اول میخواستم بگم راه اول بهتر بود ولی وقتی دیدم خانوادت انقدر بافکر و باخشرویی و حمایتگرانه رفتار میکنن گه واقعا نعمت بزرگیه فرقی نداره
ولی آدم نا خودش نره مزه دهن دخترو نفهمه همش فکر میکنه احساسش به دختر خانوم ناقص و غلط منتقل شده نظر منو میخوای به دلت مدیون نشو و رسم عاشقی رو در حق خودت بجا بیار و حستو به دختر خانوم بگو و بذار بدونه که دوستش داری و حاظری اون نگرانیشو هم رفع کنی
ولی اگه میبینی طرف جدا نمیتونه تو رو به چشم شوهری ببینه هیچ وقت توی رودربایستی یا ترهم نذارش(منظورم اینه خودت خیلی آسیب پذیر و مظلوم به نشون نده؛میدونم هستیا ولی بروزش نده تا جواب واقعی دخترو بشنوی) و اگه بازم میگه نه دیگه کاملا بی خیالش شو و به خودت فرصت بده تا فراموشش کنی و اینو بدون دوباره عاشق میشی
فقط دیوونگی نکنی سر ناراحتی و دلخوری ایشون و یا تا وقتی که این نه شنیدن تو تصمیماتت تاثیر میذاره با کسی وارد رابطه بشی
یکم هم از خودت و ایشون و دلیل انتخاب و یا خوبی و چالش های این ازدواج برامون بگو ببینیم خودت تا چه حد انتخابت درسته








علاقه مندی ها (Bookmarks)