به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنونم جناب ام رضا. شاید من درست طرح مسئله نکردم. من راهکار جهت مواقعی منظورم بود که امکان گفتمان منطقی رو کلا از دست دادم. مواقعی که خیلی شدید عصبانی میشم و واکنش های فیزیکی نشون میدم مورد سوالمه نه عصبانیت های معمولی که میشه با چندتا نفس عمیق و یکم سکوت بشینی صحبت منطقی کنی یا تحلیل کنی و چیزی بنویسی. در عصبانیت های کوچیک یا بی مورد، من همین کاری که شما میفرمایید رو انجام میدم یعنی یکم که آروم میشم میشینم منطقی صحبت میکنم ولی در موارد جدی تر کنترل برام سخت شده خیلی.
    به عنوان مثال یکی از کارهایی که قبلا یاد گرفته بودم موقع عصبانیت های طوفانیم میکردم پرت کردن حواسم به یک مسئله دیگه بود مثلا فکر یا زمزمه یه تیکه از آهنگی که دوست داشتم و شاد بود یه جورایی شرطی شده بودم که قبل اینکه به نقطه جوش برسم، از بحث اینجوری فاصله بگیرم و شاید توی هفتاد هشتاد درصد مواقع هم این راه به عنوان پیشگیری در اون لحظه وقتی به کار میبردم جواب میداد ولی الان متاسفانه دیگه قادر به استفاده ازش نیستم قدرت پیشگیری و کنترلم رو حس میکنم از دست دادم یا تکنیک های گذشته دیگه روم جواب نمیدن.


    ممنونم خانم تمنای عشق.
    مشاور با روانشناس بالینی چه فرقی داره؟ من پیش خانمی که الان میرم ابتدا به عنوان مشاور خانواده به همراه زنم و برای مشکل دوتاییمون میرفتم بعد که خانمم دیگه همراهی نکرد من تنها برای مشکل عصبانتیم میرفتم و ایشونم راجع به گذشته ی من باهام حرف میزدن و دنبال علل عصبانیت در من بودن و راهکار هم ارائه میدادن. این همون کار روانشناس بالینی هست؟ البته الان دو جلسه ست که روند درمان خشم من قطع شده چون من میرم فقط راجع به خانمم و ناراحتی های فعلیم و راه چاره در این زمینه حرف میزنم. الان به شک افتادم که ایشون تخصص لازم رو برای من دارن یا نه البته راه حل های خوبی میدادن فقط الان من قادر به استفاده نیستم نمیدونم چرا.


    ممنونم جناب رضا ام عزیز. ریشه این مسئله ی خشم من، به خانمم برنمیگرده مربوط به دوران بچگیمه. نظر مشاورم اینه که من چون از سه چهار سالگی یادمه شاهد کتک خوردن های مداوم مادرم از پدرم بودم جدای از کتک هایی که خودم میخوردم و شرایط محیطی که توش بودم اینجوری شدم. محیطی که من توش بزرگ شدم تهیه سلاح و مواد توش از خرید گوشت و مرغ برای مردم راحت تر و در دسترس تر بود و خشونت یه جز لاینفکش بود برای اینکه بتونی زنده بمونی. من تا قبل از دوره دانشجویی اصلا هیچ تصور واقعی ای راجع به دنیایی خارج از اونی که خودم توش زندگی کرده بودم نداشتم هرچند با آدم های مختلفی در تماس بودم ولی به محیط خشن کاملا خو گرفته بودم. از نظر ژنتیکی هم که خب من خشونت رو از پدرم ارث بردم احتمالا. به نظر مشاورم من بابت اینکه نتونستم جلوی پدرمو بگیرم و اونطوری که میخواستم از مادرم مراقبت کنم احساس خشم و عذاب وجدان و گناه دارم و حتی دلیل مراقبت های شدیدم از اطرافیانم رو هم مشاور همین مسئله میدونه که اگر خیلی مراقبشون نباشم ممکنه از دستشون بدم. اینکه من به مادرم قول داده بودم انتقامشو میگیرم و از اون شرایط هم درش میارم ولی قبل از اینکه به قدر کافی بزرگ بشم و بتونم قدرتی پیدا کنم مادرم از دنیا رفت و این مسائل و عصبانیتش برای من حل نشده باقی موند و مشاورم فکر میکنه ریشه اصلی خشم من احتمالا این مسائل هست. خیلی مسائل و شباهت ها توی مشاوره حضوری پیدا کردم که دقیقا بخاطر ارتباطش با گذشته، الان راحت عصبانیم میکنه. خیلی چیزهای حتی ساده.
    راجع به راهکار هم مشاور نظرش این بود که من باید راجع به این مسائلی که تو زندگیم اتفاق افتاده انقدر باهاش جز به جز صحبت کنم و تحلیلشون کنیم تا هرکدوم حل بشن. چون قبلا راجع بهش با کسی نمیتونستم حرف بزنم و یه سری اتفاقات رو از ذهن خودمم ریخته بودم دور و مقاومت خیلی زیادی هم کردم تا تونستم خیلی چیزهارو تعریف کنم و هنوزم یه سری چیزارو نگفتم بهش. اول که من حالت های عصبانیتم رو برای مشاور توضیح دادم و چندتا تست هم ازم گرفت نظرش این بود که روان درمانی و دارودرمانی رو با هم باید پیش ببرم ولی بعد که راجع به گذشته صحبت کردیم نظرش انگار عوض شد و گفت روان درمانی نیاز اصلی منه الان ایده رفتن پیش دکتر نظر شخصی خودمه چون در به کارگیری راه های کنترل خشم چند هفته ایه موفق نیستم دیگه.
    فکر میکردم توانایی و اراده تغییر رو دارم تاحدودی هم پیشرفت کرده بودم ولی در حال حاضر با توجه به بدتر شدن اخلاقم نمیدونم دیگه. هنوز پیگیر هستم. فقط الان جای مشاوره هام اینجا و حضوری عوض شده این دو جلسه اخیر من پیش مشاورم راجع به خانمم حرف میزدم چون واقعا احساس ناراحتی و خستگی میکردم و دیگه مستقیم به مقوله خشم و گذشته م نپرداختم اینجا هم که حالا برای کنترل خشمم اومدم ببینم چی میشه.

    منظورتون از اینکه از قالب خودت خارج شدی رو مطمئن نیستم درست متوجه شده باشم. اگر اون چیزیه که من فکر میکنم خودم هم یه درصد این احتمال رو میدم که شاید چون سعی کردم این مدت خیلی آدم متفاوتی بشم و از خودم انتظار تغییرات زیادی داشتم که خیلی نرم برخورد کنم، خیلی مراعات کنم، خیلی سکوت کنم، خیلی ندید بگیرم بهم فشار اومده و الان اینجوری شدم. ولی فکر میکنم حتما یه راهی برای تغییر بدون بازگشت هم وجود داشته باشه. یعنی این توانایی رو در خودم میبینم فقط راهکاری که روی من اثر کنه رو شاید هنوز پیدا نکردم.

    راجع به سریال هم که معرفی کردین ممنونم متاسفانه من فرصت تماشای سریال و دنبال کردن سلسله وار ندارم اگر یک قسمت خاصی هست که نکته آموزنده ای برای من داره بگید ببینم یا نکته خاصی هست که لازمه ازش یاد بگیرم ممنون میشم خودتون برام بگید. خلاصه داستان رو البته رفتم خوندم. مشاور خودم هم وقتی جواب تست های منو دید وضعیت منو با قاتل ها و مجرمین خطرناک مقایسه کرد ولی به نظر خودم همچین آدم خطرناک و افسار گسیخته ای هم نیستم. اتفاقا این مدت متوجه شدم که با وجود عصبانیت های زیادم به نظر دیگران مدیر و رفیق خیلی خوبی هستم و الکی ازم تعریف نمیکردن. آدم بی اعصاب هم بهرحال حق داره زن و زندگی داشته باشه.

    عشق و علاقه من به زنم از بین نمیره احتمال همچین رخدادی به صفر میل میکنه. ممکنه گاهی خسته بشم و بخوام برم تو غار تنهایی خودم ولی در اون حالتم حواسم هست نیازی به من نداشته باشه بعد میرم تو لاک خودم. ماه دیگه عروسیمه منم آدم روراستی هستم اگه بعد عروسی پشیمون شدم میام بهتون میگم بعد میتونین بگین ما بهت گفته بودیم.


  2. 2 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    خانم ایکس (دوشنبه 14 اسفند 96), صبا_2009 (شنبه 05 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. واقا به کمک و راهنمایی احتیاج دارم دیگه ذهن خودم نمیکشه
    توسط homan74 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 12 خرداد 97, 12:53
  2. تقاضای راهنمایی در مورد نتیجه مطالعه یک کتاب
    توسط sina2004 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 25 آذر 90, 11:36
  3. به راهنمایی شما عزیزان احتیاج دارم
    توسط ترلان 63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 26 شهریور 90, 11:03
  4. مشکل جدی تر از قبل (به راهنمایی احتیاج دارم)
    توسط aminor در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 18:55
  5. احتیاج به راهنمایی وهمفکری دارم .لطفاااااااااااا
    توسط پانیز در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 شهریور 89, 08:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.