سلام.
خدا پدرتون رو رحمت کنه. روحشون شاد.
الان تنها زندگی میکنید یا با مامانتون؟
من خودم هم زیاد بلد نیستم خودمو از بی حوصلگی ر بیارم. ولی انگار وقتی برنامه تفریح با خانواده میذاریم، حالم بهتر میشه.
تجربه چیزهای جدید هم خوبه.
شرکت توی گروه ها برای فعالیت گروهی هم خیلی خوبه. یه جورایی وقتی فعالیت اعضاء گروه رو میبینم، منم تشویق میشم. (شایدم جو گیر میشم).
برنامه های کوهنوردی دسته جمعی خیلی خوبه. من پارسال دو بار رفتم خیلی حال داد.
اینم که به کارای هنری علاقه دارید خیلی خوبه. مثلا میتوانید نقاشی هاتون رو بذارید توی اینستاااا.... آموزش بدید.... یا نقاشی های تازه رو امتحان کنید. مثلا ویترای. تا حالا ویترای کار کردید؟ خیلی لذت بخشه کار با رنگ و قلم مو و... اش. به نظرم خوشتون بیاد اگر امتحانش کنید.
اینم نمیدونم درسته بگم یا نه. برای خودم میگم. من الان اگه درآمد داشتم از خودم، حتما میرفتم یه نی نی میگرفتم بزرگ میکردم.
اما خب... کلا فکر میکنم یه نیاز بزرگ توی وجود ما آدمها، نیاز به اینه که سودی از خودمون به دیگران برسه. مثلا آدم دلش میخواد یه جایی یه بخشی از درآمدش، احساسش، توانش، رو بدون منت و فقط چون درونش چنین چیزی رو طلب میکنه، صرف دیگران کنه. شما میتونید کاری برای کسی در هر زمینه ای که براتون مقدور، انجام بدید؟ شاید اینکه آدم حس کنه یه عده ای منتظر کمکش هستن، به آدم انگیزه بده.
یه نیاز دیگه هم توی وجود آدمها، به نظرم اینه که حس کنن چیزی از خودشون به یادگار گذاشته اند. مثلا یکی با یه اثر نقاشی، یکی با یه آواز، یکی با یه اختراع، یکی با یه تحقیق، یکی با یه کتاب.... ولی اینکه چیزی باقی بذارن از خودشون، فکر کنم توی وجود همه هست.
من اینا رو خودمم خوب رعایت نمیکنم. ولی خب وقتی بی حوصله میشم، برای رفعش این فکر رو میکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)