به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    خوشحالم که به اشتباهاتون پی بردین.
    بهتر این ارتباط اشتباه و سریعا قطع کنین نه اینکه کمش کنین.

    حالا شما درست میگین همسر شما، شمارو دلسرد کردن و کم توجه و محبت کردن.
    اما خودتون بذارین جای همسر این آقا ببیننین اگه بفهمن چقد زجر میکشن، شما اگه جای این خانوم بودین دوست داشتین زودتر خانومی که با شوهرش رابطه ای و شروع کرده، از زندگیشون برن بیرون یا همینطور برابطه حتی بشیوه کم ادامه بدن؟ حتما بواسطه حضور شما در زندگیشون این آاقا نسبت به همسرشون سرد شدن.این خانوم هم متوجه شدن.

    لطفا رابطه و کم نکنین کامل قطع کنین. رابطه خانوادگی هم میتونه فقط در حد سلام علیک باشه اونم تو جمع لازم نیست که جداگانه و دونفری باشه.

    شاید شوهر شما مقصر باشن، اما اون زن چی؟ همسر اون آقا هم مقصرن؟ در حق شما بدی ای کردن که سزاوار این رفتار هستن؟

    تعجب میکنم، شما که خودتون خانوم هستین چطور احساسات یه زن خیانت دیده و نتونستین درک کنین؟ و به این رابطه ادامه دادین.

    میتونین اعتقاداتتونو قوی تر کنین.
    بیشتر به سلامت جسمتون توجه کنین.
    از همسرتون بخواین بیشتر بهتون توجه کنن
    به اون اقا هم بگین من همسرم و بچه ام و زندگیمو دوست دارم وکامل قطع رابطه کنین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  2. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    terme00 (شنبه 01 شهریور 93)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 دی 93 [ 10:16]
    تاریخ عضویت
    1393-5-28
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    888
    سطح
    15
    Points: 888, Level: 15
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 118 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من تا یکسال پیش اگه شوهرم به شوخی هم راجع به زن دیگه ای می گفت تا بخندیم چنان جوابی می دادم که پشیمون میشد اما حالا خودم............. اگه الان ازم بپرسین دوران درمانو چطوری پشت سر گذاشتی هیچی از دردو اسیبش یادم نمیاد از بس که فکرم وذهنم اون بود رو تخت شیمی درمانی فقط حرفهای اون منو بیخیال میکرد یه چیزیو اعتراف کنم حرف زدن با اونو یشتر می کردم تا با خودم بجنگم می گفتم من که این همه سال یه تار موی منو کسی ندید اینطور باید زجر بکشم پس حالا یه کاری کنم تا وقتی دارم مصیبت میبینم بدونم تاوان چیه کلا با خودم شدیدا در گیر بودم با اینکه ادم احساساتی بودم اما احساس شوهرمو زن اون برام اهمیتی نداشت فقط می خواستم یا خودم بجنگم

  4. #13
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    چون فرد معتقدی هستید براتون میگم :

    ابلیس روزی که از درگاه خدا رانده شد و از خدا مهلت طول عمر را گرفت .... به خود خدا قسم خورد که همه ذریه آدم را گمراه خواهد کرد الا مخلصین را .....

    خداوند در پاسخش گفت من هم دری به نام توبه به روی آنها باز می کنم تا به سوی من بیایند و ..... ( از خطا و اشتباه برگردند )

    شما بیمار شدید ، برایتان یک شوک بوده ، شیطان دست به کار شده ، اول اینکه زندگی را پیش چشم شما تمام شده نشان داده و ناامید از ادامه زندگی و بعد هم به بهانه نیاز به همدلی و محبت کسی را که خودش در دل او نفوذ دارد را به سوی شما توجه داده و شما را هم به سوی بیخیال شدن اعتقادات کشانده تا از موقعیت درد و بیماری و تصور پایان عمر استفاده کنه و آنچه داشتید را از شما بگیرد . پاکی شما پیش از اینها عصبانیت شیطان و کینه او را به دنبال داشته و پیروزی شما را و او خواسته و می خواهد که زهرش را به شما بریزد .... اما خدا هوای بنده اش را دارد ، احساس گناه و عذاب وجدان و تمایل به مشورت گرفتن و خلاصی از این وضعیت و امکان رفتن نزد روانشناس و برخوردن به همدردی همه ندای خداست برای شما ، همه لطف اوست .... و حالا این شمایید که می توانید انتخاب کنید که خود را مشمول الطاف خدا کنید یا وسوسه شیطان ؟؟؟ می دانم که اگر تمایل داشتید در آغوش شیطان بمانید هرگز ادامه درخواست راهنمایی برای خلاصی را نمی دادید و به این خاطر خدا را شکر کنید . می خواهم به شما بگویم اگر بخواهی و مصمم باشی از این موقعیت بیماری و حتی این مسئله می توانی یک پل میان بر بسازی برای عروج روحت به سوی خدا و ارتقاء ایمانت تا جایی که ادامه حیاط و رفتن از این دنیا برایت یکسان شود یعنی فقط خدا را ببینی که در همه حال و موقعیتی هست و فقط نزدیک بودن به او بهت لذت دهد و لا غیر .....

    می دانم به کمک خود خدا انتخاب خوبی خواهی داشت پس پیشاپیش بهت تبریک می گویم .

    با آرزوی شفای عاجل برای شمای عزیز





  5. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (شنبه 01 شهریور 93), fariba s (یکشنبه 02 شهریور 93), khaleghezey (یکشنبه 02 شهریور 93), terme00 (شنبه 01 شهریور 93), امید زندگی (شنبه 01 شهریور 93), دختر بیخیال (شنبه 01 شهریور 93)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 دی 93 [ 10:16]
    تاریخ عضویت
    1393-5-28
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    888
    سطح
    15
    Points: 888, Level: 15
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 118 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلم برای خودم خیلی تنگ شدههههههههههههههههههههههه ههه

  7. کاربر روبرو از پست مفید مهرانه111 تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (شنبه 01 شهریور 93)

  8. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرانه111 نمایش پست ها
    من تا یکسال پیش اگه شوهرم به شوخی هم راجع به زن دیگه ای می گفت تا بخندیم چنان جوابی می دادم که پشیمون میشد اما حالا خودم............. اگه الان ازم بپرسین دوران درمانو چطوری پشت سر گذاشتی هیچی از دردو اسیبش یادم نمیاد از بس که فکرم وذهنم اون بود رو تخت شیمی درمانی فقط حرفهای اون منو بیخیال میکرد یه چیزیو اعتراف کنم حرف زدن با اونو یشتر می کردم تا با خودم بجنگم می گفتم من که این همه سال یه تار موی منو کسی ندید اینطور باید زجر بکشم پس حالا یه کاری کنم تا وقتی دارم مصیبت میبینم بدونم تاوان چیه کلا با خودم شدیدا در گیر بودم با اینکه ادم احساساتی بودم اما احساس شوهرمو زن اون برام اهمیتی نداشت فقط می خواستم یا خودم بجنگم
    اینها همه وسوسه های شیطان بوده.شیطان همیشه در کمین ما انسان هاست تا مارو از خدای خودمون و اعتقاداتمون دور کنه.

    حتی همین که کامل رابطه و قطع نکردین و میگین کم کردم. هم یک نوع وسوسه بوده .

    اما هنوزم دیر نشده، میتونین جلوی این وسوسه ها مثه همیشه که واستادین، الان هم واستین.و نذارین بیشتر از این عذابتون بده.
    موفق باشین
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  9. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (شنبه 01 شهریور 93)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 دی 01 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1393-2-29
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    8,600
    سطح
    62
    Points: 8,600, Level: 62
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 150
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    91

    تشکرشده 40 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مهرانه جان
    مشکل شمام تا حدودی مثل مشکل منه با این تفاوت که من عاشق اون مرد نشدم و برای فرار از تنهایی و بی محبتی همسرم این گناه رو کردم ولی توبه کردم و هر روز از خدا طلب بخشش میکنم وقتی به خدا فکر میکنم خیلی آرامش پیدا میکنم تو هم همیشه یاد خدا باش و کم کم مهر اونو از دلت بیرون کن
    از خدا می خوام که زودتر شفا پیدا کنی و دعات میکنم

  11. 2 کاربر از پست مفید امید زندگی تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه 01 شهریور 93), دختر بیخیال (شنبه 01 شهریور 93)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 دی 93 [ 10:16]
    تاریخ عضویت
    1393-5-28
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    888
    سطح
    15
    Points: 888, Level: 15
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 118 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چطور تاپیکمو حذف کنم

  13. #18
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرانه111 نمایش پست ها
    چطور تاپیکمو حذف کنم
    با سلام و احترام
    لطفا طبق بند 20 قوانین همدردی اقدام فرمایید. تا آن وقت تاپیکتونت موقتا قفل می شود.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوسش دارم اما نمیدونم بهش بگم یا نه
    توسط jellybean در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 دی 93, 14:34
  2. 8 ماه تنهام همسرم وسایلشو برد مهریه ونفقه اجرا گذاشته
    توسط ali.amamverdi در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 25 آذر 91, 01:44
  3. نمیدونم با گذشته ناپاک دختری که دوسش دارم چیکار کنم؟
    توسط esy در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 آذر 90, 14:22
  4. مشكلات نو عروسان
    توسط گلسا شاملو در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 14:06
  5. *يافتن وسایل ضد بارداري در وسايل شخصي اش(کاندوم؛مساله این است!)
    توسط sepideh در انجمن سوء ظن، تجسس و خیانت همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 اسفند 87, 15:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.