نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
تا جائیکه عقل من میرسه شما دو راه بیشتر ندارید
یا همین وضعیت رو بپذیرید و مطمئن باشید باتوجه به آنچه درباره آن خانم گفتید (تقسیم زندگی بین شما و ایشان) به کلی به حاشیه رانده خواهید شد.
یا برای جدایی و پی گرفتن زندگی خودتان اقدام کنید.

شما اشتباه بزرگی کردید و برای فردی که امتحان خودش رو پس نداده بود خانه خودتون رو فروختید (ارزشش چقدر بود؟) و دیگه هم نه خانه و نه پول آن رو پس نگرفتید. حتی باوجود اینکه وضعیت مالی همسرتان رو به راه شده.
اشتباه بزرگتر و بزرگترین استباه تون بی اعتمادی به پدرتان بوده است. نهایت اینه که ایشون سرزنش تون کنه. بهتر از این است که همینطور به حاشیه رانده بشید تاوقتی که آقا به کلی از زندگی کنارتون بگذاره؟

الان هم
اولا از پدرتون کمک بخواهید.
دوما کمی سیاست داشته باشید و یه مدت موضوع اون خانم رو کنار بگذارید. دنبال پس گرفتن کمک هایی باشید که قبلا کرده اید. مبالغی رو که کمک کرده اید به هرنحوی که بهتر می دونید پس بگیرید.
سوم، هر نوع مدرکی که می توانید برای اثبات رابطه آقا و آن خانم مخفیانه فراهم کنید. و اینکه رابطه آن ها در چه حدی است. تا جائیکه اطلاع دارم صدای ضبط شده مورد قبول دادگاه نیست. به چیزی بیشتر نیاز دارید.
چهارم، بعد از پس گرفتن حقوق مادی تان به دنبال پس گرفتن زندگی تان باشید
پنجم، با اعمال فشار از طرف خانواده ها و حتی تهدید به به اجرا گذاشتن مهریه و غیره صریح براشون روشن کنید ادامه اعمال غیراخلاقی هزینه های سنگین مالی و آبروئی برای شان درپی دارد.
ششم، "اگر بازهم آقا سر به راه نشد" باید بین قبول وجود آن خانم در زندگی تان ویا جدایی تصمیم بگیرید.

زندگی مثل بازی شطرنج هستش. حرکات رو باید منظم و طبق نقشه انجام داد. همانطور که آقا با به نام کردن اموال به نام خانواده اش، دست شما و دیگران رو بسته و بدون نگرانی از پرداختن هر نوع هزینه هرکاری دوست داره انجام میده، شما هم باید حساب شده وارد بشید. پدرتون هم همینطور. این بازی نیست که شما به تنهایی بتونید انجام بدید. نه تو خون شما است و نه توانائیش رو دارید. ولی پدرتون و اگر برادر داشته باشید احتمالا می تونند.

برای شروع بهتره پدرتون خودش رو از بخشیدن خانه شما عصبانی نشون بده و ازشون بخواد معادل اون خونه یا مبلغ به ارزش امروز آن رو بهتون برگردونند. تاکید می کنم ایشون باید رابطه آقا و اون خانم رو بدونند ولی نباید نشون بدند. نه تا موقع مناسب.

صحبتی از بچه نکرده اید. گویا فرزندی ندارید؟

موضوع اینجاست که وقتیکه من دو ماه پیش با خانواده شون در میون گذاشتم خانواده ی شوهرم هم با شوهرم هم با اون خانوم شدیدا برخورد کردن تا جاییکه اون خانوم محل کار و خونه شون رو تغییر دادن اما دفعات قبل هیچوقت مشکل خونه نیومدن همسرم رو نداشتم اما مثل اینکه هر سری بدتر میشه و بهتر نمیشه حتی من الان شک دارم که خونه و امکانات فعلیشون رو همسرم براشون تهیه کردن یا نه و هفته ی پیش متوجه شدم اون خانوم رفتن پیش صمیمی ترین دوست همسرم مشغول به کار شدن جاییکه هر روز همسرم به اونجا رفت و آمد داره.
در مورد اینکه باید با پدرم در میون بذارم هنوز حس خوبی ندارم حس میکنم که حتی اگر جدایی مطرح باشه نمیخوام با جنگ و دعوا تمومش کنم چون واقعا کشش بحث خانوادگی رو ندارم
در مورد بچه که هم شوهرم هم خانواده شون اصرار شدیدی داشتن و من بهشون گفته بودم که تا زمانیکه از همسرم و زندگی آینده م مطمءن نشم بپه دار نمیشم و قرار بود من یه فرصتچند ماهه بدم که ایشون نشون بدن مرد زندگی هستن در حال حاضر مثلا در حال اثبات بودن ولی باز هفته ی پیش متوجه شدم رابطه شون حتی 1 ماه هم تموم نشده بود و فقط من رو گول زدن

موضوع اینجاست که من اصلا درک نمیکنم که اون خانوم چه امتیازی دارن که توی من وجود نداره و این رابطه تموم نمیشه و حتی هر بار ازشون پرسیدم من چه چیزی کم دارم ولی هیچ جوابی نداشتن هر چند که من فک میکنم موضوع اعتیاد به این نوع روابط هست چون حتی چندین بار توی اینستا و قبلا فیس بوک دیده بودم که دوست دخترای مجردیشون رو سرچ کرده بودن