شیدا خانم:
من به جایی رسیدم که دیگه کارد به استخونم رسیده... من اصلا آدمی نیستم که سر شوهرم غر بزنم اصلا شروع کننده دعوا نیستم اینا رو گفتم چونکه همه واقعیتها هستن... امسال عید الکی شوهرم با من قهر بود و کل عید رو به دهنم زهر کرد همش بداخلاقی و هرچی بهش محبت کردم هیچ فایده ای نداشت و بدتر میکرد و هرجایی که خانوادش بودن حالش خوب بود شما توی زندگی من نیستید ولی واقعا وقتی همه فامیل شوهرم و خانوادش از ما توقعات بی جا دارن و ما همش به خاطرش دعوا داریم این کجاش مشکل از منه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی شوهرم نمیفهمه پسر عمش که برای من اس ام اسای عاشقانه داده رو نمیخوا ببینم و اصرار داره که باید دعوتش کنیم این کجاش ایراد از منه؟ وقتی پدرومادرش اصرار دارن هرروز بیاین خونه ما و من هی باید تکرار کنم من هفته ای یک بار میام و وقتیم که به حرفشون گوش میدم اوضاع بدتر میشه این کجاش ایراد از منه؟ وقتی جاریم چشمش دنبال شوهر منه و همش داره براش پیغام میفرسته و نخ میده و شوهر منفعل من به جای اینکه جوابشو بده ازش فرار میکنه اونم دست بردار نیست و همش میخواد بندازتش توی رودرباسی این کجاش ایراد منه؟؟؟؟ اگه جواب سوالامو بدی ممنون میشم. شما بودی در همین سه مورد چیکار میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟/








علاقه مندی ها (Bookmarks)