سلام الهه جان
راستش من هم با صحبتهای مریم جان موافقم
از طرفی معتقدم اگر رفتار مادرت خیلی اذیتت می کنه بهش انتقال بده ولی با یه لحن خیلی خیلی ملایم تر و بهتر
بعدا خودت هم عذاب وجدان می گیری با این لحن
نمی دونم اصلا اون چیزهایی که مادرت رو ناراحت کرده مسائل عادی هستن یا واقعا عادی نیستن و نیاز به همفکری دارن
فقط می دونم که اگر مادرت ازت ناراحت بشه اگر چند سال دیگه (دور از جونش) از دنیا بره این صحنه ها و این بحثها اصلا از جلوی چشمات نمیرن و مامور عذابت میشن واقعا روی عمر آدمها هیچ حساب و کتابی نیست و نمیشه بگی این اتفاق نمی افته یا حالا حالا ها قرار نیست بیفته
من اصلا قبول ندارم که برخی افراد میگن آدم نباید به پدر مادر اشتباهتشون رو تذکر بده معتقدم میشه گفت ولی مدل گفتنش خیلی مهمه
مثلا می گفتی " مادر جان خیلی داری با این افکار خودتو ناراحت می کنی از این قبیل مشکلات همه بچه ها توی این دوره زمونه دارن انقدر خودتو اذیت نکن راستشو بخوای با گوش دادن به این حرفها من هم افسرده میشم نه فقط برای اون چیزی که شما بهش میگی مشکل، بلکه بیشتر برای اینکه می بینم این مشکل چقدر داره شما رو آزار میده. واقعا اینهایی که شما میگی دغدغه های روزانه هستن زیادم مشکل و فاجعه نیستن"
بهش بگو " بهترین راه حل برای اینکه این چیزها انقدر برات خودنمایی نکنن و اذیتت نکنن، کمی دور شدن از فضای خونه و خلوت شخصی هست"
به عبارتی بیشتر باید نشون بدی که نگران مادرت هستی تا اینکه بهش القا کنی که نگران خودت و اعصابت و آرامشت هستی
پیشنهاد مریم 123 برای تشویق مادرت برای رفتن به مکانهای زیارتی عالیه یه برنامه منظم اگر می تونی در این زمینه برای مادرت بذار
استخر هم خیلی عالیه انگار دغدغه های آدمو به نصف می رسونه
کمکش کن انقدر توی خونه و توی افکارش غرق نشه که از کاه کوه بسازه
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)