نه به رفت و آمد حساس نیست.اتفاقا دوست داره رفت و آمدو .خودش قبول کرده بود که بیان ولی بعدش که گفتم میخوان بیان اونطوری کرد.وقتی قرار شده بود بیان من نتونستم چیزی بگم.مهمون راه دورن فقط همین یه بار میخواستن بیان خونه ما... چی بگم دیگه.فک کنم باخودش قکر میکنه اشتباه کرده یکم نرمه رفتارش ولی من دیگه دنیا سابق نیستم.چندوقتی هست بعد دعواها ناراحت میشم احساس پشیمونی میکنم ولی این بار دیگه فرق داره ...کاش اینطوری نمیشد .زندگیم رو هواست نمیدونم چرا دوست ندارم دوباره تو دستام بگیرمش.... انگار همه ناراحتیام از همسرم رو دلم قلنبه شده.کمکم کنید نمیتونم حتی با همسرم خوب باشم دیشب اومد براش چای ریختم .میوه آوردم ولی خودم رفتم تو اتاق.انگار اونجا رو دوست دارم.وقتی هست ازش فرار میکنم.اینطوری بهترم....آیا زندگیم خوب میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)