سلام آویژه جان
من نمی دونم پدر و مادرت دقیقا چیکار میکنند که شما رو تا این آزرده کردن!
ولی شدیدا با حرفهای پو موافقم.
شما هم با اونها زندگی نمی کنی و نهایتا هفته ای چند ساعت می بینیشون! به نظر میاد بخشی از نارضایتی شما از اونا بخاطر این هست که از شرایط خودت راضی نیستی و اونها را مقصر می دونی.
تقریبا تمام پدر و مادرهای نسل ما مشابه پدر و مادر شما هستند، مگر موارد استنثنا و البته خب تو بعضی ویژگی ها متفاوت. یعنی شما تنها نیستی و این چالشی هست که همه ماها یه جورایی باهاش درگیریم.
به نظر من خودت رو قوی تر کن و روی خودت کار کن. به فرض که پدر ومادرت مقصرترین افراد زندگیت هم باشن، اونها این سبک زندگی رو انتخاب کردن یا بهشون تحمیل شده یا هر چی ... ولی الان علاقه ای به تغییرش ندارن. مایی که با روانشناسی و اصول و مهارتها ارتباطی آشنا هستیم و البته تو درسامون همیشه دنبال حل مساله بودیم؛ باید به چالش های ارتباطی مون هم به دید مساله نگاه کنیم و دنبال راه های خلاقانه برای حل مساله باشیم.
و البته باید مثل پو اونقدر قوی باشیم که یه گوش مون نسبت به حرفاشون در باشه و اون یکی دروازه.
اگر مصداقی مساله رو باز کنی هم شاید بشه بهتر درکت کرد و کمک بیشتری کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)