من حدود به یکسال با همسرم در ارتباط بودم بیشتر تلفنی که سه ماه اخر به بیرون رفتن تبدیل شد من خیلی تلاش میکردم که علاقه ام رو به همسرم نشون ندم توی اون یک سال آشنایی نه اینکه بد اخلاق باشم ها فقط رسمی برخورد میکردم هیچوقت بهش تو نگفتم بعضی شبا تا 4 صب با هم تلفن صحبت میکردیم اما من خیلی خیلی رعایت میکردم اظطراب خوبه و یه لحاظی طبیعیه تاپیک "همسرم آشفته اس" مال منه بخونین میفهمین که توی یکسال میشه ره 50 ساله رو رفت خدا رو فراموش نکنین من خودم آدم مذهبی نبودم الانم مذهبی نمیدونم خودمو اما نماز و خوندن قرآن خیلی تاثیر داره کم کم میبینین که خدا حرفاتونو میشنوه و بهتون جواب میده.
خیلی وسواس به خرج ندین با نامزدتون حتما بیرون برین ایرادی نداره اگه خانواده هم همراهتون باشن یه قوت قلبی میشه واسه شما که خانوادتون همراهتون هستن.
دقت داشته باشین کوچک ترین حرکات شما در ذهن نامزدتون ضبط و آنالیز میشه شمام هوشیار باشین همه چیز رو توی ذهنتون ثبت کنین حتی میتونین صداتون رو ضبط کنین من تمام صحبت های قبل ازدواجمون رو دارم وای عالین وقتی گوش میکنمشون بی اختیار اشکام میریزن.
من در تمامی موارد با همسرم صحبت کردم!
آخرین جلسه که 3 روز قبل آزمایشمون بود کامل و بی پروا در مورد روابط زناشویی صحبت کردیم اما سعی کنین سنجیده رفتار کنین دلیل نداره خانوما در این مورد پیش قدم باشن در همه موارد سعی کنین نجابت رو رعایت کنین بعد از ازدواج خدا آنچنان آرامش و عشقی رو در قلبهاتون قرار میده که حتی نمیتونین تصورش کنین فقط توی راه عاشقی باید صبور بود و محکم!










علاقه مندی ها (Bookmarks)