سلام
یکی از همکاران من هم مثل شماست. معمولا حرفهای بسیار خوبی میزنه. انگار که توی کلاس درس نشستی و واقعا هم استفاده می کنیم ما. ولی خب به قول شما هرچیزی از حدش اگه بگذره زیاد جالب نیست. من چند تا راه حل به نظرم میرسه که میگم.
1- سعی کنید توی همون 90 درصد جمع هایی که حرف نمی زنید، به هرحال حرفی برای گفتن و موضوعی برای صحبت پیدا کنید. شما دوست دارین که با همسطح های خودتون بشینین و صحبت کنید اما واقعیت اینه که افراد فامیل و آشنا و .... ممکنه واقعا همسطح از نظر اطلاعاتی و سواد با شما نباشن. چه الان و چه در آینده. درسته که اونها شاید نتونن از نظر اطلاعاتی و سواد خودشونو به شما نزدیک کنن ولی شما می تونید خودتونو به اونا نزدیک کنید و صحبتهای مشترک پیدا کنید. شاید در ابتدا کمی سخت باشه ولی سعی کنید چندبار انجامش بدین. ممکنه شما هم از تجربیات اونها بتونید استفاده کنید..
2- عملگرایی خودتون رو افزایش بدین. بجای صحبت کردن بعضی وقتها عمل کنید. واقعیتش این همکاری که ما داریم در زمینه مدیریتی و معضلات اجتماعی و خیلی چیزهای دیگه خدای اطلاعات و دانش هست ولی وقتی پای عمل به میون میاد مثلا مدیران ارشد ازش می خوان در فلان حوزه همکاری کنه یا مدیریت بخشی رو بر عهده بگیره، همیشه طفره میره و خیلی کم پیش میاد دانش خودش رو عملی کنه. جالبه که همیشه هم از مدیران انتقاد می کنه. من فکر می کنم با عمل کردن به دانسته هامون و عملیاتی کردن افکار خوبمون میشه یک قدم برای بهتر کردن دنیا و احساس مفید بودن برداشت. مثلا همونطور که الهه گفته، نوشتن یک کتاب یا تهیه یک بروشور برای یک مرکز و خیلی چیزهای دیگه که اگه حتی به یه نفر توی زمینه ای خاص کمک کنه، هم شما حس بهتری پیدا می کنید هم اون فرد کارش راه می افته.
3- شروع و پایان صحبت هاتون با افراد رو مدیریت کنید. همیشه شروع کننده شما نباشید. و همیشه هم نذارین پایان دهنده طرف مقابل باشه. اینطوری احساس بهتری خواهید داشت.
در نهایت توجه کنید که انسانها موجودات اجتماعی هستن و توی ارتباط با دیگرانه که حس بهتری دارن. پس خودتون رو زیاد سرزنش نکنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)