به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 تیر 95 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-4-14
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    253
    سطح
    5
    Points: 253, Level: 5
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 55.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
    سلام..عیدتون مبارک..
    والله من چون تحصیلات دانشگاهی ندارم نمیتونم زیاد در مورد کنکور نظر بدم..فقط پیشنهاد دوستانو بازگو کردم چون به نظر خودمم فکر خوبی میومد .. چون دور شدن از این محیط باعث کم شدن تنش میشه..

    و شادی از نظر همه فرق میکنه..یکی با پولش شاده..یکی با ورزش و تفریح شاده.. یکی با مسافرت رفتن و یکی با مردم آزاری و غیره.. و من چن نفر و تو زندگیم دیدم که کنار انبوه مشکلاتشون همیشه میخندیدن و شاد بودن که برای خود من تعجب اور بوده..
    و شاد بودن تو شرایط الان شما کمی سخته.. فقط باید شما تلاش کنید که تنش و کم کنید و بحث ما روی عنوان تاپیک شما هستش که با خود کشی هیچی عوض نمیشه..اصلا نباید اسمشو بر زبون بیارین..

    حالا اگه پدرتون بخاطره این نکات شما رو با دوستاتون مقایسه میکنن حتما دلیلی داره.. الکی که پدری پسرشو خرد نمیکنه..

    خب شما بگین شادی رو تو چی معنا میکنید؟؟
    برای شاد بودن و شادی کردن فقط باید احمق بود نمیدونم شنیدی یا نه ولی اونایی از این دنیا بیشترین لذت رو میبرن ک احمق باشن یا حالا زوال عقلی داشته باشن ... (قصدم توهین نیست امیدوارم بگیری چی میگم) ... بهتر بخوام بگم شادی اصلا برا من معنی نداره چیزیم ک از شادی و شاد بودن از بقیه یاد گرفتم شامل خنده رو بودن شوخ طبع بودن با خانواده خندیدن و بازی کردن و تفریح کردن با دوستان بیرون رفتن با جنس مخالف ارتباط داشتن و این مدل چرت و پرتا ولی اگه یکم جامع تر نگاه کنی میفهمی شاد بودن اصلا معنی نداره (احتمالا فقط من اینطوریم شایدم افرادی شبیه من هستن ک همین نظر رو دارن)
    و در مورد چیزی ک قرار بود پ.خ بفرستم متاسفانه این امکان در این انجمن ممکن نیست یا حالا سطح کاربری من پایین هستش و امکان ارسال پ.خ واسه بقیه کاربرا برای شخص من وجود نداره همچنین امکان ویرایش پست های گذشته هم ممکن نیست باز هم به دلایل بالا بنابرین به خاطر محدودیت نتونستم زودتر اطلاع رسانی کنم .. (اگه مایل به شنیدن دلایلم در موردم چیزی ک خواستی هستی آیدی تلگرامم @mist0 هستش اگه دادن ایمیل یا آیدی برای ارتباط با افراد خلاف قوانین هستش مدیر بخش پست رو پاک کنه)

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda.n نمایش پست ها
    باخدا باش پادشاهی کن
    بی خدا باش هر چه خواهی کن
    خدا باید با من باشه یا من با او ؟؟؟
    مطمئن باش اگه خدایی هم وجود داشته باشه تو زندگی روزمره و طبیعی افراد هیچ دخالتی نمیکنه

    راستی انگاری امروز عید هستش پس عید همتون مبارک
    عید شمام مبارک جوادیان

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آذر 95 [ 11:32]
    تاریخ عضویت
    1395-2-09
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,947
    سطح
    33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    179

    تشکرشده 278 در 136 پست

    Rep Power
    44
    Array
    من به خدا اعتقاد ندارم ولی دید شما واقعا بامزه است. کی گفته آدم باید احمق باشه تا از زندگی لذت ببره و شاد باشه؟ شما فکر می کنی اولین نفری هستی که به این نتیجه رسیده که خدا وجود نداره؟ بیشتر مردم چین به خدا اعتقاد ندارند. بخش قابل توجهی از اروپا هم همین طور. نه احمق هستند و نه زندگیشون رو تعطیل کردند. بلکه دارند از این فرصت یگانه و محدود برای زندگی در این دنیا استفاده می کنند و شاد هستند و سعی می کنند افراد سازنده ای باشند. شاید به نظر شما این شادی ها احمقانه باشه ولی به نظر من نیست. من از اینکه دوستم رو ببینم شاد می شم. از اینکه مادرم رو بغل کنم خوشحال می شم. از اینکه قسمت جدید سریال مورد علاقه ام بیاد ذوق می کنم. زندگی همینه. خیلی هم خوبه و من به همین راضیم. اتفاقا شرایط زندگیم از تو خییییلی سخت تره ولی همه ی این سختی ها باعث نمی شه که خودم رو از نعمت شادی محروم کنم.

    فکر می کنی خیلی زندگی وحشتناک و سختی داری؟ واقعا شرایط بدتر از خودت رو تصور نمی تونی بکنی؟ برو چند تا از تاپیک های تو این انجمن رو بخون تا متوجه بشی معنای واقعی درماندگی و بیچارگی چیه. تو درست در اوج زندگی و فراوانی فرصت ها پشتت رو به زندگی کردی و از زیر بار مسئولیت زندگی خودت و انتخاب های خودت شونه خالی می کنی و بعد ناراحت هستی که چرا اوضاع زندگی ات این طوریه. ناراحتی که چرا پدرت گفته بری سر کار! انگار یه ظلم نابخشودنی ازش سر زده در حالی که داشته بهت کمک می کرده که شخصیتت شکل بگیره. درس نخوندی و درست افت کرده فکر می کنی تقصیر پدرته. چاق هستی و برای لاغر شدن تلاش نمی کنی و باز هم همه رو سرزنش می کنی به جز خودت. وقتت رو به جای کارهای مفید صرف نت می کنی بعد به بابات می گی که تقصیر تویه که من معتاد به نت شدم. برای دوستیابی تلاش نکردی و ناراحتی که چرا دوست نداری.

    منظورم از این حرفا این نیست که مشکلی تو زندگیت وجود نداره ولی مشکلات زندگی تو در مقابل مشکلات یک فرد متوسط این جامعه هیچه. انقدر برای خودت دل نسوزون و فلسفه بافی نکن. اگر واقعا می خوای زندگیت بهتر شه تلاش کن اگر نه هم بشین گوشه ی خونه و خودخوری کن و پدر خانوادت رو دربیار.

  3. کاربر روبرو از پست مفید Amina تشکرکرده است .

    نیکیا (چهارشنبه 16 تیر 95)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 تیر 95 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-4-14
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    253
    سطح
    5
    Points: 253, Level: 5
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 55.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amina نمایش پست ها
    من به خدا اعتقاد ندارم ولی دید شما واقعا بامزه است. کی گفته آدم باید احمق باشه تا از زندگی لذت ببره و شاد باشه؟ شما فکر می کنی اولین نفری هستی که به این نتیجه رسیده که خدا وجود نداره؟ بیشتر مردم چین به خدا اعتقاد ندارند. بخش قابل توجهی از اروپا هم همین طور. نه احمق هستند و نه زندگیشون رو تعطیل کردند. بلکه دارند از این فرصت یگانه و محدود برای زندگی در این دنیا استفاده می کنند و شاد هستند و سعی می کنند افراد سازنده ای باشند. شاید به نظر شما این شادی ها احمقانه باشه ولی به نظر من نیست. من از اینکه دوستم رو ببینم شاد می شم. از اینکه مادرم رو بغل کنم خوشحال می شم. از اینکه قسمت جدید سریال مورد علاقه ام بیاد ذوق می کنم. زندگی همینه. خیلی هم خوبه و من به همین راضیم. اتفاقا شرایط زندگیم از تو خییییلی سخت تره ولی همه ی این سختی ها باعث نمی شه که خودم رو از نعمت شادی محروم کنم.

    فکر می کنی خیلی زندگی وحشتناک و سختی داری؟ واقعا شرایط بدتر از خودت رو تصور نمی تونی بکنی؟ برو چند تا از تاپیک های تو این انجمن رو بخون تا متوجه بشی معنای واقعی درماندگی و بیچارگی چیه. تو درست در اوج زندگی و فراوانی فرصت ها پشتت رو به زندگی کردی و از زیر بار مسئولیت زندگی خودت و انتخاب های خودت شونه خالی می کنی و بعد ناراحت هستی که چرا اوضاع زندگی ات این طوریه. ناراحتی که چرا پدرت گفته بری سر کار! انگار یه ظلم نابخشودنی ازش سر زده در حالی که داشته بهت کمک می کرده که شخصیتت شکل بگیره. درس نخوندی و درست افت کرده فکر می کنی تقصیر پدرته. چاق هستی و برای لاغر شدن تلاش نمی کنی و باز هم همه رو سرزنش می کنی به جز خودت. وقتت رو به جای کارهای مفید صرف نت می کنی بعد به بابات می گی که تقصیر تویه که من معتاد به نت شدم. برای دوستیابی تلاش نکردی و ناراحتی که چرا دوست نداری.

    منظورم از این حرفا این نیست که مشکلی تو زندگیت وجود نداره ولی مشکلات زندگی تو در مقابل مشکلات یک فرد متوسط این جامعه هیچه. انقدر برای خودت دل نسوزون و فلسفه بافی نکن. اگر واقعا می خوای زندگیت بهتر شه تلاش کن اگر نه هم بشین گوشه ی خونه و خودخوری کن و پدر خانوادت رو دربیار.
    بنده اصلا نگفتم ک اولین شخص هستم ک به این نتیجه رسیدم و هیچ ادعایی هم نداشتم و ندارم فقط یکی از کاربرا دلایل شخص من رو خواست همین در مورد مردم چین اونا به وجود خدا اعتقاد ندارن ولی به تعالی روح و درجات اون اعتقاد دارن یعنی به یه مشت خرافه اعتقاد دارن ک بازم فرقی با بقیه نداره در مورد اروپا تا جایی ک میدونم و خوندم اونجا ادیان مختلفی هست و فراگیر هم هستش و اون بخش قابل توجهی هم ک شما میگی نمیگن خدا نیست خدای ادیان رو قبول ندارن چون تناقضاتی در موردش مطرح شده ولی به قدرت برتر چرا اعتقاد دارن حالا میخوای اسمشو خدا بزاری ، انرژی بزاری یا هرچی که دوست داری .
    من زندگیم رو تعطیل نکردم فقط میبینم برگشت و جلو رفتنی درکار نیست اینجام اومدم تا با دوستان همدردی کنم شاید راهی هم جلوی من گذاشتن ولی با گفتن اینکه مثبت فکر کن برو فلان کار رو بکن و اینکارو نکن ک نمیشه شرایط رو درست کرد من هرچقدرم ک بخوام منفی فکر نکنم نمیشه نمیشه نمیشه و وقتی میگم نمیشه روانشناسه میاد میگه از فعل نمیشه و نمیتونم و کلی کوفت و زهرمار منفی استفاده نکن ولی خب واقعیت اینه نمیشه ... شرایط سخت تر گفتی ؟ بهتر نبود یه مثال بزنی ؟ خب شرایط سخت میشه کودکی رو مثال زد که کارتون خوابه یا مردی رو مثال زد ک به نون شب محتاجه و شکم 3 بچه و یه زن رو باید پر کنه و اتفاقا یه جوری میشه زنه هم به فحشا کشیده میشه ... شایدم از این سخت تر هم تو دنیا باشه ولی من حضور ذهن ندارم ، اگه توجه کنی همین مشکلات و سختی ها هم تقصیر خود افراد یا خانواده هاشونه مثلا یه کودکه ک کارتون خواب میشه تاوان اشتباه پدر و مادر رو میده یا اونی ک میبینه نمیتونه شکم خودش و زنش رو سیر کنه اشتباه میکنه سه تا بچه هم تولید میکنه ... در ضمن من فقط بخشی از مشکلاتم رو گفتم ک جا نبود برای گفتن وقتی من حرفی از اینکه چطور پدرم منو معتاد به نت کرد نزدم پس شما هم حق نداری قبلش قضاوت کنی.. من دوست ندارم بازم تقصیر بابامه هرچی دوست هم دارم از دوران ابتدایی و راهنمایی هستش ک جمع و جورش 3 نفر ... من هیچ نقشی و تقصیری تو این روند ها نداشتم من حتی نتونستم راه خودمو انتخاب کنم برام انتخاب کردم
    در مورد انجمن به تایپک های مختلف سر زدم مسئله خیانت و ورشکست شدن و مسائل ازدواج و کلی چیزای دیه ولی خب من هنوز ازدواج نکردم ک این مشکلات رو درک کنم ولی فکر کنم همه شما این دوران من رو گذروندین ... میگی درس نخوندم و میندازم گردن پدرم من بعد مدرسه میرفتم سرکار 10 شب میومدم خسته حال درس نبود شاید شما میخوندی ولی خب من که شما نیستم ، در مورد یه چیز دیگه من به زور وارد این درس و رشته شدم من علاقه ام یه چیز دیگه بود ولی خب خراب کردن فکر نکنم شما حاضر باشی بشینی اسم یه مشت کپک و قارچ و جلبک رو حفظ کنی بری نمره بگیری اگه حاضر باشی من نیستم چون این اسم ها نه به درد من میخوره نه به درد آینده ام (آینده ی خیالی)
    و در آخر در مورد اینکه گفتم آدم باید احمق باشه تا از زندگی لذت ببره ... من گفتم ک قصد توهین ندارم و امیدوارم منظورم رو درست بگیرید ولی انگار اشتب گرفتی من منظورم اون چیزی نبود ک شما گرفتی بخوای بیشتر توضیح میدم ... شاید بهتر بود به جای احمق از کلمه نفهم استفاده میکردم نه نفهمی ک روزانه در فحشاتون استفاده میکنید منظور شخصی ک خیلی چیزا رو نمیفهمه ...

  5. کاربر روبرو از پست مفید Misto تشکرکرده است .

    kataioon (چهارشنبه 16 تیر 95)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آذر 95 [ 11:32]
    تاریخ عضویت
    1395-2-09
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,947
    سطح
    33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    179

    تشکرشده 278 در 136 پست

    Rep Power
    44
    Array
    87 درصد مردم چین به هیچ دینی و خرافه ای اعتقاد ندارند. 61 درصدشون هم آتئیست کامل هستند. 20 درصد مردم کل اروپا هم نه به خدا نه هیچ قدرت برتر و غیره ای باور ندارند. این آمار تو فرانسه 40 درصده! مسلما 40 درصد مردم فرانسه گوشه گیر و افسرده نیستند.

    من نگفتم فکر مثبت کن. گفتم می شه بهتر زندگی کرد. تقریبا همیشه انتخاب هایی هست تو زندگی که زندگی آدم رو بهتر می کنه. شما تو سن و شرایطی هستی که کلی انتخاب داری ولی تو فکر می کنی به بن بست خوردی.

    شرایط سخت وقتیه که کسی واقعا هیچ راه حلی نداره. مثلا دچار بیماری شده که درمان نداره. همسر مزخرفی داره که آزارش می ده ولی به خاطر مهریه، نداشتن حق طلاق یا حضانت بچه ها نمی تونه از اون زندگی خارج بشه. سنش رفته بالا و تحصیلات مناسب یا مهارت به دردبخوری نداره و نمی تونه کار پیدا کنه. مشکل این آدم ها اینه که تو زندگی به جایی رسیدند که انتخاب هایشون بی نهایت محدود شده. ولی شما این شرایط رو نداری.

    در مورد اعتیاد به اینترنت واقعا هیچ کسی نمی تونه ما رو معتاد به نت کنه. مگه هروئینه که بیان به زور به شما تزریق کنند؟! در مورد دوست یابی هم همین طور. زندانی های انفرادی هم دوست پیدا می کنند، شما هر چقدر هم که شرایطت سخت باشه باز هم انسانی و توانایی برقراری روابط اجتماعی داری.

    تمام پسرهای فامیل ما از بچگی مفصل هم کار می کردند و هم درس می خوندند. ربطی هم به فقیر بودنشون نداشت. مدل زندگی خانوادگیشون بود. الان هم همشون مهندس هستند و وضع مالی و زندگی خانوادگی خوبی دارند. شما توانایی های خودت رو دست کم می گیری.

    در مورد درس خوندن هم همه ی رشته ها همینه. شما باید اسم اون قارچ ها و جلبک ها رو حفظ کنی تا بتونی درکی از مفاهیمی که آموزش داده می شه داشته باشی. باید به مغزت تمرین یاد گرفتن و فکر کردن و به خاطرسپردن بدی تا تفکرت گسترش پیدا کنه و ذهنت تنبل نشه. من هیچ وقت نشنیدم که دانش آموز موفقی که ساعت ها در روز درس می خونه و زحمت می کشه این استدلال هایی رو که شما میاری رو بکنه در عوض تا بوده این حرف ها رو از دانش آموزهای فراری از درس و تلاش شنیدم.

    بله هیچ چیزی تو این دنیا به صورت ذاتی معنی نداره. همه چیز یه روز تموم می شه و میره. احساساتمون حاصل فعل و انفعالات شیمیایی و... ولی همه ی این حرف ها به این معنی نیست که ما محکومیم در غم و ناراحتی و بی معنایی زندگی کنیم. شما به واسطه ی انسان بودنت این توانایی رو داری که به همه چیز معنی بدی و اصلا این مسئولیت تویه که این کارو بکنی و کسی دیگه مسئول معنی دادن به زندگی تو نیست.

    اینکه می گی آدم باید احمق یا نفهم باشه که از زندگی لذت ببره درست نیست چون بخش قابل توجهی از دانشمندها و فلاسفه که به هیچ چیزی هم اعتقاد ندارند از زندگیشون لذت می برند و خیلی هم بیشتر از من و تو دنیا رو درک می کنند و می فهمند.

  7. کاربر روبرو از پست مفید Amina تشکرکرده است .

    نیکیا (پنجشنبه 17 تیر 95)

  8. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 تیر 95 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-4-14
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    253
    سطح
    5
    Points: 253, Level: 5
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 55.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amina نمایش پست ها
    87 درصد مردم چین به هیچ دینی و خرافه ای اعتقاد ندارند. 61 درصدشون هم آتئیست کامل هستند. 20 درصد مردم کل اروپا هم نه به خدا نه هیچ قدرت برتر و غیره ای باور ندارند. این آمار تو فرانسه 40 درصده! مسلما 40 درصد مردم فرانسه گوشه گیر و افسرده نیستند.

    من نگفتم فکر مثبت کن. گفتم می شه بهتر زندگی کرد. تقریبا همیشه انتخاب هایی هست تو زندگی که زندگی آدم رو بهتر می کنه. شما تو سن و شرایطی هستی که کلی انتخاب داری ولی تو فکر می کنی به بن بست خوردی.

    شرایط سخت وقتیه که کسی واقعا هیچ راه حلی نداره. مثلا دچار بیماری شده که درمان نداره. همسر مزخرفی داره که آزارش می ده ولی به خاطر مهریه، نداشتن حق طلاق یا حضانت بچه ها نمی تونه از اون زندگی خارج بشه. سنش رفته بالا و تحصیلات مناسب یا مهارت به دردبخوری نداره و نمی تونه کار پیدا کنه. مشکل این آدم ها اینه که تو زندگی به جایی رسیدند که انتخاب هایشون بی نهایت محدود شده. ولی شما این شرایط رو نداری.

    در مورد اعتیاد به اینترنت واقعا هیچ کسی نمی تونه ما رو معتاد به نت کنه. مگه هروئینه که بیان به زور به شما تزریق کنند؟! در مورد دوست یابی هم همین طور. زندانی های انفرادی هم دوست پیدا می کنند، شما هر چقدر هم که شرایطت سخت باشه باز هم انسانی و توانایی برقراری روابط اجتماعی داری.

    تمام پسرهای فامیل ما از بچگی مفصل هم کار می کردند و هم درس می خوندند. ربطی هم به فقیر بودنشون نداشت. مدل زندگی خانوادگیشون بود. الان هم همشون مهندس هستند و وضع مالی و زندگی خانوادگی خوبی دارند. شما توانایی های خودت رو دست کم می گیری.

    در مورد درس خوندن هم همه ی رشته ها همینه. شما باید اسم اون قارچ ها و جلبک ها رو حفظ کنی تا بتونی درکی از مفاهیمی که آموزش داده می شه داشته باشی. باید به مغزت تمرین یاد گرفتن و فکر کردن و به خاطرسپردن بدی تا تفکرت گسترش پیدا کنه و ذهنت تنبل نشه. من هیچ وقت نشنیدم که دانش آموز موفقی که ساعت ها در روز درس می خونه و زحمت می کشه این استدلال هایی رو که شما میاری رو بکنه در عوض تا بوده این حرف ها رو از دانش آموزهای فراری از درس و تلاش شنیدم.

    بله هیچ چیزی تو این دنیا به صورت ذاتی معنی نداره. همه چیز یه روز تموم می شه و میره. احساساتمون حاصل فعل و انفعالات شیمیایی و... ولی همه ی این حرف ها به این معنی نیست که ما محکومیم در غم و ناراحتی و بی معنایی زندگی کنیم. شما به واسطه ی انسان بودنت این توانایی رو داری که به همه چیز معنی بدی و اصلا این مسئولیت تویه که این کارو بکنی و کسی دیگه مسئول معنی دادن به زندگی تو نیست.

    اینکه می گی آدم باید احمق یا نفهم باشه که از زندگی لذت ببره درست نیست چون بخش قابل توجهی از دانشمندها و فلاسفه که به هیچ چیزی هم اعتقاد ندارند از زندگیشون لذت می برند و خیلی هم بیشتر از من و تو دنیا رو درک می کنند و می فهمند.
    این آماری ک گفتی رو از کجا درآوردی چطور توی یه کشور 87 درصد به دین و خرافه اعتقاد ندارن و 61 درصدشون آتئیست کامله ؟؟؟؟؟؟؟(148 درصد شد درکل) اینطوری که از جمعیت خود کشور هم زیاد شده شایدم منظورت 61 درصده اون 87 درصد ها آتئیسته ولی بزار یه سوال بپرسم آتئیست به کی میگن ؟ به یه خداناباور ... کسی ک نه خدا رو قبول داره نه روح و نه هیچ چیز دیگه ک ناشی از تخیلات مردمه ، الان میشه به من بگی فرق 87 درصد با 61 درصدی ک عرض کردی چیه ؟؟؟ ...
    تو ک اطلاعی نداری در مورد چین چرا آمار الکی میدی ... وقتی گفتم روح و تعالی روح منظورم بودا بود کساییم ک به بودا اعتقاد دارن تا حدودی زیاده و این افراد به تناسخ هم اعتقاد دارن ، همچنین چیزا های زیادی بین این مردم رواج داره مثل روح پرستی ، طبیعت پرستی و ... اینا به روح اعتقاد دارن اعتقاد به روح هم میشه خرافه ...
    در ضمن بازم میگم تا وقتی که من چیزی در مورد این موضوع نگفتم تو حق قضاوت نداری بله هم به نت معتاد میشن هم نمیشه دوست پیدا کرد ... نمیدونم زندان های انفرادی رفتی یا نه ولی چیزی ک تو فیلما دیدی مسلماً آخرش به فرار از زندان کشیده شده :دی ... در ضمن بزار یه تعریف از زندان انفرادی واست بزارم بخونش :
    زندان انفرادی یا حبس مجرد نوعی زندان است که در آن زندانی هیچ گونه تماسی با دیگران مگر با کارکنان زندان ندارد. گاهی از زندان انفرادی برای محافظت از شخص در برابر آسیب‌هایی که ممکن است به خودکشی وارد کند، استفاده می‌شود و گاهی به عنوان تنبیه یا مجازات تخطی از مقررات زندان استفاده می‌شود.
    در مورد مغز و این حرفا مغز من به حد کافی از این تمرینات داشته (حالا به اجبار یا با اختیار) در مورد چیزیم ک درمورد دانش آموزای موفق گفتی من تو محیط آموزشی هستم و به چشم دیدم ک از این حرفای من میزنن . اون دانش آموزای موفقی که شما میگی شاید با دانش آموزای موفق محل زندگی من کلا فرق دارن.. در مورد مسئولیت زندگی و معنی دادن و این حرفا ، این حرف تا زمانی درسته ک افسار زندگیم تو دستای خودم باشه نه شخص دیگه اگه من مختار به انجام تصمیم ها و انتخاب هام بودم الان نمیومدم اینجا با شما حرف بزنم ...
    اون پسرای فامیلتون هم مطمئنم مشکل شخص من (توضیحاتم واضح بود شاید یه جور دیگه فهمیدی) رو ندارن
    با این حال ازت کمال تشکر رو دارم بابت وقتی ک میزاری و متنی ک مینویسی

  9. #6
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Misto نمایش پست ها

    خدا باید با من باشه یا من با او ؟؟؟
    مطمئن باش اگه خدایی هم وجود داشته باشه تو زندگی روزمره و طبیعی افراد هیچ دخالتی نمیکنه

    سلام


    مشکل ما آدما اینکه مثلا میریم جنوب - وقتی رسدیم جنوب به خدا میگیم چرا شمال نیستم !

    فرمان و انتخاب مسیر دست خودمان هست .


    قانون خدا میگه اگر دونه سیب را بکاری - تغذیش کنی - آبش بدی - صبر کنی ! .....میشه درخت سیب

    حالا فرق نمی کنه چه دینی داشته باشی !

    ( البته ما یه دین بیشتر نداریم - اون هم به مفهوم مسلم بودن ! ( تسلیم خدا بودن ) - حضرت آدم (ع ) مسلم بود - حضرت نوح (ع ) مسلم بود - حضرت محمد (ص ) هم مسلم بود

    مثلا ما سیتم عامل ِ DOS داریم - windows 95 - 97 -2000 - xp - , ..... توسعه و پیشرفت داشته رسیده به ویندوز 10 )



    باید از خودت سئوال بپرسی مسیر شکوفایی درخت سیب خودت را درست رفتی !

    امکان داره وقتی سیب را میکاریم - بارون بیاد - برف بیاد و ..... ( مشکلات زندگی ) !

    ولی درختی مورد ستایش قرار میگیره گه مقاوم باشه .


    گذشته را با بدی های دیگران رها کن !

    یه برنامه ریزی بلند کن به اهدافت برسی .

    ​
    ​​​

  10. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (پنجشنبه 17 تیر 95)

  11. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 تیر 95 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-4-14
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    253
    سطح
    5
    Points: 253, Level: 5
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 55.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    سلام


    مشکل ما آدما اینکه مثلا میریم جنوب - وقتی رسدیم جنوب به خدا میگیم چرا شمال نیستم !

    فرمان و انتخاب مسیر دست خودمان هست .


    قانون خدا میگه اگر دونه سیب را بکاری - تغذیش کنی - آبش بدی - صبر کنی ! .....میشه درخت سیب

    حالا فرق نمی کنه چه دینی داشته باشی !

    ( البته ما یه دین بیشتر نداریم - اون هم به مفهوم مسلم بودن ! ( تسلیم خدا بودن ) - حضرت آدم (ع ) مسلم بود - حضرت نوح (ع ) مسلم بود - حضرت محمد (ص ) هم مسلم بود

    مثلا ما سیتم عامل ِ DOS داریم - windows 95 - 97 -2000 - xp - , ..... توسعه و پیشرفت داشته رسیده به ویندوز 10 )



    باید از خودت سئوال بپرسی مسیر شکوفایی درخت سیب خودت را درست رفتی !

    امکان داره وقتی سیب را میکاریم - بارون بیاد - برف بیاد و ..... ( مشکلات زندگی ) !

    ولی درختی مورد ستایش قرار میگیره گه مقاوم باشه .


    گذشته را با بدی های دیگران رها کن !

    یه برنامه ریزی بلند کن به اهدافت برسی .
    با سلام ، ببخشید محدودیت ها اجازه نمیده زیاد پست بدم (البته انگار خیلی هم مفید هستش وگرنه باس این تایپک رو میبستن)
    قبول دارم که انتخاب ها و فرمان زندگی دست خود شخصه ولی خب برای هدایت همین زندگی نیاز به اختیار تو انتخاب هام دارم نه اینکه شخص دیگه ای بیاد برای من انتخاب کنه چون فکر میکنه به صلاح من باشه یا نباشه ... (درضمن این جنوب شمال رو قبول ندارم یه مثال بزنید ک در حد درک من باشه)
    در ضمن فکر نکنم زندگی پیچیده ی انسان رو بشه با رشد یک درخت سیب مقایسه کرد اگه همین فرض رو بگیریم .. من در حال مراقبت و بزرگ کردن درخت سیبم هستم ولی کنارش یکی که قدرت زیادی هم داره و شخص من بهش وابسته ام میاد با زور شاخه هاشو میشکنه چرا ؟ چون اعتقاد داره این شاخه ها پوسیده ان و ثمری نمیدن ... حالا این شخص ممکنه اشتباه کنه ممکنه درست بگه ... و وقتی من بخوام جلوش رو بگیرم میگه : جلوم رو بگیری جلوی آب رو میگیرم ک نتونی به درختت آب برسونی ...
    همین درخت زندگی هم ممکنه به راحتی توسط بقیه قطع بشه بیوفته زمین ...
    نمیخوام فکر کنی حرفت رو نفهمیدم میدونم چی میگی ... ولی من کلاً یه مشکل اساسی دارم که اونارم ذکر کردم ...
    (برای اینکه زندگی شبیه ویندوز توسعه و پیشرفت داشته باشه باید بهای زیادی به خاطرش پرداخت بشه و اینکه شخص هم باید کلا عوض بشه چون شخص قبلی توانایی کشش پیشرفت جدید رو نداره ممکنه کلا بسوزه و ببازه یا ممکنه همیشه تو زندگیش لگ داشته باشه)
    در آخر بازم ممنون بابت وقتی ک گذاشتی و راهنماییم کردی

  12. کاربر روبرو از پست مفید Misto تشکرکرده است .

    باغبان (شنبه 19 تیر 95)

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام برادر گرامی. وقت بخیر

    شما در پست اول به مسایل مختلفی اشاره کردید. حس ناراحتی شما کاملا قابل درک. ولی این رو بدونید خیلی از انسانها با مشکلات شبیه شما رو به رو هستند. اگه همه بخواهند خودکشی را انتخاب کنند که کم کم نسل بشر رو به منقرض شدن میرود.

    ببنیید مشکلات شما را میشه خلاصه کرد: 1- فقدان تعامل و روابط خوب با خانواده خصوصا پدر 2- مشکلات تحصیلی و عدم علاقعه به رشته تحصیلی 3- شکست عشقی 4- مشکلات روحی چون افسردگی و اعتیاد به نت
    ( همه پست ها را وقت نکردم بخونم. خودتون بقیه را هم تیتر وار اضافه بفرمایید. )

    خب حالا باید برای تک تک اینها راه حل پیدا کنید.
    خودکشی که پاک کردن صورت مساله است و راه حل نیست. و فعلا بهش فکر نمی کینم. بذارید فعلا ذهن مون را روی راه حل متمرکز کنیم تا ببینیم چی میشه.

    ببینید بیاید با افسردگی شروع کنیم:
    راه های متخلفی وجود داره. از مراجعه به همین انجمن و استفاده از اطلاعات دنیای مجازی تا مراجعه حضوری به روانشناس و روانپزشک. پیشنهاد می کنم فعلا از همین اطلاعاتی که نت در اختیارتون قرار میده استفاده کنید و جلو برید و کم کم که شرایط را بهتر کردید و امکانش را پیدا کردید حضوری هم درمان را ادامه بدید.
    اول قبول کنید که اگر بخواهید با افسردگی مقابله کنید مهمترین عامل خودتون هستید. و سپس در نت درباره راه های مقابله با افسردگی سرچ و سپس عمل کنید.
    راههایی که روانشناس خودم بهم گفت شامل: 1- ورزش کردن. نه به صورت حرفه ای. قدم زدن در یک پارک. پیاده روی. نرمش با موسیقی شاد در منزل. ورزش کردن باعث میشه سروتونین افزایش پیدا کنه و شاد بشید. کاری که داروها هم با مکانیسم شیمیایی انجام می دهند. پدرتون اجازه نمی دهند برید پیش روانپزشک و دارو بخورید؟ واقعا دوست دارید برید و دارو استفاده کنید و خوب شوید؟ اگه واقعا پاسختون مثبت، واقعیت را پیذیرد و فعلا با همین ورزش شروع کنید تا کم کم شرایط مراجعه را هم فراهم کنید. روانشناسم واقع بین بودن و قبول کردن محدودیت ها و استفاده از حداقل امکانات برای رسیدن به اهداف و غلبه به ناراحتی و افسردگی را پیشنهاد کردند.
    و یک راه دیگه خندیدن. تعجب نکنید. همونطور که خودم تعجب کردم و حقیقتش را بگم خیلی استفاده نکردم! ولی کلا به شما می گم شاید بهتون کمک کنه. تحقیقات نشون داده که چند دقیقه خندیدن بدون دلیل هم می تونه موثر باشه. جلوی اینه بایستید و بخندید! اگه اینکار منطقی نمی دونید برای سلامتی روحتون انجام بدید! یا حداقل لبخند بزنید و به چیزهایی که دوست دارید چند دقیقه فکر کنید.
    و راه دیگه اینکه به موسیقی مورد علاقه تون گوش کنید. و.... اینها خلاصه ای از نظرات یک روانشناس بود. بیشتر خواستید بدونید در نت سرچ کنید و بخونید و عمل کنید.

    مشکل دیگر شکست عشقی و ناراحتی های ناشی از ان. در این انجمن سرچ کنید کلی مورد مثل خودتون پیدا می کنید. و به اندازه کافی راهکار برای مقابله با ناراحتی و تسکین درد و رنج هاتون ارایه شده. اگه واقعا قصد کمک به خودتون را دارید، وقت بزارید و تاپیکها و راهکار ها را مطالعه و عمل کنید.

    و اما تحصیل و رشته مورد علاقه
    بیاید واقع بین باشیم. تا کنکور وقت زیادی نمونده. وقت یادگیری که نیست. فقط می مونه زمان برای زدن تست های سال های پیش. بیاید به جای وقت تلف کردن بشینید همین تست های سال های پیش را حداقل بزنید. و ان اندک مباحثی رو که تسلط دارید را مرور کنید. معجزه نمی کنه ولی بی تاثیر نیست. حداقل موجب میشه پیام نور یا ازاد قبول بشید. و برای سرباز نشدن موثره!
    و یک سود دیگه هم داره. وقت تون را پر می کنه. باعث میشه انقدر فکر و خیال بیهوده نکنید. حداقل این چند روز باقی مونده تا کنکور سرتون را گرم می کنه. یک راهکار برای مقابله با افسردگی مشغول کردن خود یا کارهای روزانه و مورد علاقه و پرهیز از فکر کردن به موارد ناراحت کننده است.

    وقتی کنکور دادید و تمام شد. و از زیر این فشار زیاد بیرون امدید با فکر و ذهنی باز برای اینده فکر کنید و تصمیم بگیرید.
    گفتید تجربی دوست ندارید. به چه رشته ای علاقه دارید؟ گفتید به خوندن اسامی کپکها علاقه ندارید. هیچ مشکلی نیست. چی دوست دارید؟
    (ولی تو پرانتز یک چیزی بگم، فراموش نکنید انتی بیوتیک اولین بار از همون کپکها با اسامی عجیب غریب استخراج شدند و جان انسانها را تا کنون نجات دادند. هر چی ما دوست نداریم دلیل نمیشه به درد نخور باشه.)
    ولی در کل اجباری نیست. تا اینجا از سر اجبار خوندید. از اینجا به بعد اراده کنید و با علاقه برید دنبال خواسته هاتون.
    کنکور قبول نمی شوید. رشته تون دوست ندارید. تا اینجا عمرتون تلف شده. گذشته تموم شده رفته. بپذیرید که شده. و حالا دنبال راهکار باشید که از اینجا به بعد تلف نشه.
    مثلا می تونید برید سربازی و در حین خدمت خودتون برای رشته مورد علاقه تون اماده کنید.
    یا مثلا ازاد یا پیام نور اگر امکانش را دارید ثبت نام کنید و همزمان برای رشته مورد علاقه تون مطالعه کنید. و البته ببیند قوانین انصراف و سربازی چه جورییه.

    و اما رابطه تون با خانواده و پدر
    پیشنهاد می کنم در انجمن ازاد عضو شوید و درباره مشکلات تون و خصوصا مسایل خانواده با مدیر همدردی مشاوره کنید. ایشون خیلی خوب می توانند شما را راهنمایی کنند.

    ولی انچه که خودم از مدیر همدردی و روانشاسی که بهشون حضوری مراجعه می کنم، یاد گرفتم، خلاصه اینه که: محبت کنی، محبت می بینی. و حتی اگه محبت ندیدی هم، شما پیش قدم بشو و شروع کن به محبت کردن و عشق ورزیدن. کم کم عشق پدر به فرزند را می بینی. برو چند ماه به پدرت محبت کن و به حرف هاش حتی اگه مخالف میلت بود عمل کن. برای این می گم خلاف میلت عمل کن تا به پدرت نشون بدی که دوستش داری و به خاطرش حاضری از خواسته هات بگذری. ببین بد برداشت نکن. نمی گم برو هر چی پدرت می گه را عمل کن و کلا زندگی که دوست نداری را انتخاب کن. نه منظورم این نیست. منظورم اینه که برو دلش را بدست بیار. یک مدت به حرفهاشون گوش کن. دلش را بدست بیار. بهش نزدیک بشو. و بعد کم کم که با هم دوست شدید درباره خواسته هات و علایقت از در منطق با پدرت صحبت بکن. دوست نداری پزشک بشی. مشکلی نیست. قانع شون کن که ان راهی که شما برای اینده تون انتخاب کردید به بیراهه نمی رود و شما را عاقبت به خیر می کنه. اگر بتونی این اطمینان را به پدرت بدی، می تونی کم کم نظرشون را جلب کنی. باید بهشون نشون بدی که بزرگ شدی و به رشد عقلی رسیدی و می تونی درست و سنجیده برای ادامه زندگی تصمیم بگیری. و این با لجبازی و افسردگی و دوری کردن و صحبت نکردن و... بدست نمیاد.
    باید سعی کنی راه های ارتباط برقرار کردن با دیگران از جمله پدر و مادر را یاد بگیری. اصلا هم سخت نیست. فقط یکم تلاش و صبر می خواد.

    وای چه قدر حرف زدم. سرتون رو درد اوردم. اینها را به عنوان نصیحت نگفتم. و اگه اینها را گفتم برای این هست که بتونم در حد خودم باهاتون همدردی کنم. چون خودم هم به شکل دیگه در شرایط شما بودم و از زندگی ناراضی بودم و یا شاید بهتر بگم هستم ولی دارم سعی می کنم تا جایی که می تونم شرایط را تغییر بدم و درباره بخش دیگه هم که کاری از دست بر نمیاد سعی می کنم که واقعیت را بپذیرم.

    و برای کلام اخر
    پرسیده بودید شادی در چی معنا میشه؟
    مثلا وقتی به خواسته هامون می رسیم می تونیم این احساس را تجربه کنیم.
    مثلا خودم الان دلیل برای ناراحت بودن کم ندارم! ولی هفته پیش یکی از مشکلات زندگیم را که خیلی وقت ذهنم را مشغول و ناراحت کرده بود را حل کردم. و الان واقعا از این بابت احساس شادی می کنم. ولی در عین حال همین الان از بابت موضوع دیگری خیلی هم ناراحتم. که باید یک فکری هم برای حل ان مشکل بکنم. ولی در کل از حل ان مشکل خیلی خوشحالم و فعلا کلی هم انرژی برای انجام بقیه کارهایم بدست اوردم. اگه می خوای شادی را تجربه کنی باید قبلش سختی و صبوری را تجربه کنی.

    سلامت و شاد و موفق باشی
    و فراموش نکن که مهمترین نعمت سلامتیه.
    و هر چند که دوست ندارم درباره خودکشی چیزی بنویسم. ولی چون موضوع تاپیکت اینه، علی رغم میل باطنی ام بذار این را هم بگم. امروز تو بیمارستان یک دختر را دیدم که خودکشی کرده بود. خودش را از پل پرت کرده بود. می دونی چی شده بود؟ نمرده بود. فلج شده بود. و کلی خانواده را دچار مشکل کرده بود. قبل از انجام هر کاری به عواقب و احتمالات ممکن فکر کن. و همینطور به خانواده به مادرت که 9 ماه صبر کرده به دنیا امدی و تا الان بزرگت کرده.

    اینبار واقعا خدانگهدار
    سلامت و شاد و موفق باشی


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »​

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »​

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  14. کاربر روبرو از پست مفید salehe92 تشکرکرده است .

    Misto (یکشنبه 20 تیر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.