که میخام راهنماییم کنین.اونم اینه که من توی این 10 ماه تمام حقوقم رو خرج خونه و اجاره کردم و هیچوقت به فکر خودم نبودم اما هر دفعه بعد از اینکه اجاره و قسط و اینارو پرداخت کردم شوهرم با رفتاراش باعث شد پشیمون بشم و 2 ماه پیش که بمن گفت به تو ربطی نداره من از کجا پول بیارم و کجا خرج کنم من دیگه اجاره رو ندادم.الان دو ماهه اجاره عقب افتاده و دو روزه همش بهم میگه من اشتباه کردم بیا و اجاره رو بده.من بهش گفتم به ازای تمام پولایی که تا الان بهت دادم و اغزین ببعد شاید بدم یه چک سفید امضا بهم بده تا منم مثل قبل کمک خرج باشم.نمیدونم درسته یا نه.اما من واقعا هیچوقت هیچی واسه خودم نخواستم ولی شوهرم اصلا مراعات نمیکنه