نقل قول نوشته اصلی توسط زندگی جدید من نمایش پست ها
سلام به دوستان همدردی
همون طور که تو تاپیک قبلیم گفتم من بیش از یک سالو نیمه که از همسرم جدا شدم تو این مدت واقعا زندگی بهتری رو تجربه کردم و همه چیز عالی بود آرامش خیلی بیشتری داشتم و اصلا افسردگی بعد از طلاق نداشتم (به این دلیل که قبلش همه روش ها رو برای بهبود زندگیم استفاده کردم و با اطمینان کامل جدا شدم) البته که 2ماه اول حس دلتنگی آزارم میداد ولی بعدش حتی توی تحصیل و کارم موفقیت های خوبی بدست آوردم خداروشکر...

اما الان حدود دو ماهی هست که خیلی احساس بی حوصلگی میکنم.. از بودن با بقیه لذت چندانی نمی‌برم تنهایی هم کلافه میشم..
یک مقدار سنگدل هم شدم با اینکه تا قبلش خیلی با احساس بودم ولی الان هیچ چیز و هیچ کس برام مهم نیست
انگار اصلا حرف هیچ کس یا ناراحت شدن هیچ کس (حتی خانوادم) اونقدرها دیگه برام اهمیتی نداره

و درواقع خسته و بی حوصله شدم و نمی دونم چرا

میشه کمک کنید؟
سلام
گاهی وقت ها آدم ها بی دلیل بی حوصله میشن اما نه برای مدت طولانی
هیچ کسلی و بی حوصلگی طولانی نیست که بی دلیل باشه
و هیچ کس بهتر از خودت نمی تونه دلیلش رو پیدا کنه
بگرد دنبال دلیلش
آیا واسه زندگیت هدف داری؟
آیا چیزی هست که باعث ناراحتیت بشه؟ مثلا همسر نداشتن
آیا بچه داری که نگران وضعیت بچه ات باشی؟
آیا رفتار خانواده و دوستان به خاطر طلاق باهات عوض شده ؟ و رفتارشون اذیتت می کنه؟
آیا خیلی از ساعات روز رو بدون اینکه کاری داشته باشی میگذرونی؟ همین بی حوصلگی رو بیشتر می کنه
آیا احساس بی ارزشی می کنی؟

به نظر من واسه خودت اهدافی انتخاب کن و وقتت رو صرف رسیدن به اونها بکن
کارهایی رو انجام بده که احساس ارزشمندی بکنی
فعالیت هایی رو که برات لذت بخشه انتخاب کن و روزانه انجام بده مخصوصا ورزش. از چی خوشت میاد؟ شنا؟ والیبال؟ ایروبیک؟ پیاده روی؟ رفتن به طبیعت؟ نقاشی؟
کتابی که روی خودم خیلی تاثیر داشت رو بهت پیشنهاد می کنم: کتاب معجزه شکرگزاری . فایل پی دی افشم توی اینترنت سرچ کنی هست
با انجام تمرینات روزانه اش محاله حالت خوب نشه
:)))))))