به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam.mim نمایش پست ها
    باز هم نمی خوام توجیه کنم اما از یه جایی به بعد باید فرهنگای اشتباهمونو خودمون تغییر بدیم من مخالف اینم که ازدواج ، ازدواج خانواده هاست چطور خانواده من از این حق خودشون می گذرند که خودشونو بکشن کنار و بگن هرجور خودت دوست داری و فقط از دور مراقب باشند که با آدم نا جوری وصلت نکنم . از بعد از اینکه همسرم رو شناختن و متوجه شدن پسر معقولی برای ازدواج هستش پدرم پول جهیزیم رو ریخت به حسابم و گفت برو هر چی می خوای بخر مادرم هم (با اینکه بیشتر وقت های تعطیلی تنهاست ) با اینکه همسرم هم اصرار کرده هیچ وقت با ما جایی نیومده که ما راحت باشیم خونواده های دیگه نمی تونن این کار رو بکنند . ما دیگه تو این قرن خیلی زشته که علت طلاق هامون دخالت خونواده ها باشه .

    تمام این دعواهایی که پیش اومد واسه این بود که من و همسرم یه عروسی ساده می خواستیم که من شدم آدم بده داستان که به درد پسر این خونواده نمی خورم می خوام بگم مغز بعضی از آدما تا این حد فسیل شده و من نمی خوام اجازه بدم عقاید و افکار غلط همیشه برنده باشه از یه جایی ما جوونا باید سنت های اشتباه رو از بین ببریم

    احترام درسته واجبه اما واسه کسی که احترام خودشو نگه داره. کسی که با 60 سال سن هنوز مثل دختر 15 ساله فکر می کنه و خودش رو با دختر 25 ساله مقایسه می کنه قبل از عروسی پسرش می ره یه سری لوازم خونه نو می خره (جهزیه می خره ) لایق چه احترامیه آخه ؟ چه سن و سالی ازش گذشته ؟ به کدوم پختگی و تجربه اش باید احترام گذاشت ؟ کسی که احترام تورو حفظ نمی کنه چرا باید بذاری حرف اشتباهش پیش بره ؟ کسی تا 60 سالگی رسیده و از احدالناسی عذرخواهی کرده به چه بلوغی رسیده که من به احترام اون بلوغش به حرفش گوش بدم . جای دخترشونم اما بد و خوب رو هنوز نمی دونن .

    من و همسرم گفتیم خرج عروسیمونو بدین بریم سفر یا نه بدین به 4 تا خونواده کم توان واسه دخترشون جهیزیه بگیرن گفتن نه می خوایم به 500 نفر شام بدیم شما هم وظیفتونه بیاید و پایکوبی کنید .

    ببخشید طولانی شد حرفم اینه که سنت های اشتباه باید از بین بره این درست نیست بگیم ازدواج خونواده هاست منکر این نمی شم که هست ولی اعتقاد دارم اشتباهه خونواده ها یه بار انتخابشون رو کردن و ازدواج کردن قرار نیست من با مادر همسرم ازدواج کنم که اگر اینطور بود نه تنها اجازه نمی دادم بیان خواستگاری بلکه جواب سلامشون رو هم نمی دادم (از این نظر که هیچ یک از رفتارشون رو نمی پسندم) ولی به احترام همسرم به اونها هم احترام گذاشتم تو این مورد هم همسرم با من همفکر که ازدواج یعنی ما دو تا نه هیچکس دیگه
    صحبت هاتون خیلی تاسف باره.
    با این نگرشتون مطمین باشید در زندگی به شکست می رسید.

    مایی که دستی بر آتش داریم و داریم زندگی می کنیم می بینیم که در زندگی مشترک مدیریت روابط با خانواده ها چقدر تاثیر گذار در روابط زوجین است.

    شما هنوز خان اول را رد نکرده با مادرشوهرتون به چه کنم چه کنم افتاده اید حالا از راه نرسیده می خواهید سنت ها را عوض کنید؟!!!!

    بسیار شعارگونه صحبت می کنید. زندگی رو با شعار نمی شه اداره کرد.

    اتفاقا پدر مادر شما هم خیلی اشتباه کرده اند که تا این حد شما رو به حال خود رها کرده اند و همه تصمیم ها را به عهده خودتان گذاشته اند.

    اگر بخواهید یک زندگی بادوام داشته باشید اتفاقا خیلی از این احترام ها ی به قول شما زورکی باید باشد لازمه اش گذشته .

    این گذشت رو پدر مادرتون یادتون داده اند؟

    اتفاقا من به عنوان فقط یک خواننده نگرانم نکنه شما هم مثل پدر مادرتان ، برای همسرتان رفیق نیمه راه باشید .افکارتان بسیار سطحی و ویران کننده هست.

    دوستان همه نشانه های خطر رو گفتند ،خود دانید.

    کسی نمی گوید جدا شوید و یا ازدواج کنید نگرشتان به زندگی مشکل ساز خواهد شد.

  2. 3 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    kaspian (جمعه 07 خرداد 95), آخیش (پنجشنبه 06 خرداد 95), شیدا. (شنبه 08 خرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.