سلام
دلیل رفت و آمد کم ما رفتارهای خاص ایشونه. عقیده داره که ما حتما باید ازش دعوت کنیم که بیاد و وقتی هم دعوت می کنیم یه بهانه میاره که نیاد.
اینکه ما هم کم میریم من به همسرم پیشنهاد میدم که بریم.اونم میگه باشه ولی اقدامی نمیکنه.
قبلا توی یکی از پیامهایی که به همسرم داده بود دیده بودم که نوشته بود من کلفت شما نیستم که وقتی میاید پذیرایی کنم یا غذا درست کنم.
تمایل زیادی به رفت و آمد نداره.ما برای بیشتر بیرون رفتنامون به ایشون میگیم که بیان ولی معمولا به بهانه های مختلف رد میکنه که بعد معلوم میشه اون بهانه ها دروغ
بوده.
ببینین من نمیخوام از خودم دفاع کنم.ولی مادر ایشون فقط با ما مشکل نداره.با همسایه ها با صاحبخونه با همه مشکل داره.حتی پیش اومده به خاطر دعوا با صاحبخونه
دوبار اسباب کشی کنه.
همسر من هم تا زمانی که مجرد بود مثل مادرش با بقیه دچار تنش میشد و کار به دعوا و جاهای باریک می کشید.ولی توی مدتی که با هم هستیم همچین اتفاقی
نیفتاده.
کنترل چیزی دست من نیست.همسرم خودش مرتب به مادرش سر میزنه.دلیل اینکه با من هماهنگ میکنه اینه که من تو خونه تنها نباشم و مثلا من هم
با مادرم برنامه بریزم که اونم تنها نباشه.مادرم به خاطر بیماری گذشتش به روحیه نیاز داره.
به خاطر همین منم بدم نمیاد که همسرم بعضی کارهاش رو به تنهایی انجام بده که منم به مادرم برسم.مثلا هفته ای یک بار.
چون همسرم اهل دوست و رفیق نیست .پس فقط مادرش میمونه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)