اقای داریوش عزیز
همسرم بهم گفت من خیلی دوستت دارم و میدونم که تو باور نمیکنی.گفت من این روزا فشار کارم زیاده و بهم فرصت بده به موقعه ش باز خودم مثل قبل میشم.شب اومد دنبالم و رفتیم بیرون و درمورد اینده و خونه و اینا صحبت کریدم و حتی رفتیم رو میزی دیدیم.مدام از خونمون صحبت میکرد.من میدونم که دوستم داره منم خیلی دوستش دارم مشکل منم که زیادی حساسم و زوم میکنم زو رفتارش شاید علتش اینه که همیشه زیادی بهم توجه میکنه و من توقعم ازش زیاد شده و وقتی خسته و بی حوصله هست من زود متوجه میشم.
میخوام رو خودم کار کنم منم دیگه اینقدر بهش سخت نمیگیرم دارم برای خودم تفریح و کار دستی تو خونه درست میکنم که هم وقتم پر شه و به این مسائل فکر نکنم هم ازین کار انرژی میگیرم.یکم دیره اما متوجه شدم فقط خسته ست خاطر حجم کارش تو این روزا
حق با شماست اقایون خیلی علاقه دارن ازین مدل شوخیا کنن و خانما هم واقعا متنفرن ازین مدل شوخیای لوس
اما منم به خوبیاش میبخشم
خیلی سپاسگذارم و براتون ارزوی موفقیت و خوشبختی دارم







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)