تشکرشده 2,912 در 637 پست
تشکرشده 15 در 10 پست
ببینید بحث دقیقا همین هست
یک سری شرایط این وسط هست که در پست های بالا ذکر کردم
و بعد از اون تصمیم گیری بنده برای ابراز علاقه
و بعد از اون فیدبک این کار که یا یک فیدبک مثبت میگیرم یا منفی که از این دو حالت خارج نیست
چون بنده احساس طرف مقابل را نسبت به خودم نمیدونم
تشکرشده 594 در 190 پست
اگر فکر میکنی شرایط ازدواج داری خیلی هم اینکار پسندیده است. هر کسی از تجربه خودشه که قضاوت میکنه اما در واقع این شما هستی که قراره با اون شرایط کنار بیاد اگه فکر میکنی شرایطتت محیاست و طرف مقابلت قبول داره باهات راه بیاد بهتر ازین نمیشه. در مورد سن دختر هم بیشتر عرفه نه قانونه و نه شرع. حضرت محمد هم با زنی بزرگتر از خودش ازدواج کرد .مهم اینه که اونقدر دوسش دارید که اقدام کنید یانه؟ و بعد از خواستگاری نظر ایشون مثبت هست یا نه؟؟ در مورد مسایلی که مطرح کردی(تاثیر زایمان بروی چهره و...) هیچ چیز طعی نیست. بیشتر اعصابه که روی پوستو چهره تاثیر میذاره اگه قراره با ایشون ازدواج کنی و خودتون یا خانوادتون هر روز بخواد متلک بندازن یا طعنه بزنن بله حتما ایشون زود شکسته میشن اما اگه از لحاظ شما و خانوادتون قضیه حل شدست هیچ فرقی نداره
فرهنگ 27 (شنبه 17 فروردین 92)
تشکرشده 25 در 12 پست
Arvana ی عزیز
امیدوارم راه درست را تشخیص بدی و با تلاش بسیار زندگی خوبی داشته باشی.
حرفهایی که می نویسم فقط تجربه خودمه و کارشناسی نیست.
امیدوارم براتون مفید باشه
من 2 سالی از نامزدم بزرگتر هستم و در زمان آشنایی با ایشان، من 29 و ایشان 27سال داشتند.
سن و سال برای من خیلی مهم بود و به گفته روژان 20 عزیز، عاشق شدم و این مسئله را پذیرفتم (نظر مثبت پدرم در مورد سن و سال کمتر ایشان، در تصمیم گیری من بسیار موثر بود).
من هم مثل شما، شعور و منطق و هم فکر بودن بسیار مهمتر از مسائل مادی بود و در درجه بعدی به پشتکار و توانایی کاری ایشان در تامین زندگی ساده ایمان داشتم.
از لحاظ مالی انسان قانعی هستم و در این مورد سخت گیری نکردم، من برای ایشان هم بسیار ساده گرفتم.
اما مسائل فقط مالی نیست، رضایت خانواده ها، فرهنگ خانواده ها، رضایت کامل طرفین و همفکری (نه الزاما فکر یکسان) در تمام مسائل باعث آرامش و بقای زندگی است.
حتما " خانواده ها و رضایت والدین را هم در نظر بگیرید"
متاسفانه مشکلی که من و نامزدم در حال حاضر داریم این هست که ایشان با خانواده من مشکل داره!!!
با توجه به صحبت های شما، مطمئنا شما در آینده می تونید زندگی را از نظر اقتصادی به خوبی اداره کنید.
به عنوان یه دوست، برای شما چند تا پیشنهاد دارم:
- اصلا عجله نکنید و معیارهای خودتان درباره همسر آینده تون را کاملا مشخص کنید( به ثبات نتیجه برسید)
- ابتدا خودتان را محک بزنید که در آینده ایشان را به خاطر 3سال بزرگتر بودنشان به سخره نمی گیرید. (نامزد محترم من آنقدر به من این قضه را گوشزد کرده
که اوائل تمام اعتماد به نفسم را از من گرفته بود، از شدت ناراحتی ساعتها گریه می کردم ولی من دختر محکمی هستم و زیر این مسائل کوچک از پا در نمی آیم، و دیگه برام مهم نیست. آخه من خیلی جوان و شاداب هستم
حتی از ایشان کوچکتر به نظر میرسم :rolleyes: - این مرحله مهمترین و سخترین مرحه هست اگه موفق شدید
ادامه بدید تا دختر آسیب نبیند )
- بعد از اینکه با خودتان کنار آمدید، کم کم با خانواده خودتان صحبت کنید
. تا اگر خانواده خودتان آمادگی پذیرش این موضوع(عروس بزرگتر) را ندارند با منطق پذیرا باشند
- انشا... بعد از موافقت خانواده خودتان برای خواستگاری اقدام خواهید کرد. (آخه اگر مادرتان را راضی کنید بقیش تا حدودی حله
)
- در کنار تمامی مراحل به درس هات برس ...
تشکرشده 15 در 10 پست
من اون جمله را من باب مزاح عرض کردم ........
اما گذشته از این صحبت ها من الان نزدیک به 2 سال هست که به فکر ازدواج هستم
منظورم از فکر هم نه این موردی مد نظرم باشه خیر
به فکر تشکیل چهارچوب های ذهنی برای خودم بودم
حال من سوالم از دوست عزیز اینه که
به نظر شما انسان در چه مقطعی به این ثبات افکار و عقاید میرسه ؟
از کجا میشه این را متوجه شد ؟
- - - Updated - - -
با تشکر از Ayeh عزیز
واقعا لطف خیلی بزرگی کردید که تجربیاتتون را در اختیار برادر کوچکترتون قرار دادید
میخواستم چند تا سوال از شما بپرسم
مگر نامزدتان شما را با توجه به شرایط سنی تان انتخاب نکرد پس چرا سن شما را مدام به شما گوشزد میکند؟
دقیقا یک مسئله ای هم که داریم این است که من با توجه به این که 3 سال کوچک تر هستم ولی هم از نظر قیافه و هم از نظر جثه ای از ایشان بزرگتر نشان میدهم
میخواستم اگر امکانش براتون هست بیشتر در مورد اتفاقات و علی الخصوص پاشنه آشیل های این قضیه که باهاش برخورد کردید برام بنویسید
Ayeh (یکشنبه 18 فروردین 92)
تشکرشده 15 در 10 پست
منتظر نظرات و تجربیات دیگر دوستان نیز هستم![]()
تشکرشده 298 در 112 پست
دوستان راهنمایی کافی کردن
سن شما کم هست و برای ازدواج باید بیشتر صبر کنید
سعی کنید دختری با سن کمتر از خودتون ازدواج کنید ( به دلیل رشد فکری که زن زودتر بهش میرسه )
تشکرشده 15 در 10 پست
تشکرشده 298 در 112 پست
ببینید ما نمی گیم دقیقا 25 ساله بشید و بعدش ازدواج کنید
میگیم با توجه به اینکه معیاراتون تغییر میکنه در آینده ( احتمالا ) ، برای همین سن 24-25 سالگی میتونه بهترین موقعیت ممکن باشه
از طرفی چون دختر زودتر به بلوغ فکری میرسه ، پیشهاد میشه پسر 2-3 سال بزرگتر باشه تا توازن برقرار بشه
تشکرشده 140 در 56 پست
سلام.من هم از شوهرم 3 سال بزرگترم...تو زندگیم هم مشکلات متفاوتی دارم ولی هیچ کدومش مربوط به کوچکتر بودن سن شوهرم از من نیست..یعنی تا حالا احساس نکردم که فلان مشکلم بخاطر کوچکتر بودن شوهرمه....البته شرایط آدمها خیلی مهمه مثلا تو فامیلمون پسرهای 30 ساله و بالاتر داریم که از والدینشون پول تو جیبی میگیرن اما شوهر من از 15 سالگی خودش خرجشو در می اورد و برای ازدواجمون کاملا رو پای خودش بود..استقلال مالی استقلال فکری رو به دنبال خودش میاره....اگرچه شما هنوز سن کمی دارید اما میشه گفت سن یه رقم و منش و درایت آدم میتونه خیلی بالاتر یا پائینتر از سن آدم باشه....به هر حال عجله نکنین.....این نظر شخصی من بود و مسلما از جنبه کارشناسی خیلی دوره اما اگه مطمئن شدید این خانم از همه لحاظ براتون مناسبه فاکتور سن کمرنگ میشه(راستی اینو هم بهتون بگم که چند ساله پیش یه مصاحبه از دکتر افروز تو مجله موفقیت خوندم (دکترای روانشناسی هستن ایشون)که طی تحقیقات شخصیه خودشون به این نتیجه رسیده بودن که تو ازدواجهایی که خانم 2 سال از اقا بزرگتر بوده ازدواجهای موفقی رخ داده)...موفق باشید
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)