دوست عزیز یه روانشناس واقعی وقتی میتونه به شما کمک کنه که 1. ریشه رو پیدا کنه 2. راهکاری برای اون ریشه ارایه بده 3. شما امکان، توانایی و اراده عملی کرده اون راهکار رو داشته باشید.
اگه مورد 3 رو دارید برید روانشناس در غیر این صورت تاثیرگذار نیست.
شما شدیدا علاقه دارید همه ی کارها رو خودتون انجام بدید و به کار هیچ کس اطمینان ندارید. این رفتار شما فشارهای زیادی رو روی شما میاره و از طرفی اطرافیان رو شدیدا بهتون وابسته میکنه. این ریشه ی اول، مسئولیتها رو تقسیم کنید و به دیگران هم اعتماد کنید و با این کار این همه فشار رو از روی خودتون بردارید.
اما ریشه ی دوم، زندگی مشترک شماست، اگه هزاران نفر روزی 100 بار به شما بگن در زندگی مشترک اون چیزی که باقی میمونه تناسب اخلاقی دو نفره و اون آتش عشق اولیه که الان در شما زبانه میکشه به زودی جای خودشو به یک شعله ی کوچک میده شما قبول نمیکنید. تمام دوست داشتن شما از جنس عشقی که امروز دارید بعد از گذر مدتی تبدیل به خاکستر میشه و نوع دیگه ای از دوست داشتن جاشو میگیره. اونجا تناسب، احترام و تفاهم تاثیرگذاره چیزی که در زندگی مشترک این روزهای شما ذره ای وجود نداره. اگه من 1000خط هم بنویسم بی تاثیر هست چون حس این روزهای شمارو میفهمم و تجربه کردم فقط امیدوارم در آینده حرفهای منو به یاد بیارید.
ریشه ی سوم، شما باید شخصیت خودتو بشناسی و وارد قالب شخصیتی خودت بشی، شما از قالب واقعی خودت خارج شدی و همین باعث خشمت میشه. اگه فرصت داری بهت توصیه میکنم یه سریال به نام دکستر رو تماشا کنی (البته با شناختی که از شما دارم باید مواظب باشی به هیچ وجه الگوبرداری نکنی)








علاقه مندی ها (Bookmarks)