سلام
به نظر میاد شما سعی دارید حرف خودتون به کرسی بشینه، پس چه طوری انتظار داری دیگران نسبت به شما انعطاف بخرج بدند؟
زندگی چه با پدر و مادر و چه با همسر، نیاز به انعطاف و کنار اومدن به نفع هم و تعامل داره. ( قطعا پاسخ شما اینه که میدونم و مادرم باید این انعطاف رو بخرج بده)
یه جا اشاره کردی که مادرم فکر میکنه دورش زدم. خوب شما باید جوری رفتار کنی که از این فکر فاصله بگیره. شما هم با هوشی و هم با سیاست. اجازه بده مادرت وارد گود بشه تا از این فکر خلاص شه. راه و چاهش هم صحبت منطقیه.
مثال: من معیار هام که تو زندگی از شما و مطالعات و تجارب بدست اوردم ایناست، تا الان فکر میکردم این معیار های منو این دختر داره، ولی بدون رضایت شما برام بی معنیه، گزینه پیشنهادی شما چیه؟ در موردش بدونیم؟
اینجا صداقت شما رو میطلبه، اگر واقعا به معیار هات پایبندی، گزینه مادرت معیارهات رو داشته باشه باید بری جلو،
در کل فرایند با نادرت حرف بزن مشورت کن، از تجاربش صحبت کن. بگو نیاز دارم کمک کنی. ( همون حرفایی که اینجا زدی)
پس هدف شما ازدواج هست با دختر منطبق بر معیار هات با حمایت مادر، نه رسیدن به دختری از غلبه بر مادرت بهش میرسیِ








علاقه مندی ها (Bookmarks)