نقل قول نوشته اصلی توسط Parastou نمایش پست ها
سلام
فقط یک سوال
شما می فرمایید دلتون نمی خواد خانواده تون رو برنجونید. خوب فرض رو بر این می گیریم که شما با این خانم ازدواج کردید و ایشون رو برای سفر به ایران آوردید. قصد دارید لباس پوشیدن ایشون رو عوض کنید؟
خیر. بحث پوشش برای من مهم نیست. البته در ایران برخی مردان (که تعدادشون هم کم نیست) بواسطه محدودیت هایی که داشتند عقده ای شدند و یک سره برای خانم ها مزاحمت ایجاد می کنند. حتی همان هایی که ادعای مذهبی بودن دارند. به همین خاطر در ایران ترجیح می دهم که همسرم طوری رفتار کنه که مردای مریض مزاحمش نشن. اما در خارج از ایران این مسیله حل شدس و من حتی اگر همسر ایرانی می داشتم هم در خارج از کشور به حجابش کاری نداشتم. دختران روس ذاتا خوش قیافه هستند و حضور یک دختر روس در ایران می تونه توجه مردهای مریض زیادی رو جلب کنه. لذا به خاطر امنیتش خودش ترجیح می دم بیشتر مراقب باشه نه به خاطر خانواده. اگر در ایران امنیت داشتیم و من زن ایرانی هم می داشتم باز هم به حجابش کاری نداشتم. ایشون وقتی با من بود لباس های راحت و باز می پوشید و من هم مشکلی نداشتم. اکثر دختران جوان در فصول گرم سال دامن کوتاه و پیراهن بدون آستین می پوشند و کسی هم کاری بهشون نداره. به استثنای محل کار که بسته به کارشون رسمی تر لباس می پوشند. البته من هم در صورت ازدواج با ایشون قرار نیست در ایران زندگی کنم.

نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
با سلام
فکر نمیکنید شاید دلیلی داره که خانوادتون راضی نمیشن به ازدواجتون؟؟ من فکر میکنم اینکه چادری باشه و فامیل باشه بهانه است....میتونید خوب تو رفتار خانوادتون دقیق شید؟؟

مثلا شاید مادرتون یِ ترس افراطی در از دست دادن شما داره ...هرچی هست یِ جیزی این وسط منطقی نیست
خودشون تاحالا به صورت جدی نه از سر حرف پا پیش گذاشتن براتون؟؟
شاید اگر اون دلیل پیدا شه راحتتر هم راه حل بشه پیدا کرد
به نظرم بیشتر از حرف مردم هراس دارند. در فامیل ما به ندرت کسی زن غیر چادری گرفته چه برسه به زن خارجی. یه نفر که زن غیر چادری داشت تا مدت ها بقیه فامیل پشت سر خودش و زنش حرف می زدند. نمی دونم فیلم کتاب قانون رو دیدین یا نه. وضعیت ما دقیقا شبیه اون فیلم هست. من هم به همین خاطر نمی تونم باهشون کنار بیام. چون به نظرم اعتقاد قلبی ندارند از سر اکراه و چشم و هم چشمی درگیر این مسایل شدند. ترجیح می دم همسرم بی حجاب باشه تا از زور باباش و ترس از حرف فامیل چادر سرش کنه. احساس می کنم دخترهای جوان فامیل هم بعضی هاشون ناراضی هستند اما از ترس پدرانشون تن به این کار دادند. حالا اگه شوهرشون هم آزاد بذارشون متهم به بی غیرتی میشه و شاید از سمت بقیه طرد بشه.
چندین بار به من گفتن چرا ازدواج نمی کنی. دخترهایی رو هم معرفی کردن. جدای از اینکه من نمی پسندیدم بعد یه مدت هم خودشون نظرشون برگشته و گفتن مناسب نیست. دلیل این تغییر عقیده هم بیشتر حرف اطرافیان بوده. چند بار باهشون صحبت کردم. بعضی وقتا راضی شدن که دخترای امروزی هم بد نیستند. اما باز بقیه فامیل میان کخ می ریزن. به طور کلی نظر همه مهم بوده غیر از من. چون اکثر ازدواج ها در فامیل ما سنتی بوده و همیشه این بزرگترها بودند که تصمیم می گرفتند. حتی در مواردی مثل انتخاب نام نوه ها هم گاهی اوقات پدربزرگ ها تصمیم گیرنده بودند و داماد خوب هم یعنی کسی که بگه شما هر اسمی دوست دارین رو بچم بذارین. حالا اگه خودش بخواد یه اسم غیر مذهبی روی بچش بذاره که کلی بحث پیش میاد. این مسایل در اکثر خانواده های سنتی و مذهبی وجود داره. این وسط من یک نفر یاغی شدم و می خوام خودم برای آیندم تصمیم بگیرم. به چادر اعتقادی ندارم. موسیقی گوش می دم. صدای خواننده زن گوش می دم. به رقص علاقه دارم و .... الیته کافر و بی اعتقاد نیستم اما اعتقادات خودم رو دارم و از تبعیت محض خوشم نمیاد.