سلام
مشکلت ترسه. از این که مجرد بمونی.
فکر نکنم مشکلت با خدا باشه عزیزم. با خودت مشکل داری.
بهتره کتاب بخونی تا خدا رو با مامان یا بابات یا بزرگتری که همه چیز دست اونه و معلوم نیست چرا یه هویی مهربون میشه و یه هویی نا مهربون اشتباه نگیری!!!
می دونی آدمایی که شخصیت هیجانی و نمایشی دارن یه هویی یه کارایی میکنن و بعد یه مدت دیگه همون کارو نمی کنن و رفتارشون عوض میشه.
این که یه آدم خدا رو این طوری ببینه نشون دهنده ی دو تا حالته یا خودش شخصیت هیجانی داره و یا از اطرافیانش مخصوصا مادر یا پدر.
سردرگم هم هستی و الان نمی دونی باید چیکار کنی که توجه و محبت خدا رو به خودت جلب کنی!!!
نماز میخونی به عنوان یه کار خوب و منتظر جایزه ای.
خیلی جالبه. البته من برداشتم این طوریه و نظر شخصی منه. ممکنه درست نباشه . امیدوارم ناراحت نشی.
جدای از طرز فکر تو واقعیت اینه که ازدواج و همسر فکر نکنم کادویی از جانب خدا باشه که با دعا به دست آدم برسه.
ازدواج یک مسیره و ممکنه هیچ وقت برای یه ادم اتفاق نیوفته.
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)