رها جون عزیزم وظیفمه
خیلی از اینکه گفتی خوبی انرژی گرفتم با اینکه نمیشناسمت اما به قدری خوشحال شدم که خوبی و همه چیزو کنترل میکنی که از ناراحتیهای خودم واقعا کم شد.
عزیزم پیشنهاد حیات خلوت خوب بودا! وقتایی که میری یک کاری ببر که داشته باشی و مجبور به شنیدن حرفاشون نباشی. من با اینکه خانواده همسرم اینجوری نیستند اما اونجا بیکار نمیمونم که فضای حرف و یک موقع دلخوری هم پیش نیاد. اولا دیر به دیر میرم و دوم اینکه همیشه کتاب میخونم ( درسی یا غیر درسی) اینجوری کمتر در دسترسم. البته برای هرکس یک شرایطی هست شاید این پیشنهاد ما برای شما ممکن نباشه و تازه بر بی احترامی تعبیرش کنن. برای من خوب بوده هرچند ناخواسته تا حالا این کار رو میکردم :)
دوم اینکه در مورد اینکه گفتی کمتر میری اونجا، نمیدونم الان چه قدر میری که میخوای کمترشم کنی ولی به نظرم حواست حتما باشه که این کم کردن با توافق همسرت باشه و همسرت این پیشنهاد رو بده تا بعدا جایی خدای نکرده تلافی این کم کردن روابط رو در رابطه با خانوادت بهت نده. خداروشکر مثل اینکه همسرت منطقی عمل میکنه اما خب به هرحال این بارز و مشخص هست که هیچ کس از بی مهری و بی احترامی به خانوادش خوشحال نمیشه و نمیخوام یک موقع بعدا فک کنه بی مهری از طرف تو بهش شده. چون هیچ کس و هیچ چیز جز شما دو نفر مهم نیستین. خلاصه که به نظرم یک وقتایی در جریان کاراشون بگذارش تا دلیل کم شدن رفت و امدت رو بدونه. وقتایی هم که میری نشون بده که میلی نداری اما فقط و فقط برای همسرت با میل و اشتیاق میری. البته نشون دادن این قضیه خیلی سخته چون خودش تناقض داره که چه طور با میل بری ولی ثابت بشه به همسرت که این میل فقط از بابت اونه. یه کم روش فکر کن شاید تونستی با ظرافت زنونت این کار رو بکنی اگه نشد یه موقع بدتر نکنی اوضاع رو :)))) مطمئنم موفق میشی.
در اخر هم بهت بگم که الکی برای خودت مشکل ایجاد نکن. به قول خودت مشکل مالی دارین یا چیزهای دیگه قرار نیست مشکلات الکی هم بستزیم و غصه بخوریم که. اگه قبل ازدواج بهت میگفتنچه چیزی برات خیلی مهمه مسلما درک همسرت و داشتن اون رو جزء اولین گزینه هات میگفتی. خیلی خوبه که حالا تو عمل به این اولویت بالات رسیدی. هرکس یک مشکلاتی داره بگذار از مال تو هم طعنه ها و کنایه های مادر همسرت باشه. مادرشه، مادرها رو باید همین طوری پذیرفت. خداروشکر که با همسرت مشکل نداری. اونم حقیقتی هست که باید بپذیریش. همون جورم که قبلا گفتم سعی کن کمتر قضاوت کنی که بهت سخت نگذره. من خودم اصلا قضاوتشون نمیکنم به حدیکه وقتی برای نفر دیگه ای ازخانواده همسرم بگم صدتا نکته ازش میگیره و من میدونم که درستم داره نکته میگیره ناراحت هم میشم حسابی اما خودم در خلوتم این کار رو نمیکنم که ارامش ذهنم به هم نریزه و بتونم اون طور که دوست دارم رابطمو با همسرم بسازم.
از صمیم قلب برات ارزوی موفقیت میکنم.
التماس دعا