میستوی عزیز، شما یک آدم تنبل و خطرناکی هستی که دوست داری مشکلاتت را گردن دیگران بندازی. اونقدر توسری خوردی که دوست داری از هرچیزی برای اظهار وجود استفاده کنی. به نامزد دختره زنگ زدی چون فرصتی برات بود که اظهار وجود کنی. فرصتی که هیچ وقت خانوادت بهت نداده. اونقدر مرد نبودی که بگذری و دیگه باهاش ادامه ندی. تو یک آدم خودخواه و عقده ای شدی. از اسلام گذشتی چون باز بهت فرصت اظهار وجود میده. اینکه برای خودت صاحب فکر و عقیده ای. اینکه دیگه لازم نیست نماز بخونی و روزه بگیری. توجیهی برای تنبلی های بیشتر ولی این دفعه با یک حس خوب که مثلا این تصمیم حاصل تفکرات خودت هست. تو هر رشته ای که بری و هر کاری که بکنی بالاخره یک ایرادی از توش در می یاری چون تنبلی و بدتر از اون اینکه میخوای ایراد رو به گردن دیگران بندازی.
به خودت بیا و مسئولیت زندگی خودت رو قبول کن. تو هنوز اول راهی و اگر تفکرت رو نسبت به خودت و زندگیت و اینکه کی مسئول خوشبختی و بدبختی تو هست رو عوض کنی در آینده ای نزدیک ان شاء ا... بتونی از این شرایط خودتو منجلاب خودت رو نجات بدی








علاقه مندی ها (Bookmarks)