سلام عزیزم.
دختر ها اگر خودشون رو باور نداشته باشند و ارزش خودشون رو ندونن ، آسیب پذیر هستند و البته دقیقا همانقدر که خودشون رو ارزشمند میدونن بهشون بها میدن.
اگر مسیر نفوذ به احساست امنیت نداشته باشه، هر کسی به خودش اجازه میده یه سرکی به باغ دلت بکشه و کمبود های زندگی خودش رو از یغمای احساس تو جبران کنه.
ولی وقتی مسیر دلت ایمن باشه و برای متعرضان خط و نشان بکشی حد خودشون نگه دارند و القا کنی که من ارزشمندم ، برای داشتنم باید در عمل عشق، احترام و لیاقتت رو ثابت کنی کسی جرات نمیکنه به احساست متعرض شه. اما چگونه؟
1. خواستگاری به معنای جواب مثبت نیست که قبلش لازم باشه آشنایی پیش بیاد. خواستگاری خود بستر شناخته. یک آقای موجه و محترم که واقعا قصدش ازدواج هست، یک آقایی که صلاحیت ازدواج داره و برای خانوم ها احترام قائله، میدونه برای ازدواج لازم نیست با دختر ارتباط مستقیم داشته باشه، میدونه اگر میخواد حرمت یک دختر رو نگه داره راهی مانند خواستگاری مقابلشه، میدونه برای تشکیل خانواده ابتدا باید مفهوم خانواده رو درک کرده باشه، ادب داشته باشه، از طریق خانواده اقدام کنه و دختر رو از خانواده اش بخواد. هیچ کجای دنیا از یک پرنسس، از یک دختر اصیل تو کتابخونه و کافی شاپ و دانشگاه خواستگاری نمیکنند. اون رو با تشریفات تمام از خانواده اش میخوان. برای ما ایرانی ها که به خانواده بها میدیم، پیشنهاد مستقیم یک پسر عین فحشه. انگار بهت بگه بی کس و کار، بی ارزش، بی اصل و نسب. پس اگر پسری نمیدونه چطور باید خواستگاری کنه، صلاحیت ازدواج نداره. بنابراین لازم هم نیست به احساس و پیشنهاد همچین افرادی بها بدی. اگر کسی واست مزاحمت ایجاد کرد، خانواده بالا سرته، بزرگتر داری، قانون هست.
2. رفتار قاطعانه. فکر میکنم این ضعف شماست. شما باید جوری رفتار کنید که دختر و پسر بدونن که از این روابط بیزاری. اگه به دوستت بگی اون پسره رو ببین چه خوشتیپه، حتی به شوخی... مطمئن باش پسرا خیلی آنتنشون قوی هست و سریعا در میابند که تو قاطع نیستی. جایی که یک پسر حضور داره، بیشتر از حد لزوم نباش. پسر همکلاسی اومده بالای سرت میگه: خانوم فلانی تمرین ها تا چه صفحه ای بود؟ میگید تا صفحه 38. میگه وای چه زیاد، این استاده هم خیلی تمرین میده ها... این دیگه ربطی به درس نداره، تست نفوذه، یعنی دارم محکت میزنم. اینجا دیگه لازم نیست جوابش رو بدین. حتی اگر بی ادبی باشه و بهش بر بخوره. دو تا دختر کنارتون نشستن، دو تا پسر هم بالا سرشون، با هم میگن و میخندن، شما نباید بمونید اونجا،پاشید برید یه جا دیگه. دوستتون که براش این مسائل عادیه، با دوست پسرش بیرونه، میگه تو مسیرم بیا جزوه ات رو بگیر. هرگز نپذیرید که برید، میاد در موردش درد و دل میکنه، بگو متاسفم من با این روابط مخالفم نمیتونم راهنمایی یا کمکت کنم... میگن بد اخلاقه؟ باشه اگر خبر بداخلاقیت به همه میرسه، حتما خبر قاطعیت و بیزاریت از این ارتباطات به گوش همه میرسه، کمتر ریسک میکنند.
3. احساست و عواطف باید در حیطه منطق نمود پیدا کنه. افسار و هدایت احساسات بایستی به دست منطق باشه. این که محرک های احساسیمون منطقی و واقعی نباشن، به زودی در رفتارمون بروز پیدا میکنه. مثلا آهنگ های احساسی، رمان ها و کتاب ها، فیلم های برانگیزاننده احساس، حتی صحبت های برخی دوستان....این ها خواه ناخواه تاثیر گذارند. خیلی از این ورودی ها رو باید حذف و محدود کرد، خیلی ها رو باید فیلتر و سانسور کرد، خیلی ها رو باید شرایط ورودش رو داشت... احساسات نیاز به مراقبت دارن. مثل یک گل، بایستی شاخ و برگ اضافه اش رو زد، به موقع بهش آب داد، نور کافی داشته باشه، افراط و تفریط نسبت به نیازش نداشت. اگر هرزگونه رشد کنه و با تخیلاتت بهش شاخ و برگ بدی، کم کم تمام وجودت رو میتنه و دیگه قادر به هدایت و مقابله باهاش نیستی. حالا این احساسات با تو چه میکنند؟ باعث میشه خیلی وقت ها کاری رو انجام بدی که خلاف عقیده ات هست، کاری که میدونی اشتباهه، ولی نمیدونی چرا انجامش دادی. چیزی که از خودت انتظار نداری. پس اگر میخواین از کاری پشیمون نشید، باید عنان احساسات رو به منطق بسپارید. البته منطقی که منشاء صحیحی داشته باشه .
شما پاکی، نیتت پاکه، خودت رو آزار نده، فقط من بعد از احساساتت بیشتر مراقبت کن. همدردی هم در راستای مراقبت از احساست میتونه خیلی راهنما و کمک کننده باشه. موفق باشید.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
ویرایش توسط عشق آفرین : جمعه 19 خرداد 96 در ساعت 18:36
علاقه مندی ها (Bookmarks)