
نوشته اصلی توسط
رهاوتنها
ترنم بهاری جان ،
واقعا از پستت ممنون . انصافا راست میگی . اگر منظورت به من هست ، که خیلی ابراز ناراحتی میکنم حقیقت اینه که موقع دادگاه و طلاق پدرم از من خیلی ناراحت تر بود . شاید به خاطر سهل انگاری هنگام ازدواج یا عدم باور داستان . من خودم موقع طلاق خیلی راحت بودم . بعدا فهمیدم به خاطر نپذیرفتن داستان بوده . و علت ناراحتی خودم رو به خاطر طلاق نمیدونم . به خاطر عدم اطلاع و آگاهی از قوانین ازدواج و طلاق و حق و حقوق در کشور خودم و کشور دیگه میدونم و اینکه چطور از عدم آگاهی من و خانواده ام نهایت سواستفاده شده . ببینید داستان من رو اگر در پست اول بخونید اصلا ناراحتی من به دلیل طلاق نبوده . به خاطر داستان های قبلش و آسیب هایی که به بدنم زدم بوده . و در نهایت عدم اطلاع از قانون . مثال میزنم : من نمی دونستم اینجا که هیچ ، هیچ جای دنیا مرد حق نداره زنش رو از خونه بیرون بیاندازه . حتی اگر اجاره خونه با اون نیست. من فکر میکردم چون فقط پول پیش رو دادم و اجاره ندادم ایشون حق داره منو بیاندازه بیرون . در صورتی که اینجور نیست . چه اینجا ، چه هر جای دنیا
اینکه بنده و خانواده ام نمی دونستم حق طلاق با مرده یعنی یکطرفه با مرده و مرد هر وقت اراده کرد میتونه زنش رو طلاق بده یعنی چی .
علاقه مندی ها (Bookmarks)