شمیم جان نظر من اینه که در این مورد آمادگی درونی خودت برای بچه دار شدن رو بسنج. اگه از نظر روحی و ذهنی و فیزیکی، آمادگی بچه دار شدن رو داری، و شرایط سنی پسرت هم مناسبه، دیگه در این مورد پارامترهایی که مربوط به چالش های کهنه و تاریخ گذشته درونیت در مورد همسرت هستند رو در نظر نگیر. مگر اینکه یه زمان مشخص نیاز داشته باشی که درموردشون جمع بندی کنی.
خودت هم می دونی که قرار بر جدایی از همسرت نیست، و قرار بر تغییرات بنیادی در همسرت هم نیست.
پس حالا که بنا بر زندگیه، تصمیماتیکه در حیطه ی این زندگی هستند رو مستقلا بگیر.
در مورد اختلافات فکری و غیره با همسرت، همونطور که می دونی، اون اختلافات می تونن زمینه ساز تعالی معنویت باشن. این چیزیه که من خیلی توی زندگیم حسش می کنم.
منظورم اینه که اون چالش ها رو مستقلا درون خودت باید تحلیل و حل کنی. یه راه ها و راهنماهایی هست که می تونی پیداشون کنی. اما نباید بقیه زندگیت رو بخاطر اونها متوقف کنی.
اگر هم الان آمادگی بچه دار شدن رو نداری، همین رو به همسرت بگو که به زمان بیشتری نیاز داری. اما مسائلی که براش قابل درک نیستن رو لازم نیست قاطی این ماجرا کنی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)