به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 129
  1. #91
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    عزیزم، این سه روز رو پیشش بودی؟ چه جوری رفتار کردی؟ تونستی مدیریت کنی رفتار خودت و رابطه تون رو؟
    ببین الهام جان! به نظر من درسته؛ بودنه رابطه زناشوئی واسه آقایون مهمه و البته قبول دارم که گزینه های زیادی توی جامعه ی ما هستند که بخوان جایگزین بشن. اما اون چیزی که در این بین میتونه تعادل به وجود بیاره محبت و عشق تو و بودن تو در قلب و فکر همسرت هست. یعنی نوع رفتار تو با همسرت و همین طور کیفیت رابطه زناشوئی بسیار بسیار باعث میشه که اون بتونه بین اون دو مورد تعادل ایجاد کنه!
    یعنی اگر رابطه ی عاطفی تون قوی باشه و یا هفته ای یکبار که کنار هم هستید، بتونی از لحاظ روانی توی ارتباط زناشوئی تون نهایت لذت رو به همسرت بدی؛ اون خودش میدونه که دیگه با قلبش، محیط اطرافش و شرایطی که توش قرار میگیره چه جوری کنار بیاد.
    ----------------
    الهام خانم! بعد از اینکه متوجه شدی که خانم های دیگه ای هم هستند که شرایط شما رو تجربه کردند و حس کردی که تنها نیستی باید به این هم فکر کنی که خانم های زیادی هم بودند که تونستند از این شرایط و بدتر از این سربلند بیرون بیان و زندگی شون رو توی دستاشون بگیرن.
    دیگه گریه کردن بسه! وقتشه که تلاش کنی واسه ساختن زندگیت!
    میدونی بعد از خودت، همسرت به چه چیزهایی علاقه داره؟ چه کارها و سرگرم هایی داره؟ توی چه شرایطی احساس خوشحالی میکنه و شادابه و میخنده؟ به قول آقای sci، از ایشون یوزر منوال داری؟ چقدر توی این دو سال و نیم شناختیش؟
    پاشو! پاشو! وقتشه که یه آب و جارو به خودت و زندگیت بدی!
    منتظر خبرهای خوبت هستم. بعد هم گفتم: فکرهای مثبت کن. اصلا درست میخواست که این سه روز پیشش باشی. آیا غیر از اینه که دوست داشته و دلش میخواسته سه روز رو پیش عشقش باشه؟ باهاش حرف زدی. اعتبارسازی کردی راجع به موضوع توجه به ناراحتیت یا نه فراموش کردی؟
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  2. کاربر روبرو از پست مفید del تشکرکرده است .

    الهام20 (سه شنبه 28 آبان 92)

  3. #92
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    الهام عزیز

    تاپیک شما بسیار طولانی شده لطفاً با یک جمع بندی از راهکاهای داده شده تاپیک را آماده قفل شدن کن و به توصیه زیر که برای یکی از دوستان داشتم شما هم توجه کنید :


    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها

    با سلام

    سعی کنید از راهنمایی های داده شده بهره بگیرید و عمل کنید و خلاقیت خود را هم به کار اندازید و برای جزئی ترین مسائل نخواهید دیگران راهنمایی دهند چون وابسته می شوید و خلاقیت شما و مدیریت درونی شما بر اوضع و رفتارهایتان کور می شود و این خود مشکل دیگری خواهد بود که مهم هم هست





  4. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 28 آبان 92), الهام20 (سه شنبه 28 آبان 92)

  5. #93
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 دی 93 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1392-5-23
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,079
    سطح
    17
    Points: 1,079, Level: 17
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانمی، من امروز همه مطالبی رو که گذاشته بودی رو خوندم و با وجود اینکه خیلی خیلی کار داشتم، از ته دل خواستم جوابتو بدم. ببین عزیزم منم تا حدودی و شاید بدتر از مشکلات شما رو داشتم، و شباهت هایی به هم داریم، باید اینو بدونی بدونی من و شما خیلی خودمون اشتباه داشتیم نمی خوام سرزنشت کنم یا ..... . فقط می خوام بدونی : منم مادرشوهرم بیمار روانیه و قرص میخورا حتی+ خواهرشوهرم . و شوهرمم کامل تحت اختیار اوناس...... ولی من بعد 3 سال به این نتیجه رسیدم که خودم بودم که خیلی اشتباه کردم و اگر درک درستی از زندگی و اطرافیانم داشتم و درست رفتار می کردم الان وضعم این نبود. ( یه جندتا مثال میزنم اون روز که منو تو به همسرامون بله گفتیم، میدونستیم هنوز دانشجو هستن و بیکارن، ولی اصلا براشون یا برای خودمون مشخص نکردیم ( برنامه ریزی نکردیم) بریم سرکار، بریم سر خونه زندگیمون. و وقتی به مشکل خوردیم تازه یادمون افتاد چرا اینجوری شد و حق ما این نبود. تو نوشته هات، اون روز که رفتید خونه باغ و مامانت زنگ زد و ..... من خیلی از دستت عصبانی شدم. تو خودت هم نمیتونی خودتو کنترل کنی( چرا زدی زیر گریه) اونوقت انتظار داری شوهرت خودشو کنترل کنه. ضمنا برای هر تصمیمی که میخوایم بگیریم از این به بعد باید خیلی مراقب باشیم. من و تو راه زندگی کردن رو بلد نیستیم، راه درست حرف زدن، راه مدیریت روابط و .... من به این نتیجه رسیدم اگه من و تو با یکی دیگه هم ازدواج میکردیم، همین بلاها رو سر خودمون درمیاوردیم. من شرو کردم به اصلاح خودم، با همین کارگاههایی که توی سایت هست و یه ذره برم جلو میرم مشاوره. نخواستم چیزی بگم که تو هم همش تایید کنی، بگی آره، دقیقا، همینه، ... بیا واقعیت رو قبول کنیم که ما در مورد خودمون خیلی تنبلی کردیم، دنبال مقصر و ... هم نباش. دیگه فکر نکن چی به ما گذشته و مامانامون هر روز از غصه ما ........... تو باید یه آدم قوی و مقتدر باشی و بدونی تو هر لحظه چه کاری درسته، چه حرفی باید بزنی و البته برای آینده خودتم برنامه داشته باشی، درست، کارت و .... موفق باشی، برا منم دعا کن

    - - - Updated - - -

    مکه رفتن هم خیلی خوبه ولی مراقب باش، تا اون موقع خیلی کارا باید انجام بدی برنامه ریزی بکن و به همه کارات برس . به احساساتو افکارتم مسلط باش. منم دلم خیلی هوای مکه کرده، دانشجویی(سال اول رفتم) عالی بووود. یه تجربه دیگه هم دارم که خیلی روش تاکید میکنم سعی کن تا جایی که ممکنه از دخالت دادن دیگران، پدرو مادر هر دو طرف، فامیل دور، نزدیک و .... توی دعواهاتون و زندگی مشترکتون اجتناب کنی، فقط خودت و مشاوره، ما یه بار تا پای طلاق هم رفتیم که یک نفر از خوانواده همسر و یک نفر از خوانواده من قرار شد حکم بشن، ولی سعی کن کاار به اونجا نکشه، خیلی بد بووود. بعدا هم خودت خجالت میکشی تو روشون نگاه کنی ( من توی ذهن اونا شدم یه آدم ضعیف که یا خودش از اول غلط ازدواج کرده ( پس حقشه هر جی سرش بیاد، چون خودم اشتباه کردم) یا یه آدم ناتوان که نتونسته زندگی خودشو جم و جور کنه) بازم بهت سر میزنم .

  6. کاربر روبرو از پست مفید caspian تشکرکرده است .

    الهام20 (سه شنبه 28 آبان 92)

  7. #94
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ،

    این برای شما یک نیاز هست یک چیز واجب ، نمیشه بهش گفت برگ برنده . چیزی هست که هر دو شما بهش نیاز دارید مگرنه انرژی تون هدر میره و از پیشرف در کار و زندگی تون ،باز میمونید.

    1- این برای شما هست حداقل تا وقتی عروسی نکردید ، عرفا تازه تاکید میشه که نباشه ، بهر حال غیر از دیدگاه علمی و روانشناسی ، حتما تجربه شده که جامعه به این نتیجه رسیده که نباشه بهتره.
    2- خانم شما هم حرفایی میزنید ، اگر الان که شما برای ایشون تازه و جدید هستید نگران این باشید که من این کار رو نکنم بره با کسه دیگه ، بعد از یک سال زندگی زیر یک سقف چی میخداهید بگید ، چه فکر هایی میخواهید بکنید ، اون باید اونقدر مرد باشه ( یعنی شما قبل از عروسی باید به این اطمینان برسید که هست ) که به شما حتی وقتی براش تکراری هم شده باشید ( الیته هنر شما نباید اجازه بده که تکراری بشید) پایبند بمونه .
    اینکه در افکار یا عمل ، الان ، شما براش نقش سوگولی رو بازی کنید اشتباه محض. .... گزینه بعدی .... ؟؟ خواهشا برای خودتون ارزش قایل باشید حتی در افکار و صحبت .

    اون حس ششم که نوشتید (قابل توجه اقای alireza35) و بهش افتخار میکنید چی هست ؟ من علیرضا هستم.

  8. کاربر روبرو از پست مفید alireza35 تشکرکرده است .

    الهام20 (سه شنبه 28 آبان 92)

  9. #95
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام :)
    del جون من هیچکاری نکردم جز حفظ ظاهر.یعنی فرصت نمیشد.دو ساعته میرفتم و میومدم.اخه نمیخواستم مامانمینا بفهمن اونجام.با اینکه همش استرس داشتم و اصن بهاش بهم خوش نمیگذشت اما میگفتم و میخندیدم.انگار که خیلییییییی داره بهم خوش میگذره

    یه احساس بدی دارم.احساس نا امنی.
    میدونین پر شدم از چیزایی که دوس نداشتم ببینم یا بفهمم.
    اینکه دوسم نداره.اینکه اولویت زندگی ش نیستم.اینکه ناراحتی یا شادی من واسش مهم نیس...
    اینا با اعتبارسازی حل میشه یعنی؟؟با جراتمندی؟؟با مدیریت؟ اینا بحث احساساته.نه رفتار.

    با این همه دیشب یه قدم از قدمایی که تو این تالار یاد گرفتم ورداشتم.
    دلم تنگیده بود.اونم از وقتی خواهرش رفته خونه شون(ده روزه) هرشب میره خونه خواهرش خواهرزادشو ببینه.واسه همین اصلن نمیبینمش :(
    گفتم بذا من بهش اس بدم بگم بریم بیرون.چه فرقی داره؟؟
    خلاصه رفتیم.یهو گفت:
    بریم یه جایی؟
    _کجا؟
    _ولش کن.تو که میدونم نمیای
    -لوس نشو.بگو دیگه
    -بریم جیگر دایی رو ببینیم؟
    -تو که گفتی دیشب اونجا بودی.ولش کن.
    -اره من که هرشب اونجام.واسه تو میگم.بریم؟ اگه دوس داریا.اصراری نیس.
    -گفتم بریم( با اینکه واقعا دلم میخواس برم خونه و دیگه خودشم نبینم چه برسه...)
    شیرینی گرفتیم و رفتیم.
    اونجام هرچقد قربون صدقه ش رفت منم همراهی کردم.بغلش کردم و ازین کارا... با خودشم گفتم و خندیدم .با همه یعنی.
    اما واقعا ناراحت بودم.هنوزم هستم.
    نمیدونستم شوهر من یه وجهه مهربونم داره و من تا حالا ندیدم!!!!!!!!
    تا حالا ندیده ئدم دوس داشتنشو بروز بده!!!!!!
    تا حالا ندیده بودم نسبت به یه ادم تنقد احساس مسیولیت کته!!!!!!
    یعنی من دیگه انقد بی عرضه بودم که تا حالا این چیزارو ندیده بودم ازش

    - - - Updated - - -

    alireza35
    حس ششم که میگفت این ادم یه نقشه ای داره که یادش اومده از دلت دراره.اینکه علیرضا جان اگه این نیاز ایشونو قرار نبود ج داده بشه عمرا پا پیش نمیگذاشت.بدون شک تا الان قهر بودیم.اخه اون فقط واسش یه چیز مهمه اونم اینه

    اره.این دفعه نمیخوام راحت برم پیشش.بذار یکم اذیت شه.
    هرچه باداباد.اگه قراره خیانتکار باشه بذار الان بشه.

    - - - Updated - - -

    مرسی caspian جون.

    الان یعنی دیگه شما مشکلتون حل شده؟

    میدونی من راستش اصن باور ندارم که یه روزی بخواد همه چی درس شه.همه ش فک میکنم شوهر منم نهایتا میشه مثه بابام دیگه.یعنی میشه این راه حلا به اونم ج بده و رفتاراش اصلاح شه؟ من که باورم نمیشه!!!
    اون اماده جنگه.همیشه.از هیچی نمیترسه.
    احساس میکنم باختم.
    هیچکی واسه زندکی ما تره م خرد نمیکنه.
    همه به چشه دو تا دیوونه نیگام میکنن.
    دیشب خونه خواهرشوهرم احساس خیلی بدی داشتم.وقتی دیدم شوهرش چقد دوسش داره...
    اما من چی؟ازشون خجالت کشیدم.از رفتارا و حرفایی که یه روزی جلو اونا بهم زد
    از وضع زندگیم که میدونم همه هم خواهرشوهر هم مادر شوهر هم... میدونن.ازینکه دلشون به حالم میسوزه.با حالت مسخره نیگام میکنن
    این دیگه جز زندگیمه.چجوری میخواد عوض شه؟؟؟؟؟؟؟
    جلوی همه فامیلاشون تا حالا حداقل یه با منو شسته گذاشته کنار.
    منم دوس دارم بتونم تو جمع به شوهرم افتخار کنم.اما....
    فقط یه معجزه باید رخ بده که زندگی من درس شه.
    مثه همیشه گریه م گرفت

    :(

    ویرایش توسط الهام20 : سه شنبه 28 آبان 92 در ساعت 22:16

  10. #96
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم ،
    این چیزی که به عنوان معجزه در ذهنتون هست ، در دست تون هست در اختیار خودتون هست ، شما در آسمان دنبالش میگردید .
    شما یکم طاقت بیارید زود احساس نامیدی و ضعف نکنید ، موفق میشید.

    - - - Updated - - -

    شما این کار رو برای اذیت کردنش انجام نمی دیدید ، اصلا همچین هدفی اینجا نیست و نباید همچین فکری در ذهن شما بیاد ، شما این کار رو انجام میدید چون نیاز هست ، این صلاح شما هست هم برای شما هم برای ایشون ، موفقیت هر دوی شما در یک مسیر هست ، نه دو مسیر و هدف متفاوت. یکم طاقت بیارید. ضمنا مواظب خودتون هم باشید.

  11. 2 کاربر از پست مفید alireza35 تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 29 آبان 92), الهام20 (سه شنبه 28 آبان 92)

  12. #97
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم الهام ، یکمی از خصوصیات ایشون توضیح بدید ، خصوصیات اخلاقی ، چقدر خودش رو پایبند به اخلاق میدونه ، مثلا آیا دروغ میگه ؟ چقدر ؟
    خودش رو ملزم میدونه که به حرفی که زده حتما عمل کنه حتی اگه به ضررش باشه ؟ ( این ربطی به مذهبی بودن یا نبودن نداره )
    بین دیگران چجور آدمیه ، یعنی بقیه ( نه فقط فامیل ، مثلا دوستانش ) درموردش چه ذهنیتی دارند؟ اصلا چند تا دوست صمیمی داره ؟
    رشته تحصیلی ش چه ؟
    از همه مهمتر برای آینده خودش و شما چه برنامه ای داره ؟ در مورد پیشرفت مالی و شغلی ش چه برنامه ای داره ؟ چقدر روی خودش حساب میکنه چقدر مثلا روی پدر مادرش و اطرافیانش.
    الان از نظر مالی چطوریه ؟ میتونید مستقل زندگی کنید ؟

    خود شما چندتا دوست صمیمی دارید ؟

  13. 2 کاربر از پست مفید alireza35 تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 29 آبان 92), الهام20 (پنجشنبه 30 آبان 92)

  14. #98
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    الهام جان! تا موقعی که داری به این فکر میکنی که دیگران در مورد تو چه فکری میکنند، مطمئن باش که نمی تونی خودت باشی. ببین اصلا مهم نیست که دیگران چه فکری درموردت میکنند، مهم احساس رضایت قلبی و درونیه توئه!
    احساساتت رو تجربه کردم. تمام و کمال. وقتی میگی خیلی دوست دارم به شوهرم افتخار کنم یا اینکه مادرشوهرم و خانواده ی همسرم به حالت دلسوزی بهم نگاه میکنن، واقعا واقعا از ته قلبم میفهمم چی میگی!
    میدونی همین احساسات رو؛ احساساتی مثل خجالت، ترس، سرافکندگی، تحقیر و آزردگی رو تجربه کردم. توی دوران عقدم بارها شده بود که شوهرم جلوی مادرشوهر و خواهرشوهرم سر یه موضوع مسخره، سرم داد می کشید. همه ی رازهایی که بین مون بود رو بهشون میگفت. محلم نمی داد و میذاشت میرفت بیرون.
    منم گریه میکردم و خانواده ی شوهرم هم دلداریم میدادن. اما همیشه احساس شکست و تحقیرشدگی داشتم.
    و وقتی مادرش اینها خونه نبودن، میاومد سراغم. به شدت بهم محبت میکرد و از دلم درمیآورد. بیشترین محبتی که هیچ وقت از کسی ندیدم رو به پام می ریخت. اما برای من این سوال پیش می اومد که اون من رو فقط واسه خواسته های خودش میخواد. در صورتی که من احترام و عزت رو میخواستم.
    میخوام بگم خوبه، خوب درک میکنم چی میگی!
    اما من راه های زیادی رفتم. خیلی مطالعه کردم و زجر کشیدم تا تونستم خواسته ی اصلیم که احترام هست. حتی متوجه اش باید میکردم که منظور من از احترام دقیقا چه نوع احترامیه! تا تونستم بعد از 7 سال به خواستم برسم. البته هنوز هم تتمه اش مونده و دارم روش کار میکنم.
    اما تو خیلی راحت اگر بخوای میتونی از همین الان به خواسته هات برسی. یعنی اگر راه درست رو از الان در پیش بگیری و تلاش کنی خیلی زودتر میتونی با استفاده از تجربیات دیگران به خواسته ات برسی.
    ------------------
    واسه اولین قدم باید روی اعتماد به نفس و عزت نفس خودت کار کنی. میشه بپرسم توی چه رشته ای داری درس میخونی؟
    باید یه برنامه ریزی روزانه برای خودت داشته باشی.

    1. ازت میخوام که در کنار درست، ثبت نام کنی واسه باشگاه. رشته ی ایروبیک. خیلی بهت اعتمادبه نفس می ده. آرومتر میشی و خوشحال تر میشی. روحیه میگیری از یه منبعی به غیر از همسرت. حتما حتما توی برنامه هات قرار بده. همین امروز ثبت نام کن.

    2. برنامه ی خوابت رو تنظیم کن. یعنی سر یه ساعتی مثل 11 یا دیگه 12 بخواب. صبح ساعت 8 بیدار باش.

    3. به تغذیه ات اهمیت بده و سعی کن از امروز از مامانت بخوای که مثلا غذاهایی که دوست داری رو برات بپزه. از اتاقت بیرون بیا و توی جمع باش. حتی از امروز شروع کن توی پختن یه وعده ی غذایی مثل ناهار یا شام کنار مامانت توی آشپزخونه باشی یا اینکه خودت آشپزی کنی.

    4. به ظاهرت اهمیت بده و توی آینه هر روز؛ روزی چند دقیقه بعد از آماده شدنت به خودت نگاه کن و قربون صدقه ی خودت برو. از زیبایی های خودت تعریف کن.

    5. امروز یه برنامه ریزی واسه امتحاناتت بکن. ببین دقیقا امتحاناتت چه تاریخی هستند و شما چقدر از هر کتاب رو خوندید. و میخواید که به کدوم کتاب بهای بیشتری بدید و به کدومش اهمیت کمتری. و حتما حتما یه ساعت مشخص مثل 10 تا 11 صبح یا 3 تا 4 عصر رو برای خوندن کتابهات در نظر بگیر.

    6. تاکید میکنم. به شدته به شدت روی شروع جملاتت با "من" و استفاده از روش xyz و اعتبار سازی برای خودت و همسرت تمرکز کن. یعنی از همین حالا وقتی میخوای حرفی بزنی میگی من؛ فکر میکنم. من احساس میکنم. من دوست دارم. من دلم میخواد که. من وقتی ... .

    7. اولویت شما باید این مدلی بشه از امروز. مهم ترین شخص برام اول الهامه. اینکه الهام خوشگل باشه. الهام شاد باشه. الهام روحیه داشته باشه. الهام موفق باشه. بنابراین اول شخص مهم زندگیت الهامه.
    بعدش مهمه که الهام با همسر آینده اش رابطه ی خوبی داشته باشه. باید بتونه با شوهرش حرف بزنه. این حرف زدن؛ اون هم رودررو؛ از مهم ترین تمرین هات به حساب میاد. اینکه یاد بگیری چی بگی، خواسته هات رو هم فعلا معطوف میکنی به خودت. یعنی از همسرت میخوای که مثلا فلان چیز رو برات بخره. در همین حد. خواهشا حرفی از رفت و آمد با خانواده ات نزن. سعی کن بخاطر دل خودت؛ یعنی واسه اینکه خودت خوشحال بشی، شوهرت رو شاد کنی.
    همسرت رو همین جوری که هست بپذیر.

    8. مطمئنا به غیر از ویژگی های سطحی که شما در رفتارهاش می بینید. یه سری ویژگی های عمیق و مثبت هم ایشون توی باطنشون به عنوان یه انسان دارن که شما باید اونها رو بشناسید و بزرگش کنید.
    وقتی اینقدر صادقانه به بچه ی خواهرش ابراز احساسات میکنه؛ مطمئن باش میتونی یه کاری کنی، صدها برابر بیشتر به شما ابراز احساسات کنه. همین! همین مساله ی خواهرزاده اش رو به طرف خودت بکشون. مثلا:
    شما: عزیز دلم، نمی دونی دیشب چقدر خوشحال شدم. اصلا وقتی از پیشتت اومدم همین جوری توی فکر بودم.
    چی؟
    اینکه وقتی می دیدم اینقدر قشنگ ابراز احساسات میکنی به فلانی، کلی خوشحال شدم و ذوق کردم. پیش خودم گفتم: وقتی واسه فلانی این جوری هستی. پس توی زندگی مون واسه من که عشقتم دیگه چه جوری میشی. اصلا فکر کردم، واسه دایی شدنت این جوری خوشحالی. واسه بابا شدنت دیگه چقدر ذوق میکنی.
    خیلی خوشحالم. فکر کن. فکر کن یه لحظه بچه دارشیم...
    بعد هم کلی حرفهای قشنگ که میتونی بهش بزنی. اصلا همون لحظه میتونی یادش بدی که مثلا چه رفتاری رو دوست داری باهات داشته باشه.
    مثلا فکر کن توی خونه ی خودمونیم. همه جمعا و من هم مامان شدم. تو میایی و می شینی کنارم. به صورتم نگاه میکنی و میگی: .... یا دستمو میگیری و میگی:... .

    می بینی خیلی راحت میتونی از یه راه دیگه به همسرت غیرمستقیم آموزش بدی که چه انتظاراتی ازش داری و چه فانتزی های ذهنی داری.

    میتونم بهت اطمینان بدم که اگر بتونی واسه همسرت جذاب باشی و یه کاری کنی که دلتنگت بشه، خودت که هیچ، به پدر و مادرت بیشتر از خودت احترام میذاره. از فاز منفی بیا بیرون و شروع کن به عمل کردن حرفا وگرنه فرشته ی مهربان دفعه ی دیگه تو رو این جوری ببینه، قفل تاپیک رو شاخ ته!

    در مورد رابطه ی جنسی تون هم اصلا ازش دریغ نکن. یادت باشه صمیمیت، رابطه ی زناشوئی و تعهد هستش که مثلت عشق رو تشکیل میده. اصلا این ضلع از مثلث رو از دست نده و یادت باشه، درسته که رفتار یه مرد خیلی خیلی به لحاظ روانی باعث میشه که ارتباط جنسی لذت بخش تر بشه؛ اما مهارت داشتن و آموزش دیدن، مثبت نگری و تیزبینی و اعتماد به نفس یه زن هم میتونه باعث بشه که نهایت لذت رو از رابطه ی زناشوئیش ببره.
    پس توی این زمینه از آناتومی بدن خودت و همسرت، اینکه چه جوری میشه کیفیت این رابطه رو بالا برد و همین طور یه کم دقیق شو به این خانم هایی که ناز و عشوه میریزن، یاد بگیر که همه چیز دست مرد نیست، خیلی چیزها به زن مربوط میشه اگه بخواد!




    - - - Updated - - -

    الهام جان! تا موقعی که داری به این فکر میکنی که دیگران در مورد تو چه فکری میکنند، مطمئن باش که نمی تونی خودت باشی. ببین اصلا مهم نیست که دیگران چه فکری درموردت میکنند، مهم احساس رضایت قلبی و درونیه توئه!
    احساساتت رو تجربه کردم. تمام و کمال. وقتی میگی خیلی دوست دارم به شوهرم افتخار کنم یا اینکه مادرشوهرم و خانواده ی همسرم به حالت دلسوزی بهم نگاه میکنن، واقعا واقعا از ته قلبم میفهمم چی میگی!
    میدونی همین احساسات رو؛ احساساتی مثل خجالت، ترس، سرافکندگی، تحقیر و آزردگی رو تجربه کردم. توی دوران عقدم بارها شده بود که شوهرم جلوی مادرشوهر و خواهرشوهرم سر یه موضوع مسخره، سرم داد می کشید. همه ی رازهایی که بین مون بود رو بهشون میگفت. محلم نمی داد و میذاشت میرفت بیرون.
    منم گریه میکردم و خانواده ی شوهرم هم دلداریم میدادن. اما همیشه احساس شکست و تحقیرشدگی داشتم.
    و وقتی مادرش اینها خونه نبودن، میاومد سراغم. به شدت بهم محبت میکرد و از دلم درمیآورد. بیشترین محبتی که هیچ وقت از کسی ندیدم رو به پام می ریخت. اما برای من این سوال پیش می اومد که اون من رو فقط واسه خواسته های خودش میخواد. در صورتی که من احترام و عزت رو میخواستم.
    میخوام بگم خوبه، خوب درک میکنم چی میگی!
    اما من راه های زیادی رفتم. خیلی مطالعه کردم و زجر کشیدم تا تونستم خواسته ی اصلیم که احترام هست. حتی متوجه اش باید میکردم که منظور من از احترام دقیقا چه نوع احترامیه! تا تونستم بعد از 7 سال به خواستم برسم. البته هنوز هم تتمه اش مونده و دارم روش کار میکنم.
    اما تو خیلی راحت اگر بخوای میتونی از همین الان به خواسته هات برسی. یعنی اگر راه درست رو از الان در پیش بگیری و تلاش کنی خیلی زودتر میتونی با استفاده از تجربیات دیگران به خواسته ات برسی.
    ------------------
    واسه اولین قدم باید روی اعتماد به نفس و عزت نفس خودت کار کنی. میشه بپرسم توی چه رشته ای داری درس میخونی؟
    باید یه برنامه ریزی روزانه برای خودت داشته باشی.

    1. ازت میخوام که در کنار درست، ثبت نام کنی واسه باشگاه. رشته ی ایروبیک. خیلی بهت اعتمادبه نفس می ده. آرومتر میشی و خوشحال تر میشی. روحیه میگیری از یه منبعی به غیر از همسرت. حتما حتما توی برنامه هات قرار بده. همین امروز ثبت نام کن.

    2. برنامه ی خوابت رو تنظیم کن. یعنی سر یه ساعتی مثل 11 یا دیگه 12 بخواب. صبح ساعت 8 بیدار باش.

    3. به تغذیه ات اهمیت بده و سعی کن از امروز از مامانت بخوای که مثلا غذاهایی که دوست داری رو برات بپزه. از اتاقت بیرون بیا و توی جمع باش. حتی از امروز شروع کن توی پختن یه وعده ی غذایی مثل ناهار یا شام کنار مامانت توی آشپزخونه باشی یا اینکه خودت آشپزی کنی.

    4. به ظاهرت اهمیت بده و توی آینه هر روز؛ روزی چند دقیقه بعد از آماده شدنت به خودت نگاه کن و قربون صدقه ی خودت برو. از زیبایی های خودت تعریف کن.

    5. امروز یه برنامه ریزی واسه امتحاناتت بکن. ببین دقیقا امتحاناتت چه تاریخی هستند و شما چقدر از هر کتاب رو خوندید. و میخواید که به کدوم کتاب بهای بیشتری بدید و به کدومش اهمیت کمتری. و حتما حتما یه ساعت مشخص مثل 10 تا 11 صبح یا 3 تا 4 عصر رو برای خوندن کتابهات در نظر بگیر.

    6. تاکید میکنم. به شدته به شدت روی شروع جملاتت با "من" و استفاده از روش xyz و اعتبار سازی برای خودت و همسرت تمرکز کن. یعنی از همین حالا وقتی میخوای حرفی بزنی میگی من؛ فکر میکنم. من احساس میکنم. من دوست دارم. من دلم میخواد که. من وقتی ... .

    7. اولویت شما باید این مدلی بشه از امروز. مهم ترین شخص برام اول الهامه. اینکه الهام خوشگل باشه. الهام شاد باشه. الهام روحیه داشته باشه. الهام موفق باشه. بنابراین اول شخص مهم زندگیت الهامه.
    بعدش مهمه که الهام با همسر آینده اش رابطه ی خوبی داشته باشه. باید بتونه با شوهرش حرف بزنه. این حرف زدن؛ اون هم رودررو؛ از مهم ترین تمرین هات به حساب میاد. اینکه یاد بگیری چی بگی، خواسته هات رو هم فعلا معطوف میکنی به خودت. یعنی از همسرت میخوای که مثلا فلان چیز رو برات بخره. در همین حد. خواهشا حرفی از رفت و آمد با خانواده ات نزن. سعی کن بخاطر دل خودت؛ یعنی واسه اینکه خودت خوشحال بشی، شوهرت رو شاد کنی.
    همسرت رو همین جوری که هست بپذیر.

    8. مطمئنا به غیر از ویژگی های سطحی که شما در رفتارهاش می بینید. یه سری ویژگی های عمیق و مثبت هم ایشون توی باطنشون به عنوان یه انسان دارن که شما باید اونها رو بشناسید و بزرگش کنید.
    وقتی اینقدر صادقانه به بچه ی خواهرش ابراز احساسات میکنه؛ مطمئن باش میتونی یه کاری کنی، صدها برابر بیشتر به شما ابراز احساسات کنه. همین! همین مساله ی خواهرزاده اش رو به طرف خودت بکشون. مثلا:
    شما: عزیز دلم، نمی دونی دیشب چقدر خوشحال شدم. اصلا وقتی از پیشتت اومدم همین جوری توی فکر بودم.
    چی؟
    اینکه وقتی می دیدم اینقدر قشنگ ابراز احساسات میکنی به فلانی، کلی خوشحال شدم و ذوق کردم. پیش خودم گفتم: وقتی واسه فلانی این جوری هستی. پس توی زندگی مون واسه من که عشقتم دیگه چه جوری میشی. اصلا فکر کردم، واسه دایی شدنت این جوری خوشحالی. واسه بابا شدنت دیگه چقدر ذوق میکنی.
    خیلی خوشحالم. فکر کن. فکر کن یه لحظه بچه دارشیم...
    بعد هم کلی حرفهای قشنگ که میتونی بهش بزنی. اصلا همون لحظه میتونی یادش بدی که مثلا چه رفتاری رو دوست داری باهات داشته باشه.
    مثلا فکر کن توی خونه ی خودمونیم. همه جمعا و من هم مامان شدم. تو میایی و می شینی کنارم. به صورتم نگاه میکنی و میگی: .... یا دستمو میگیری و میگی:... .

    می بینی خیلی راحت میتونی از یه راه دیگه به همسرت غیرمستقیم آموزش بدی که چه انتظاراتی ازش داری و چه فانتزی های ذهنی داری.

    میتونم بهت اطمینان بدم که اگر بتونی واسه همسرت جذاب باشی و یه کاری کنی که دلتنگت بشه، خودت که هیچ، به پدر و مادرت بیشتر از خودت احترام میذاره. از فاز منفی بیا بیرون و شروع کن به عمل کردن حرفا وگرنه فرشته ی مهربان دفعه ی دیگه تو رو این جوری ببینه، قفل تاپیک رو شاخ ته!

    در مورد رابطه ی جنسی تون هم اصلا ازش دریغ نکن. یادت باشه صمیمیت، رابطه ی زناشوئی و تعهد هستش که مثلت عشق رو تشکیل میده. اصلا این ضلع از مثلث رو از دست نده و یادت باشه، درسته که رفتار یه مرد خیلی خیلی به لحاظ روانی باعث میشه که ارتباط جنسی لذت بخش تر بشه؛ اما مهارت داشتن و آموزش دیدن، مثبت نگری و تیزبینی و اعتماد به نفس یه زن هم میتونه باعث بشه که نهایت لذت رو از رابطه ی زناشوئیش ببره.
    پس توی این زمینه از آناتومی بدن خودت و همسرت، اینکه چه جوری میشه کیفیت این رابطه رو بالا برد و همین طور یه کم دقیق شو به این خانم هایی که ناز و عشوه میریزن، یاد بگیر که همه چیز دست مرد نیست، خیلی چیزها به زن مربوط میشه اگه بخواد!


    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  15. 2 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    alireza35 (پنجشنبه 30 آبان 92), الهام20 (پنجشنبه 30 آبان 92)

  16. #99
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 دی 93 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1392-5-23
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,079
    سطح
    17
    Points: 1,079, Level: 17
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط del نمایش پست ها
    الهام جان! تا موقعی که داری به این فکر میکنی که دیگران در مورد تو چه فکری میکنند، مطمئن باش که نمی تونی خودت باشی. ببین اصلا مهم نیست که دیگران چه فکری درموردت میکنند، مهم احساس رضایت قلبی و درونیه توئه!
    احساساتت رو تجربه کردم. تمام و کمال. وقتی میگی خیلی دوست دارم به شوهرم افتخار کنم یا اینکه مادرشوهرم و خانواده ی همسرم به حالت دلسوزی بهم نگاه میکنن، واقعا واقعا از ته قلبم میفهمم چی میگی!
    میدونی همین احساسات رو؛ احساساتی مثل خجالت، ترس، سرافکندگی، تحقیر و آزردگی رو تجربه کردم. توی دوران عقدم بارها شده بود که شوهرم جلوی مادرشوهر و خواهرشوهرم سر یه موضوع مسخره، سرم داد می کشید. همه ی رازهایی که بین مون بود رو بهشون میگفت. محلم نمی داد و میذاشت میرفت بیرون.
    منم گریه میکردم و خانواده ی شوهرم هم دلداریم میدادن. اما همیشه احساس شکست و تحقیرشدگی داشتم.
    و وقتی مادرش اینها خونه نبودن، میاومد سراغم. به شدت بهم محبت میکرد و از دلم درمیآورد. بیشترین محبتی که هیچ وقت از کسی ندیدم رو به پام می ریخت. اما برای من این سوال پیش می اومد که اون من رو فقط واسه خواسته های خودش میخواد. در صورتی که من احترام و عزت رو میخواستم.
    میخوام بگم خوبه، خوب درک میکنم چی میگی!
    اما من راه های زیادی رفتم. خیلی مطالعه کردم و زجر کشیدم تا تونستم خواسته ی اصلیم که احترام هست. حتی متوجه اش باید میکردم که منظور من از احترام دقیقا چه نوع احترامیه! تا تونستم بعد از 7 سال به خواستم برسم. البته هنوز هم تتمه اش مونده و دارم روش کار میکنم.
    اما تو خیلی راحت اگر بخوای میتونی از همین الان به خواسته هات برسی. یعنی اگر راه درست رو از الان در پیش بگیری و تلاش کنی خیلی زودتر میتونی با استفاده از تجربیات دیگران به خواسته ات برسی.
    ------------------
    واسه اولین قدم باید روی اعتماد به نفس و عزت نفس خودت کار کنی. میشه بپرسم توی چه رشته ای داری درس میخونی؟
    باید یه برنامه ریزی روزانه برای خودت داشته باشی.

    1. ازت میخوام که در کنار درست، ثبت نام کنی واسه باشگاه. رشته ی ایروبیک. خیلی بهت اعتمادبه نفس می ده. آرومتر میشی و خوشحال تر میشی. روحیه میگیری از یه منبعی به غیر از همسرت. حتما حتما توی برنامه هات قرار بده. همین امروز ثبت نام کن.

    2. برنامه ی خوابت رو تنظیم کن. یعنی سر یه ساعتی مثل 11 یا دیگه 12 بخواب. صبح ساعت 8 بیدار باش.

    3. به تغذیه ات اهمیت بده و سعی کن از امروز از مامانت بخوای که مثلا غذاهایی که دوست داری رو برات بپزه. از اتاقت بیرون بیا و توی جمع باش. حتی از امروز شروع کن توی پختن یه وعده ی غذایی مثل ناهار یا شام کنار مامانت توی آشپزخونه باشی یا اینکه خودت آشپزی کنی.

    4. به ظاهرت اهمیت بده و توی آینه هر روز؛ روزی چند دقیقه بعد از آماده شدنت به خودت نگاه کن و قربون صدقه ی خودت برو. از زیبایی های خودت تعریف کن.

    5. امروز یه برنامه ریزی واسه امتحاناتت بکن. ببین دقیقا امتحاناتت چه تاریخی هستند و شما چقدر از هر کتاب رو خوندید. و میخواید که به کدوم کتاب بهای بیشتری بدید و به کدومش اهمیت کمتری. و حتما حتما یه ساعت مشخص مثل 10 تا 11 صبح یا 3 تا 4 عصر رو برای خوندن کتابهات در نظر بگیر.

    6. تاکید میکنم. به شدته به شدت روی شروع جملاتت با "من" و استفاده از روش xyz و اعتبار سازی برای خودت و همسرت تمرکز کن. یعنی از همین حالا وقتی میخوای حرفی بزنی میگی من؛ فکر میکنم. من احساس میکنم. من دوست دارم. من دلم میخواد که. من وقتی ... .

    7. اولویت شما باید این مدلی بشه از امروز. مهم ترین شخص برام اول الهامه. اینکه الهام خوشگل باشه. الهام شاد باشه. الهام روحیه داشته باشه. الهام موفق باشه. بنابراین اول شخص مهم زندگیت الهامه.
    بعدش مهمه که الهام با همسر آینده اش رابطه ی خوبی داشته باشه. باید بتونه با شوهرش حرف بزنه. این حرف زدن؛ اون هم رودررو؛ از مهم ترین تمرین هات به حساب میاد. اینکه یاد بگیری چی بگی، خواسته هات رو هم فعلا معطوف میکنی به خودت. یعنی از همسرت میخوای که مثلا فلان چیز رو برات بخره. در همین حد. خواهشا حرفی از رفت و آمد با خانواده ات نزن. سعی کن بخاطر دل خودت؛ یعنی واسه اینکه خودت خوشحال بشی، شوهرت رو شاد کنی.
    همسرت رو همین جوری که هست بپذیر.

    8. مطمئنا به غیر از ویژگی های سطحی که شما در رفتارهاش می بینید. یه سری ویژگی های عمیق و مثبت هم ایشون توی باطنشون به عنوان یه انسان دارن که شما باید اونها رو بشناسید و بزرگش کنید.
    وقتی اینقدر صادقانه به بچه ی خواهرش ابراز احساسات میکنه؛ مطمئن باش میتونی یه کاری کنی، صدها برابر بیشتر به شما ابراز احساسات کنه. همین! همین مساله ی خواهرزاده اش رو به طرف خودت بکشون. مثلا:
    شما: عزیز دلم، نمی دونی دیشب چقدر خوشحال شدم. اصلا وقتی از پیشتت اومدم همین جوری توی فکر بودم.
    چی؟
    اینکه وقتی می دیدم اینقدر قشنگ ابراز احساسات میکنی به فلانی، کلی خوشحال شدم و ذوق کردم. پیش خودم گفتم: وقتی واسه فلانی این جوری هستی. پس توی زندگی مون واسه من که عشقتم دیگه چه جوری میشی. اصلا فکر کردم، واسه دایی شدنت این جوری خوشحالی. واسه بابا شدنت دیگه چقدر ذوق میکنی.
    خیلی خوشحالم. فکر کن. فکر کن یه لحظه بچه دارشیم...
    بعد هم کلی حرفهای قشنگ که میتونی بهش بزنی. اصلا همون لحظه میتونی یادش بدی که مثلا چه رفتاری رو دوست داری باهات داشته باشه.
    مثلا فکر کن توی خونه ی خودمونیم. همه جمعا و من هم مامان شدم. تو میایی و می شینی کنارم. به صورتم نگاه میکنی و میگی: .... یا دستمو میگیری و میگی:... .

    می بینی خیلی راحت میتونی از یه راه دیگه به همسرت غیرمستقیم آموزش بدی که چه انتظاراتی ازش داری و چه فانتزی های ذهنی داری.

    میتونم بهت اطمینان بدم که اگر بتونی واسه همسرت جذاب باشی و یه کاری کنی که دلتنگت بشه، خودت که هیچ، به پدر و مادرت بیشتر از خودت احترام میذاره. از فاز منفی بیا بیرون و شروع کن به عمل کردن حرفا وگرنه فرشته ی مهربان دفعه ی دیگه تو رو این جوری ببینه، قفل تاپیک رو شاخ ته!

    در مورد رابطه ی جنسی تون هم اصلا ازش دریغ نکن. یادت باشه صمیمیت، رابطه ی زناشوئی و تعهد هستش که مثلت عشق رو تشکیل میده. اصلا این ضلع از مثلث رو از دست نده و یادت باشه، درسته که رفتار یه مرد خیلی خیلی به لحاظ روانی باعث میشه که ارتباط جنسی لذت بخش تر بشه؛ اما مهارت داشتن و آموزش دیدن، مثبت نگری و تیزبینی و اعتماد به نفس یه زن هم میتونه باعث بشه که نهایت لذت رو از رابطه ی زناشوئیش ببره.
    پس توی این زمینه از آناتومی بدن خودت و همسرت، اینکه چه جوری میشه کیفیت این رابطه رو بالا برد و همین طور یه کم دقیق شو به این خانم هایی که ناز و عشوه میریزن، یاد بگیر که همه چیز دست مرد نیست، خیلی چیزها به زن مربوط میشه اگه بخواد!




    - - - Updated - - -



    من از شهریور شروع کردم جتما میشه.فقط راه درستو پیدا کن و برو. اینجا همه کمکت میکنن

    - - - Updated - - -

    اینو بخون
    http://www.qalameson.org/ftopict-36840-.html
    سوالاشواز خودت بپرس
    ویرایش توسط caspian : چهارشنبه 29 آبان 92 در ساعت 13:31

  17. کاربر روبرو از پست مفید caspian تشکرکرده است .

    الهام20 (پنجشنبه 30 آبان 92)

  18. #100
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    دوستان لطفاًدیگه پستی ارسال نکنید که الهام جمع بندی از راهکارها داشته باشه و در صورت نیاز مبرم تاپیک جدید باز کنه .

    الهام عزیز این یک تکلیف مشاوره ای از سوی بنده برای شما هست که یک جمع بندی از راهکاهرای داده شده تا کنون را در پست بعدی لیست کنید و تاپیک را آماده قفل شدن نمایید .


    با تشکر





  19. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (شنبه 02 آذر 92), الهام20 (پنجشنبه 30 آبان 92)


 
صفحه 10 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.