درسته دوست عزیز شایسته، منم اصراری به رابطه خیلی صمیمی ندارم باهاش...ولی در حد اینکه اون فضا واسه من دردآور نباشه، میخواستم باهاش از لحاظ کلامی درگیر بشم....ولی وقتی دیدم اون فازش یه چیز دیگه اس منم اصراری نکردم....مثلا بارها من براش چایی ریختم ولی اون وقتی واسه خودش چایی میریزه ،اصلا واسه من نمیریزه و یه اینجور رفتارهایی داره....واقعا منم باید با این موضوع کنار بیام....
متاسفانه کارم اینقد زیاده که نمیشه زیاد از اتاقم بیرون بزنم و برم با بقیه همکارها سرگرم شم....
سخته ::اینکه وجود یک نفری رو که در اتاقم هست رو نادیده بگیرم و انگار که تو اتاق تنهام...........
منم از وقتی دیدم که فضوله و دخالت هاش زیاده....دقیقا سعی میکنم آمار کارهام رو بهش ندم....