نقل قول نوشته اصلی توسط nahid-111 نمایش پست ها
معلومه که برای انجام عمل جنسی هر دو نفر باید تمایل داشته باشن . بدون تمایل و رضایت شما این یه خشونت جنسیه. خشونت جنسی که فقط بین غریبه ها نیست
خشونت جنسی زناشویی ، تجاوز جنسی زناشویی
حتی اگه اون رابطه جنسی کیفیت خوبی داشته باشه همراه با خشونت فیزیکی هم نباشه ، اما شرایط روانی و رضایت زن تو این رابطه لحاظ نشده باشه و زن هیچ قدرت کنترل و اختیاری بر عمل جنسی نداشته باشه بازهم خشونت جنسی محسوب میشه . زنی که از ترس خشونت یا دعوای شوهرش به رابطه تن بده بازم قربانی خشونت جنسیه.
کارایی که ازت میخواد تو رابطه انجام بدی هم که دیگه قضیه رو بدتر میکنه
تعجب میکنم میگن "مگه اینکه در حد بیمارستان حالت وخیم باشه که نتونی درخواست رابطه شوهرتو قبول کنی"
کسی که اینجا تنبیه کرده شوهر شماست که چون درخواست رابطه جنسی رو رد کردید دعوا راه انداخته
شما بد آسیب دیدی حتی به خودکشی فکر میکنی . میتونی بری پیش روانشناس؟ میدونم هزینش زیاده ولی شما شاغلی فکر میکنم بتونی بری
ممنون از پاسختون پاسخ شما انگار داغ دل منو تازه کرده ا الان شاید تعداد دفعات که رابطه ما با اجبار و ترس نبوده به تعداد انگشت های دست باشه متاسفانه
خیلی به مشاوره فکر کردم راستش وضعیتم جوری نیست که بتونم خودم مشکل رو حل کنم مثل دفعات قبل یک دفتر بردارم نگا مثبت و منفی بنویسم و .... من به کمک احتیاج دارم ولی خب درسته کارمندم اما ۷۰ درصد حقوقم بدی قسط میره و بقیه خرج خدا میشه قیمت گرفت برای ۴۵ دقیقه بین ۱۳۰ تا ۱۸۰ میگیرن ار باریک جلسه حل میشد مشکلی نبود ولی..‌‌
لطفا بهم بگید چکار کنم وضعیت لحظه به لحظه وخیم میشه همش میگن یعنی پدرم مادرم همسرم هیچ نقطه کوری در زندگی ندارن ؟هیچ کار اشتباهی نکردن ؟ولی خب باز میگم اونی که بی آبرو شده منم
من جوری شدم که از اون روز تمام ارتباط چشمی و کلامیم با والدینم قطع شده روم میشه حرف بزنم یا نگاه کنم اینا به زبون راحتهولی دلم اشوبه همسرم که از همه بدتر اصلا انگار یک غریبه توی خونه ست نه دوست دارم تماس فیزیکی داشته بشم نه حرفی بزنم تمام وجودم شده عذاب تمام کارم مختل شده ازش میترسم همش اشتباهتی که داشتم رو مرور میکنم و هر بار میترسم از اینکه اونا رو هم بگه من دیکه چطور باید اعتماد کنم