نقل قول نوشته اصلی توسط Mvaz نمایش پست ها
سلام

فکر میکنم به ترتیب یه چیزایی رو باید شروع کنید:
1. اول از خودتون آغاز میشه. اینکه خودتون چی میخواید از زندگی. حالا برای این خواستن به چه چیز هایی نیاز دارین.
مثلا ممکنه بگید من آرامش میخوام از زندگیم، خوب حالا باید برید توانمدی های ساختن یه زندگی ارام رو پیدا کنید.
حالا شما اون توانمندی ها رو باید در خودتون تقویت کنید و اگر ضعیفی دارید اونها رو از بین ببرید.
2. زندگی و همسر

نگاه کنید مشخصه شما نیاز به دانستن یه سری مهارتها در زندگی تون دارید.
مثلا مهارت گفتگو، مهارت حل مسئله، مهارت مدیریت بحران های زندگی ، مهارت محبت کردن، مهارت عشق ورزیدن و از همه مهم تر مهارت منفعل نبودن و جراتمند بودن و غیره

یکسری هم سیاست های زنانه هست که که باید یاد بگیرین. استفاده به جا و موقع و صحیح یکسری سیاست های زنونه میتونه رو همسرتون تاثیرات شگفت انگیری داشته باشه.

3. رابطه با اطرافیان و مخصوصا مادر شوهر

تو درجه اول باید بپذیرین انها همین هستند. تغییر نخواهند کرد.
انها پدر و مادر همسرتون هستند.
حالا تو رابطه تون با اونها باید هوشمندی داشته باشید. مثالش رو خانم ارم براتون زدند.
از تبدیل شدن به عروس دلخواه اونها، خود واقعی تون باشید. جراتمند باشید ولی بی ادب نباشید.
در ظاهر نشون بدین شوهرتون رو نمیخواید ازشون بدزدین.
یه جور نشون بدین هر رابطه و ارتباطی جایگاه خودش رو داره.
فرزند و مادر جدا . همسر و همسر جدا. شما و مادر زن جدا. و قرار نیست شخصی اونها رو مخدوش کنه.

من کلی صحبت کردن، که در ادامه اگر شد جزئی تر صحبت کنیم
ممنون میشم جزیی تر توضیح بدید
واقعیت من از توقعشان ناراحت میشم چون رو شوهرم تاثیر مستقیم میزاره
اگه به توقعات اونها باشی میشی کنیز
و کافیه یوبار انجام بدی میشه وظیفه

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
سلام بی همدم
تأییدطلبی رو کنار بگذار ،وقتی از عروس های دیگه تعریف کرد اگر واقعی هست شما هم هم نوا شو تا متوجه بشه که از خوبی دیگران ناراحت نمیشی.
جای تمرکز روی مادرشوهر روی بهبود رابطه با همسرت کار کن که اصل ماجراست. روی مادر خوب بودن برای فرزندت تمرکز کن. شوهر و بچه رو ول کردی چسبیدی دنبال تأیید گرفتن از مادرشوهر .
این همه وقت و انرژی که داری تلف میکنی اگر در مسیر درست به کار ببری اوضاع بهتر میشه، زندگی ات و همسرت و فرزندت و شادابی و سلامت خودت رو اصل قرار بده و اینها باشه محور زندگیت.
این روزهای آخر به نی نی توی شکمت فکر کن که چقدر بهت احتیاج داره به یه مادر شاد و سالم احتیاج داره نه یه مادر نالان. تو نقش مادری و همسریت رو خوب انجام بده بقیه چیزها کمرنگ میشه برات.
چقدر دیگه میخوای همه انرژیت رو صرف اصلاح مادر همسرت کنی؟
من نمیخام اصلاحش کنم میخام کاری کنم توقعش رو کم کنه و یا حداقل شوهرم پشتم باشه
من هر کاری میکنم شوهرم میگه من زمانی راضی ام که تو واسه مادر من کار کنی
و مادرش هم توقع کارش بینخایت زیاده
البته الان شوهرم میگه کار نمیخام اما مادرش بکوب بهم دستور میده
نه میتونم اره بگم و نه چیزی واقعا خیلی ازم کار میخاد
و بخاطر بدی هایی که بهم کرده حتی دلم نمیخاد یک لیوان آب دستش بدم