دیروز باز مادرم پیغام داد و گله گزاری کرد که کجایی و با هم حرف زدیم. باز هم همان حرفای تکراری همیشگی. که فلانی فلان کار رو کرده. می خوان اینو بخرن و حرفای خاله زنکی. بهش دیروز با عصبانیت هشدار دادم که نمی خوام این حرفارو بشنوم. بخصوص که از این فامیلمون متنفرم و هیچ علاقه ای به ارتباط باهاش ندارم. مامانم هم کلی ناراحت شد که مگه من چی گفتم که اینطوری برخورد می کنی و ... واقعا حس بدی دارم از اینکه مجبورم حتی بر حسب وظیفه با مامانم که بنظر می رسه اصلاح ناپذیره حرف بزنم.
تصمیم گرفتم چند هفته بهش زنگ نزنم تا به این وسیله بهش نشون بدم که کارش غلطه و اگه اصلاحش نکنه من دیگه بهش زنگ نمی زنم. نظر شما چیه ؟
در مورد همسرم هم اصلا حرف نزدم فعلا چون یکبار صحبت کردم و فایده ای نداشت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)