والا نظر من کارشناسی نیست.
ولی به نظر من باید بازم صبر کرد و صحبت کنین باهاشون ، دلایلشون که اصلا قانع کننده نیست.
کاش یه بزرگتری ، یه آدم فهمیده ای ، کسی بود که پادرمیونی میکرد حداقل راضی میشدن یه بار اون خانوم رو بببنن.
خیلی ها هم بودن که رفتن اون طرف و بدون اجازه خانواده ازدواج کردن و مشکلی هم پیش نیومد ولی به نظرم اگه بخواین این کارو بکنین ، یه جورایی بی احترامی حساب میشه.
اگه دیگه خیلی پافشاری داشتن و تلاش های شما نتیجه نداد و اگه واقعا از تصمیمتون مطمئن هستین ، به عنوان یه فرد مستقل بدون اجازه این کارو کنین.
جسارتا میشه بدونم چرا این قضیه ازدواج انقد براتون مهم شده؟ آخه شما میگین دارین با ایشون زندگی میکنین و طبق حرفهای خودتون فرهنگ اونجا پذیرفتین و حتی میگین که بدون ازدواج میتونن بچه دار بشن .
شما که این دو سال رو باهاشون زندگی کردین ، خب بازم به همین روش ادامه بدین تا رضایت کامل خانوادتون رو به دست بیارین.
از خانوادتون بخواین که یه دلیل قانع کننده بیارن که مورد قبول شما باشه ، دین و ملیت و زبان ، فرهنگ دلایل قانع کننده ای نیست ، حداقل برای شرایط شما نیست چون خودتون میگین با فرهنگ اونجا بهتر کنار میاین و این شما هستین که میخواین زندگی کنین ، نه خانواده ، شاید هر پنج سال در میون هم نخواین بیاین ایران ، پس این دلایلی که خانوادتون میگن به هیچ وجه قانع کننده نیست.
شاید به خاطر مذهبی بودنشون دوس ندارن بگن که عروسشون مسلمان نیست و . . . (با احترام کامل به مذهبی و غیر مسلمونها ، من برای همه عقاید و طرز فکر ها احترام قائل هستم)
شاید شما 9 سال اونجا هستین ، اینو یادتون رفته باشه ولی من اینو یادآوری میکنم که تو ایران اول حرف مردم مهمه ، بعد دل و حرف خود شخص ، بعضیا شده بمیرن هم ولی به خاطر حرف مردم باید اونجوری که مردم میخوان زندگی کنن ،حداقل 99 درصد ایرانیا اینطورن
نمیدونم شاید مثلا آرزوها واستون داشتن و دارن و . . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)