سلام.
گل یخ عزیز از اینکه راهنماییم کردی تو تاپیکم ممنونم...ما گاهی وقتا وضعیت خودمون رو درست نمیبینیم و نمیتونیم درست نظر بدیم... ولی دوستان از دور بهتر میبینن واسه همین میتونیم بهم گمک کنیم.
شما تو تاپیکتون درمورد اختلافاتتون درست نگفتید چی هستن...یعنی ریشه یابی نمیشه کرد..و نمیتونیم بفهمیم سهم شما چقدر بوده...اما واضحه که درحال حاضر همسرتون بیشتر از شما مسئولیت پذیری بخرج داده و داره تلاش میکنه برا حفظ این زندگی...خواهش میکنم از اینکه عنوان کرده انگیزش بچه ی شماست و خود شما نیست عصبانی نشید...میدونم ناراحت کنندست...اما شما الان فقط ناراحت نیستید بلکه عصبانی هستید ...و همین عصبانیت باعث دلسردی شما شده...یه لحظه فکر کنید که حتما همسرتون در طی این سال ها نیازهای برآورده نشده ایی داشته که اونو عصبانی کرده و الان مثل شما دلسرد شده...مثل خودتون....ببینید این احساس عصبانیت و دلسردی بین هردوتون مشترکه...فقط چیزی که اون بیشتر داره احساس مسئولیته....نمیخوتم بگم شما بیخیال این زندگی هستید...این منصفانه نیست ...شما هم حتما تلاش های خودتون رو کردین و حتما خیلی دوست دارین یه خانواده موفق رو با همسر و بچه تون داشته باشین....منظورم دقیقا همین حس آخرتونه.....
گل یخ عزیز...نمیدونم مشکلات جنسی که شما گفتین چی هستن اما خودتون گفتین که خواستگاه بقیه ی مشکلاتتون هستن ...حتما واسه همین مشاورتون روش فوکوس کرده...ضمن اینکه همسرتون بیش از اونچه فکر میکنید به مسائل جنسی نیاز داره....شما نمیتونید تصور کنید این مسئله چقدر برای آقایون مهمه...این مسئله میتونه زیر بنای تمام برنامه های یه مرد رو تشکیل بده و این اصلا و ابدا بد نیست...این غریزه هست که حیات انسان رو حفظ کرده...چیزیه که باعث شده مرد مسئولیت نگه داری و مراقبت و تامین آسایش و امنیت یه زن و خانواده رو به دوش بکشه....باعث شده مرد برای تامین درآمد هرکاری از دستش بیاد تو هر شرایطی رو بپذیره....مشاغل سخت رو نگاه کنید...به مردها نگاه کنید چطور خودشونو به خطر میاندازن...اساس این قدرت رو از غریزه جنسیشون دارن....از موقعی که خودم اینو فهمیدم خیلی خوب با مسائل جنسی همسرم برخورد میکنم و اونو کاملا راضی کردم....میخوام بگم که این مسئله برای نه تنها مرد بلکه کل بشریت مسئله ی واقعا جدی و مهمیه....
این نیاز همسرتون بود...و صد البته درک میکنم چقدر شما به مسائل عاطفی و حمایت عاشقانه ی همسرتون نیاز دارید...اینم نیاز ما خانم هاست...امنیت عاطفی برای ما خانم ها هم واقعا جدی و مهمه...طوری که برطرف مشدن این نیاز از طرف همسرتون اینقدر شما رو دلسرد کرده که دیگه نمیتونید حتی برای بچه تون هم که شده ادامه بدید....میخوام بگم گل یخ عزیز صبر داشته باش....همسرت الان عصبانیه....اما واقعا دمش گرم که هنوز داره به بچه فکر میکنه....اون داره تلاش میکنه...تو هم تلاشت رو بکن.....از برآورده شدن نیازهات شروع نکن...از برآورده شدن نیازهای همسرت از هر نوعش باشه شدوع کن....این مردی که تو داری ازش میگی بنظر انسان با وفایی میاد...هر دوتون بفکر دیگری باشید....اگه نیازهاشو برآورده کنی اونم همین کار رو میکنه...اون مرد زندگیه که داره بای حفظ خانوادش تلاش میکنه...خیلی از آقایون تو این شرایط میزنن زیر همه چی....
عزیزم امیدوارم کمکی کرده باشم
صبر داشته باش