سلام
ممنون محمد رضااگر احساساتی ازین قبیل داری که مسئولیت همه چیز با تو هست و اگر چیزی خوب نباشه تقصیر تو ، میتونه ازین مسئله نشئت بگیره؛ بنابراین ناخودآگاه می خوای انجام همه ی کار ها رو به عهده بگیری....باز منو روانکاوی کردی؟
قبل از ازدواج همیشه همین ترسو داشتم که جلو شوهرم مثل مردی ظاهر بشم از بس پسر ها سوسول تشریف داشتند یکیشون که جواب رد دادم جلو روم گریه کرد و گفت عاشقتم میمیرم مسلما اگه با اون ازدواج میکردم مردی برای خودم میشدم![]()
ویژگی منحصر به فرد همسرم همین بود مرد بود واقعی در حین رمانتیک بودنبرای بار اول کنارش احساس زن بودن کردم ولی باعث شد اون اول ها ساده ترین کارهارو هم به دوشش بگذارم کارهایی که خستم کرده بودند من نمیخواستم مرد باشم ولی تو خانواده مون مجبور بودم ... از همون اول بهم گفت نگران نباش من هستم درستش میکنم انقدر حمایتم کرد تا عقد کردیم ...
برای همین ایشون خیلی میارزند که نمیخوام با این چیزا ذره ای از حمایتش رو از دست بدم منی که بجای پدر و برادر و ... فقط همین همسرم رو دارم .
اخه برادر جان این جمله رو اینجا ایجوری نوشتم .من به صورت پنهانی حمایتگرم در ظاهر ایشونهاین جمله خیلی خطرناکه. چون تو الان داری حمایتگر میشی. بعد به حالت زورگویانه ی این جمله دقت میکنی؟
امن درونگراییم بیشتره و ایشون بیرون گراییش .. اما در این موارد حرف نمیزنه و زیر پوستی اقدام میکنه .ز توضیحاتی که نوشتی حدس میزنم تا حدی درونگرا باشه. چون مثلا سر قضیه ی ماشین تو تا زمانی که اخم هاش شروع میشه ( رفتار پرخاشگری انفعالی) هیچ چیزی متوجه نمیشی. در حالی که اون مدت زیادی داشته مکالمه ی درونی
با خودش انجام میداده. پس اینجا لازمه بیشتر روی احساساتش دقت کنی.
سارا خانممیدونم الان حرفامو شعاری میدونی و فکر میکنی داری در راه عشقت و زندگیت فداکاری میکنی، ولی مهم تر از اقتدار و غرور شوهرت، شخصیت و عزت نفس خودتهنمیدونم از کجا برداشت کردی عزت نفس من در خطره ؟ دیدمون خیلی متفاوته . عزت جاش امنه چون از خطوط قرمز منه
سنجاب عزیزگریه آور که چقدر خانمهای جامعه ام عزت نفس و حرمت نفس ندارند که خودشون را باید نفر دو و شخص دوم در خانواده بکنند تا نکنه خدای نکرده به غرور مردشون بربخوره و از اون بدتر و زجر آورتر اینه که
خیلی از خانمها مرتب این فایل را دست به دست می کنند برای اینکه زندگیشون چهار روز بیشتر دوام بیاره. زندگی که به قیمت خورد شدن و شکستن تمام احساسات و عواطف ظریف زنان و وابسته تر شدن و حقیرتر شدن موجودیست که باید اشرف مخلوقات باشه
و مادر و الگوی فرزندان این جامعه.
برای همین هست که مدتهاست بسیاری از زنان ایرانی موفق در خارج از ایران اوج گرفتند مثل انوشه انصاری- مریم میرزاخانی و .... و زنان خارجی مثل خانم مرکل صدراعظم آلمان- ترزا می نخست وزیر انگلیس و .... دارند دنیا را فتح می کنند.من از موفقیت چیزی نگفتم اتفاقا همین الانش سر اینکه من ادامه تحصیل بدم بحث داریم میگه تو نگران نباش و ادامه بده میگم شاید نی نی بدنیا بیاد و میگه من کمکت میکنم ولی تو کارت موفق باش و اظلاعاتت رو بروز کن بحث مالی چه ربطی به موفقیت داشت
چرا شما اینقدر جبهه دارین؟
برای من حفظ شادی و بنیان خانواده مهم تر از رفتن به فضا ست
چون دارم فکر اینده خونمون رو میکنم که بچه هامون به دنیا میان میخوام خانواده اصیل داشته باشیم با پدری مقتدر .
خانه داری هم خیلی دوست دارممحیطی گرم برای لذت بردن
ممنو ن فکور عزیزمن اگر جای شما بودم هزینه ای که نهایتا خرج خونه میشه رو کارت به کارت می ریختم براش تا ایشون خرج کنه و تک تک نخواد از من پول بگیره که اینجوری قشنگ نیست
ولی کل حقوق رو نمی ریختم به قدری می ریختم که یه زندگی با حداقل امکانات رو بشه اداره کرد
زیاد از حد هم مایه نمیذاشتم (و یه پس انداز قطعا برای خودم نگه میداشتم)از نظراتت استفاده کردم موافقم البته با یه کم بومی سازی برای شرایط خودم همین کارو میکنم که هم برای خودم حفظ بشه هم کمکم معلوم بشه.
خودش میدونست منطقیه که به اسم من بزنه برای همین هم این پیشنهادو داد چون سه چهارم پول رو من گذاشته بودم .فرشته جان در رابطه با ماشین که نوشته بودی راستش من اگر جای شما بودم به همسرم میگفتم زندگیمون مشارکتی هست و ماشین رو هم نصف نصف به نام بزنیم و این پروسه را توی منزل جا می انداختم که با حقوق ایشون هم اگر چیزی خریداری بشه باید نصف نصف به نام زده بشه
در مورد ناراحتیم باهاش حرف زدم و گفتم این پیشنهادت چقدر خوشحالم کرد و گفتم چقدر شوهرم به فکرمه ولی بعدش اخمات معنی دیگه ای دادن ...
گفت واقعا تو اینطوری میبینی .... اگه بخاطر عشق و حمایت من باشه من به اصرار خودم همه چیمو به اسمت میزنم چه الان چه در اینده ...
و در مورد اخم گفت وقتی که تو موافقت کردی گفتم شاید کاملا به من اعتماد نداری ....من هم یاداوری کردم که بحث اعتماد خیلی در رابطه ما پیش پا افتاده است فقط اینی که گفتی من رو غرق حمایت خودت کرد ... خلاصه به قول محمد رضا درون گرایی و ذهن خوانیست که رابطه ها رو خراب میکنه.
ممنون ستاره عزیزاما زمانی که مرد هم کارداره هم زن باز اگر مرد اونقدر درامدش خوبه که نیاز به پول زن نداشته باشه که چه بهتر اصلا پول زن کامل دست خودش اما وقتی با اوضاع الان درامد مرد کفاف زندگی رو نمیده زن هم باید مقداری رو به اشتراک بذاره چرا که از وظایف و خانه داریش زده بچه داریش زده رفته کار پس اگر قرارنباشه هیچ کمک حالی باشه پس این وسط میشه خودخواهی!!!!واقعیتش این هست که پول به تنهایی برای من معنی نداره چون هرچی داریم باهم استفاده میکنیم خونه ماشین تفریح مسافرت اهل تک خوری هم نیستیم پس این جدل ها بیخوده و فقط یه مدیریت ساده میخواد.
مریم عزیزولی همش به نام تو باشه هم دردسر خودش رو داره (فامیل بشنون انقدر توی گوش شوهرت می خونن که زندگیت تلخ می شه).هم برای من هم برای اون مسخره است همه چی رو به نصف تقسیم کنیم حداقل در مورد ماشین باز در مورد خونه منظقیه
از طرفی از مزایای اقتدار ایشون اینه که کسی نقشی در زندگی ما نداشته و نداره و حتی حرفش رو هم نمیتونن بزنن و با من هم رابطه خوبی دارند .
به اونا گفته برا خانمم خریدم :)
فکور جان ممنون که تجربه ات رو دقیق نوشتی حتما بهشون فکر میکنم .
و البته همه دوستان هرچند با دیدگاهی متفاوت .
خلاصه سرتون رو درد نیارم پیشنهاد دادن مسایل مالیم رو به ایشون دادم قبول نکردن بعد از بحث بررسی هرچند قبلا خودش اشاره ای کرده بود ولی گفت من ازت دورم و سرم گرم کارهامه گفت وظیفه منه همه چی رو بگیرم ولی ببخش که کاملا نمیتونم البته همه وسسایل خونه و خرید ها رو خودش انجام میده در مورد لباس و این چیزا که ولخرجم خودم بیشتر خرج میکنم
اا نکته ای که هست من خیلی برای ایشون کادو میگرفتم خیلی خیلی ولی الان کمترش کردم تا بتونیم هماهنگ شیم و کادوهای اون بیشتر بشه و جذاب تر جلوه تر کنه .
هرچند که گاهی جلو خودم رو نمیگیرم و باز اضافه تر میگیرم .
خلاصه تصمیم گرفتم اون قسمتی که همیشه کم میاد و من خرج میکنم بریزم به حسابش و این کمک من به شوهر دانشجوم باشه .
البته به خودش نگفتم ولی اجراش میکنم با این توضیح که
"همسر عزیزم دوست دارم در کنار حمایت هایی که تو با این شرایط شلوغت و کار زیادت از من میکنی من هم کمکی به زندگیمون کنم . "
در مود ماشین هم که مرحله نهایی به نام زدنش مونده بهش گفتم که هیچ فرقی نداره برای من یا تو باشه و من ترجیح میدم به اسم تو باشه و خودت بری کارهاشو انجام بدی گفت نه از اول گفتم برای خودتهاینجا فهمیدم که خیلی از مشکلات از موضع گیری میاد اگه حوصله داشته باشیم و با محبت خواسته امون رو بگیم شاید بهتر حل بشه و درست برنامه ریزی کنیم
و این گونه زندگی شیرین میشود .
دوستان بازهم ممنون از همگی![]()








برای بار اول کنارش احساس زن بودن کردم ولی باعث شد اون اول ها ساده ترین کارهارو هم به دوشش بگذارم کارهایی که خستم کرده بودند من نمیخواستم مرد باشم ولی تو خانواده مون مجبور بودم ... از همون اول بهم گفت نگران نباش من هستم درستش میکنم انقدر حمایتم کرد تا عقد کردیم ...
اینجا فهمیدم که خیلی از مشکلات از موضع گیری میاد اگه حوصله داشته باشیم و با محبت خواسته امون رو بگیم شاید بهتر حل بشه و درست برنامه ریزی کنیم

علاقه مندی ها (Bookmarks)