به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم خداروشکر که خوبین
    ببین من اینطور متوجه شدم که شما ابتدا با ندونم کاری روی همسرت رو باز کردی و ایشون دیگه ادم بی زبون سابق نیست اما یه فرق داره با مردایی که از اول پرخاشگر بودن و اون اینکه تو حالت عادی باز میشه همون بره اروم درسته؟؟؟؟
    اگه اینطور هست شما خیلی راحت میتونی زندگیت رو تاییر بدی
    اول اول واقعا رو خودت کار کن مردا چندتا چیز میخان توزندگی فراهم کنی حله
    1احترام
    2بعنوان یه مرد قبولشون داشته باشی (بهشون اقتدار بدی تاییدشون کنیکلا قبولشون داشته باشی)
    3ارامش میخان تو خونه(زنشون غرغرو نباشه بددهن اصلا زنشون شاد و بامزه و پرانرژی باشه خوب استقبالش کنه چه اومدن چه رفتن)
    4ارتباط خوب جنسی(که از صمیمیت ناشی بشه)
    اینها رو ایجاد کن همیشه وقتی باهم خوشین کارهایی که دوست داری برات بکنه رو بگو وهمیشه خودش رو با خودش مقایسه کن مثلا بگو من عاشق اون ارامش گذشتت هستم
    یا برای اینکه چیزای خوبش بیشتر بشه هرگز بهش کارهای بدش به رخش نکش اما یه کار خوبی کرد حتی کوچیک اینقدر بزرگش کن تا تتکرارش کنه و همیشه از خوبیاش بگو تا بیشترش کنه اگه ازش دلخوری داشتی تو خوشیا بگو من ازت توقع نداشتم فلان کاررو کنی اصلا در شان تو نیست
    یادت باشه با تشویق تغییرش بدی
    در مورد کار و پول:یه وقت که باهم خوب بودین خیلی با ارامش بگو عزیزم اگه تو نخای من سرکار نمیرم اما میدونم تو چون میدونی من به کارم علاقه دارم دوست داری برم ازت واقعا ممنونم
    بگو اصلا پول من و تو نداره چه فرقی میکنه داریم باهم زندگی میکنیم من میدونم فعلا مجبوری کمتر کار کنی ولی ازونجا که میشناسمت ادم با مسئولیتی هستی که وقتی درست تموم بشه بیشتر کار میکنی و نمیذاری اب تو دلم تکون بخوره
    من پولم میدم به تو هرجور صلاح میدونی خرج کن مطمینم چون خوب از پسش برمیای خیلی تو آسایش خاهم بود تو مرد منی یه مرد با مسولیت و با لیاقت که خودش هواسش به خونه و کم وکسریهاش هست خداروشکر خیالم راحته
    بعد سعی کن ازش با سیاست بخاهی که خودش برا خونه خرید کنه همیشه بهش کلمه دست و دلباز رو تلقین کن و اینکه هرچی میخام برام فراهم میکنی نمیذاری کمبودی داشته باشم و.... اینا باعث میشه همون که ارزوش داشتی بشه
    اما شما مقداری از پولت رو حتما بدون اینکه بهش بگی پس انداز کن شاید تو خیابون چیزی خوشت اومد بخری
    باید نرم عمل کنی فعلا اینا یادم اومد
    تا میتونی رو خودت کار کن اخلاقت و.....
    شک نکن اگه ایشون به جز شما دهن بینه یا دهن لقه تنها علتش اینکه به شما اعتماد نداره چون دایم تحقییرش کردی دایم باهاش دعوا کردی سین جینش کردی باهاش پا نبودی
    باهاش مثل یه رفیق باش تا فقط و فقط با تو درد دل کنه

  2. کاربر روبرو از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده است .

    الهام* (یکشنبه 26 اردیبهشت 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 دی 95 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1395-2-08
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    889
    سطح
    15
    Points: 889, Level: 15
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    13

    تشکرشده 10 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
    سلام عزیزم خداروشکر که خوبین
    ببین من اینطور متوجه شدم که شما ابتدا با ندونم کاری روی همسرت رو باز کردی و ایشون دیگه ادم بی زبون سابق نیست اما یه فرق داره با مردایی که از اول پرخاشگر بودن و اون اینکه تو حالت عادی باز میشه همون بره اروم درسته؟؟؟؟
    اگه اینطور هست شما خیلی راحت میتونی زندگیت رو تاییر بدی
    اول اول واقعا رو خودت کار کن مردا چندتا چیز میخان توزندگی فراهم کنی حله
    1احترام
    2بعنوان یه مرد قبولشون داشته باشی (بهشون اقتدار بدی تاییدشون کنیکلا قبولشون داشته باشی)
    3ارامش میخان تو خونه(زنشون غرغرو نباشه بددهن اصلا زنشون شاد و بامزه و پرانرژی باشه خوب استقبالش کنه چه اومدن چه رفتن)
    4ارتباط خوب جنسی(که از صمیمیت ناشی بشه)
    اینها رو ایجاد کن همیشه وقتی باهم خوشین کارهایی که دوست داری برات بکنه رو بگو وهمیشه خودش رو با خودش مقایسه کن مثلا بگو من عاشق اون ارامش گذشتت هستم
    یا برای اینکه چیزای خوبش بیشتر بشه هرگز بهش کارهای بدش به رخش نکش اما یه کار خوبی کرد حتی کوچیک اینقدر بزرگش کن تا تتکرارش کنه و همیشه از خوبیاش بگو تا بیشترش کنه اگه ازش دلخوری داشتی تو خوشیا بگو من ازت توقع نداشتم فلان کاررو کنی اصلا در شان تو نیست
    یادت باشه با تشویق تغییرش بدی
    در مورد کار و پول:یه وقت که باهم خوب بودین خیلی با ارامش بگو عزیزم اگه تو نخای من سرکار نمیرم اما میدونم تو چون میدونی من به کارم علاقه دارم دوست داری برم ازت واقعا ممنونم
    بگو اصلا پول من و تو نداره چه فرقی میکنه داریم باهم زندگی میکنیم من میدونم فعلا مجبوری کمتر کار کنی ولی ازونجا که میشناسمت ادم با مسئولیتی هستی که وقتی درست تموم بشه بیشتر کار میکنی و نمیذاری اب تو دلم تکون بخوره
    من پولم میدم به تو هرجور صلاح میدونی خرج کن مطمینم چون خوب از پسش برمیای خیلی تو آسایش خاهم بود تو مرد منی یه مرد با مسولیت و با لیاقت که خودش هواسش به خونه و کم وکسریهاش هست خداروشکر خیالم راحته
    بعد سعی کن ازش با سیاست بخاهی که خودش برا خونه خرید کنه همیشه بهش کلمه دست و دلباز رو تلقین کن و اینکه هرچی میخام برام فراهم میکنی نمیذاری کمبودی داشته باشم و.... اینا باعث میشه همون که ارزوش داشتی بشه
    اما شما مقداری از پولت رو حتما بدون اینکه بهش بگی پس انداز کن شاید تو خیابون چیزی خوشت اومد بخری
    باید نرم عمل کنی فعلا اینا یادم اومد
    تا میتونی رو خودت کار کن اخلاقت و.....
    شک نکن اگه ایشون به جز شما دهن بینه یا دهن لقه تنها علتش اینکه به شما اعتماد نداره چون دایم تحقییرش کردی دایم باهاش دعوا کردی سین جینش کردی باهاش پا نبودی
    باهاش مثل یه رفیق باش تا فقط و فقط با تو درد دل کنه

    سلام ستاره زیبای دوستداشتنی

    فدای مهربونیات

    دقیقا همینطور هست. همسرم تا 6 ماه بعد عقد بسیار منفعل بود، من پرخاشگر بودم، رفتارهای تکانشی زیادی داشتیم؛زیاد جدل میکردم، گریه که دیگه نگو.... باید و نباید زیاد میکردم و حتی جلوی خانوادم رعایت نمیکردم رفتار تند و بدی داشتم در واقع برداشت خودم اینه که اقتدار همسرم رو شکوندم. در واقع همسرم رفتارهای اشتباه منو داره خودش تکرار میکنه و به شدت هم لجباز و انتقام جو هست و همیشه سعی میکنه مقابله به مثل کنه
    ناگفته نماند الان 90درصد رفتارهای اشتباهمو گذاشتم کنار
    ولی جالبه همسرم بعد 6 ماه ازم خیلی دور شد ، صمیمیت بین مون از بین رفت ، پنهان کاریهاش و پناه بردن به خانوادش شروع شد ، حتی خانوادش که متوجه درگیری ها و اختلافات ما شدن خیلی راحت همسرمو شیر میکردن که این زندگی زندگی بشو نیست و طلاقش بده!!!!
    بهش میگفتن محکم باش جلوی زنت، حرفتو بزن، خواسته هاشو برآورده نکن، مثلا میگفتن تو الان که تو عقدی انقدر نیازها و خواسته هاشو بها میدی و برآورده میکنی دو روز دیگه توقعش میره بالا اون وقت دیگه نمتونی انتظاراتش رو برآورده کنی و ....(این حرفها رو خود همسرم بهم گفته قبلا )
    همسرم به شدت تاثیرپذیره مخصوصا از مادرش

    همسرم قصد ادب کردن من رو داره مثلا میخاسته گربه رو دم حجله بکشه و به من رو نده چون فکر میکنه پررو میشم!!!
    خانوادش متاسفانه بر علیه من پرش میکردن و میکنند.وقتی تنها میره خونه پدر و مادرش، وقتی برمیگرده توپش حسابی پره، شروع میکنه به گیر دادن، بهانه جویی و ....
    ویرایش توسط الهام* : یکشنبه 26 اردیبهشت 95 در ساعت 10:42

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 دی 95 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1395-2-08
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    889
    سطح
    15
    Points: 889, Level: 15
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    13

    تشکرشده 10 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و وقت بخیر
    ممنونم از راهکارهای بینظیرتون
    تشکر میکنم از پستهای فوق العادتون...
    بسیار تاثیرگذار و عالی بود برای من
    با حرفها و راهکارهاتون موافقم و میپسندم... امیدوارم بتونم به یاری خدا عملی کنم ....ایشالا
    بالهای صداقت عزیز ، فرشته مهربان، و آقای sci دوست دارم شما هم بهم راهکار بدید، ممنون میشم جواب بدید

    من فکرم بر این است که به همسرم برای حفظ زندگی مون و بهبود رابطه خیلی تا حالا باج دادم
    ایشون عادت کردند به باج گرفتن از من و زورگویی، فهمیده من دوستش دارم و حاضر به جدایی نیستم واسه من شرط و شروط سخت گذاشته تا من رو تحت فشار قرار بده و این خیلی خودخواهانه هست.
    همه شرطهاش به منفعت خودش و طبق میل خودش هست و توی شرط هاش کاملا منو نادیده گرفته و هیچ حقی برای من قایل نشده

    برنامه ام اینه که صد در صد برای زندگی کردن برنامه ریزی کنم ، تمرین کنم و راهکارهاتون رو عملی کنم.

    فکر میکنم هر چی به شوهرم بیشتر باج میدم توقعش از من روز به روز بیشتر میشه، نظرتون؟

    اگر امکانش هست خواهش میکنم جزئی تر بهم پاسخ بدید. بسیار بسیار بسیار ممنون از توجه تون

    سوال اول: نمیدونم با شرط و شروط های همسرم چگونه برخورد کنم؟

    سوال دوم: آیا برای رهن خونه 15 میلیون وام بگیریم یا نه؟ (با توجه به اینکه وام به نام من هست و 30میلیون هم همسرم داره)
    اگر وام نگیریم مجبوریم 300-400 تومن اجاره بدیم.
    در هر دو صورت چه قسط برای وام بدهیم چه اجاره، باید از حساب مشترک پرداخت شود.
    قرار بر این شد که ماهانه 1میلیون همسرم و 1 میلیون من به حساب مشترک واریز کنیم، و کلیه خرجها از همین حساب باشد.

    سوال سوم: بینی م شکسته میخام عمل کنم هم ترمیم هم زیبایی (5 میلیون دارم). اما همسرم اجازه نمیده، چکار کنم؟

    سوال چهارم: به نظر شما متخصصینی که بتونند در مورد tms به من مشورت درستی بدند ، از کجا میشه پیدا کرد؟

    سوال پنجم :دیشب همسرم میگفت تا آخر سال 95 به خانوادت سر نزن (اصلا شمال نرو) باشه عید نوروز 96 باهم میریم!!!!!
    گفتم بهش تو هم نمیخای بری به خانوادت سر بزنی ؟ گفت من فرق دارم من پسرم، تو دختری باید به شوهرت بچسبی نه خانوادت. سکوت کردم. در اینگونه موارد چه برخوردی بکنم؟

    سوال ششم: همسرم به من بدبینی شدید داره و اصلا به من اعتماد نداره،(فکر میکنه من میخام زرنگ بازی در بیارم) چه کنم؟

    سوال هفتم: برای درمان وسواس فکری کسی راهکاری داره که واقعا جواب بده؟

    سوال هفتم: برای درمان وسواس فکری کسی راهکاری داره که واقعا جواب بده؟

    سوال هشتم: قبل اینکه آخرین دعوامون اتفاق بیفته تصمیم گرفته بودیم که به کمک یه مشاور روانشناس هر دو تامون خودمون رو اصلاح کنیم و هم اینکه شبها یک ساعت سمینار خانواده موفق دکتر فرهنگ گوش کنیم برا بهبود رابطمون، که فقط یکی دو شب گوش کردیم که خیلی هم خوشش اومده بود بعدش که دعوا و قهر و ....
    حالا الان دوباره به همسرم گفتم که شبا گوش کنیم میگه نه!
    ولی من میخام باهم گوش کنیم تا زودتر زندگی مون درست شه (البته من همیشه در حال گوش دادنم ، توی اداره، توی تاکسی و ...) ، چه کنم؟
    حتی گفتم بریم یه مشاور جدید، همونی که دکتر فرهنگ معرفی کرد میگه نمیام من مشکل ندارم خودت برو
    در صورتی که قبلا با کمال میل می اومد، میگه من هزینه شو نمیدم خودت باید بدی!!! چه کنم؟
    ویرایش توسط الهام* : یکشنبه 26 اردیبهشت 95 در ساعت 11:13

  5. #4
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام . با اىن توضىحاتى که شما فرمودىد من فکر مىکنم همش از اون کمالگراىى افراطى ناشى مىشه اىنکه هر چىزى رو در نهاىت کمالش بخواى حتى رفتارهاى خودتون راستش اون اول ىک نقدى از خودتون کرده بودىد بدون اىنکه خوبىهاتون مد نظر داشته باشىد که اىن موردحس مىشد. ىا مثلا تىتر سوال که شخص ىا فرشته بوده که دىو شده ىعنى هر چىزى در نهاىتش. باور کنىد ىه حد وسط هم وجود داره رفتار ادمها که نباىد صد در صد درست باشه همه چىز که نباىد انگونه که شما دوست دارىد باشه حساسىتتون باىد کم کنىد سطح توقعتون رو بىارىد پاىىن حالا چه از خودتون که مشخص چقدر ناراحتىد در صورتى که اىنم ىه بىمارى که با روان درمانى درست قابل حل. کتابهاىى در اىن زمىنه مطالعه کنىد معمولا رىشش از زمان کودکى خانچاده و مدرسه زىاد باىد و نباىد مىکردند تلىه براى نمره کم که معمولا با عصبانىت همراه مىشده

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 دی 95 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1395-2-08
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    889
    سطح
    15
    Points: 889, Level: 15
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    13

    تشکرشده 10 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
    سلام . با اىن توضىحاتى که شما فرمودىد من فکر مىکنم همش از اون کمالگراىى افراطى ناشى مىشه اىنکه هر چىزى رو در نهاىت کمالش بخواى حتى رفتارهاى خودتون راستش اون اول ىک نقدى از خودتون کرده بودىد بدون اىنکه خوبىهاتون مد نظر داشته باشىد که اىن موردحس مىشد. ىا مثلا تىتر سوال که شخص ىا فرشته بوده که دىو شده ىعنى هر چىزى در نهاىتش. باور کنىد ىه حد وسط هم وجود داره رفتار ادمها که نباىد صد در صد درست باشه همه چىز که نباىد انگونه که شما دوست دارىد باشه حساسىتتون باىد کم کنىد سطح توقعتون رو بىارىد پاىىن حالا چه از خودتون که مشخص چقدر ناراحتىد در صورتى که اىنم ىه بىمارى که با روان درمانى درست قابل حل. کتابهاىى در اىن زمىنه مطالعه کنىد معمولا رىشش از زمان کودکى خانچاده و مدرسه زىاد باىد و نباىد مىکردند تلىه براى نمره کم که معمولا با عصبانىت همراه مىشده
    از ویژگی وسواس فکری یکیش اینه که سیستم فکری شون صفر و یک هست، همه چی رو سیاه و سفید می بینند

  7. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 دی 95 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1395-2-08
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    889
    سطح
    15
    Points: 889, Level: 15
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    13

    تشکرشده 10 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دارم سعی میکنم دانسته هامو عملی کنم ولی یه شبه نمیشه که من ایده آل بشم و هیچ خطایی نداشته باشم، نیاز به زمان دارم و تمرین کردن، نیاز به یکی دارم ازم حمایت کنه و یادآوری و گوشزد کردن نکته های درست. خیلی خوشحالم تو این سایت عضوم و دوستان بهم کمک میکنند اینجوری انگیزم بیشتر میشه و قدرت میگیرم
    خداییش تمام هدفم اجرای کارهای درست هست
    چون تمرکزم پایینه یادم میره گاهی اوقات
    من اضطراب و استرس شدید دارم و این باعث عدم تمرکز میشه

    و حالا آشتی من و همسرم:

    چهارشنبه که از کار برگشتم کلی خرید کردم، میوه و مواد غذایی و ...
    اومدم خونه رو مرتب کردم و غذاهای مورد علاقه (پیتزا و کیک)همسرم رو درست کردم. حتی ناهار پنج شنبه رو هم درست کردم .
    میدونستم که حدود ساعت 10:30 به بعد میاد خونه ، میز رو با میوه های رنگارنگ و کیک و شمع تزیین کردم و خودمو آرایش کردم و لباس خوشگل پوشیدم و همه برقها رو خاموش کردم و شمع روشن کردم و آماده شدم که همسرم اومد برم قایم بشم به اصطلاح میخاستم سوپرایزش کنم!
    انقد منتظرش موندم که خابم برد همسرم ساعت 1 شب زنگ آیفون رو زد ( کلید نداره) و من در رو باز کردم انقد خواب آلود بودم که نتونستم نقشه مو اجاره کنم.
    فقط دیدم همسرم همه پنجره ها رو باز کرد نگو که از سوختن شمع توی 2 ساعت خونه پر از دود شده بود. همسرم هیچ عکس العملی انجام نداد
    صبح شد داشتم میرفتم کلاس استخر. خواب بود داشتم براش نامه مینوشتم که من دارم میرم کجا، دیدم یهو پاشو زد به پام فهمیدم بیدار شده گفت به جای اینکارا بیا معذرت خواهی کن
    منم سریع گفتم معذرت میخام
    اشاره زد گفت بیا پیشم منم رفتم بغلش و ...
    از پنج شنبه صبح آشتی هستیم تا حالا البته 3 روز بیشتر نگذشته.....



    راستی چند روز پیش به پیشنهاد دکتر شاهین فرهنگ رفتم روانشناس

    روانشناسه یه سری سوال ازم پرسید آخرش گفت: وسواس فکری نداری!!

    گفت : شخصیت کمال گرا و شخصیت کنترل گر داری که با ریشه یابی قابل درمان هست.

    البته گفت تمرکز نداری و استرست هم بالاست.یه بیقراری توم هست.

    من هرچی که آرومتر میشم تمرکزم بیشتر میشه



    تو این دو روز اخیر فهمیدم که اکثر بحث و دعوامون توی دو تا زمینه هست:


    اول: در مقابل رفتارهای اشتباه همسرم نمیدونم چکار کنم؟


    دوم: خواسته های خودمو نمیدونم چطور ازش بخوام؟
    ویرایش توسط الهام* : یکشنبه 09 خرداد 95 در ساعت 12:30

  8. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 آبان 96 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-5-30
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    4,001
    سطح
    40
    Points: 4,001, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    33

    تشکرشده 208 در 97 پست

    Rep Power
    39
    Array
    وای عزیزم الهام جون تبریک میگم
    خیلی خوبه که آشتی کردین
    آفرین بر تو که غرورتو کنار گذاشتیو گفتی معزرت میخوام
    تو موقعیت و شرایط خیلی خوبی داری قدر اینارو بدون
    سعی کن شتابزده عمل نکنی
    خیلی بامزه آشتی کردینا

  9. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 دی 95 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1395-2-08
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    889
    سطح
    15
    Points: 889, Level: 15
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    13

    تشکرشده 10 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط زانکو نمایش پست ها
    وای عزیزم الهام جون تبریک میگم
    خیلی خوبه که آشتی کردین
    آفرین بر تو که غرورتو کنار گذاشتیو گفتی معزرت میخوام
    تو موقعیت و شرایط خیلی خوبی داری قدر اینارو بدون
    سعی کن شتابزده عمل نکنی
    خیلی بامزه آشتی کردینا

    ممنونم زانکوی عزیزم
    مرسی بهم انرژی مثبت میدی


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
    سلام عزیزم خداروشکر که خوبین
    ببین من اینطور متوجه شدم که شما ابتدا با ندونم کاری روی همسرت رو باز کردی و ایشون دیگه ادم بی زبون سابق نیست اما یه فرق داره با مردایی که از اول پرخاشگر بودن و اون اینکه تو حالت عادی باز میشه همون بره اروم درسته؟؟؟؟
    اگه اینطور هست شما خیلی راحت میتونی زندگیت رو تاییر بدی
    اول اول واقعا رو خودت کار کن مردا چندتا چیز میخان توزندگی فراهم کنی حله
    1احترام
    2بعنوان یه مرد قبولشون داشته باشی (بهشون اقتدار بدی تاییدشون کنیکلا قبولشون داشته باشی)
    3ارامش میخان تو خونه(زنشون غرغرو نباشه بددهن اصلا زنشون شاد و بامزه و پرانرژی باشه خوب استقبالش کنه چه اومدن چه رفتن)
    4ارتباط خوب جنسی(که از صمیمیت ناشی بشه)
    اینها رو ایجاد کن همیشه وقتی باهم خوشین کارهایی که دوست داری برات بکنه رو بگو وهمیشه خودش رو با خودش مقایسه کن مثلا بگو من عاشق اون ارامش گذشتت هستم
    یا برای اینکه چیزای خوبش بیشتر بشه هرگز بهش کارهای بدش به رخش نکش اما یه کار خوبی کرد حتی کوچیک اینقدر بزرگش کن تا تتکرارش کنه و همیشه از خوبیاش بگو تا بیشترش کنه اگه ازش دلخوری داشتی تو خوشیا بگو من ازت توقع نداشتم فلان کاررو کنی اصلا در شان تو نیست
    یادت باشه با تشویق تغییرش بدی
    در مورد کار و پول:یه وقت که باهم خوب بودین خیلی با ارامش بگو عزیزم اگه تو نخای من سرکار نمیرم اما میدونم تو چون میدونی من به کارم علاقه دارم دوست داری برم ازت واقعا ممنونم
    بگو اصلا پول من و تو نداره چه فرقی میکنه داریم باهم زندگی میکنیم من میدونم فعلا مجبوری کمتر کار کنی ولی ازونجا که میشناسمت ادم با مسئولیتی هستی که وقتی درست تموم بشه بیشتر کار میکنی و نمیذاری اب تو دلم تکون بخوره
    من پولم میدم به تو هرجور صلاح میدونی خرج کن مطمینم چون خوب از پسش برمیای خیلی تو آسایش خاهم بود تو مرد منی یه مرد با مسولیت و با لیاقت که خودش هواسش به خونه و کم وکسریهاش هست خداروشکر خیالم راحته
    بعد سعی کن ازش با سیاست بخاهی که خودش برا خونه خرید کنه همیشه بهش کلمه دست و دلباز رو تلقین کن و اینکه هرچی میخام برام فراهم میکنی نمیذاری کمبودی داشته باشم و.... اینا باعث میشه همون که ارزوش داشتی بشه
    اما شما مقداری از پولت رو حتما بدون اینکه بهش بگی پس انداز کن شاید تو خیابون چیزی خوشت اومد بخری
    باید نرم عمل کنی فعلا اینا یادم اومد
    تا میتونی رو خودت کار کن اخلاقت و.....
    شک نکن اگه ایشون به جز شما دهن بینه یا دهن لقه تنها علتش اینکه به شما اعتماد نداره چون دایم تحقییرش کردی دایم باهاش دعوا کردی سین جینش کردی باهاش پا نبودی
    باهاش مثل یه رفیق باش تا فقط و فقط با تو درد دل کنه


    دوباره امروز راهکارهاتو مرور کردم خیلی فوق العاده هستن

    چقدر خوبه من بتونم شیرین زبون باشم مثل شما خیلی خوب و جزئی برام شفاف کردید.این مدل راهنمایی رو خیلی دوست دارم خیلی روم موثره

    وقتی میخونم راهکاراتونو توی ذهنم تجسم میکنم و میبینم که چه عالی نتیجه گرفتم

    من دوست دارم بالغانه رفتار کنم و رفتار جرات مندانه داشته باشم، چه راهکاری پیشنهاد میدین؟


    تو این دو روز اخیر فهمیدم که اکثر بحث و دعوامون توی دو تا زمینه هست:


    اول: در مقابل رفتارهای اشتباه همسرم نمیدونم چکار کنم؟

    مثلا همسرم شب دیر میاد خونه حدود 10.30-11 شب

    دوم: خواسته های خودمو نمیدونم چطور ازش بخوام؟

    مثلا میخام برم شمال به خانوادم سر بزنم
    مثلا دوست دارم هر چند وقت یه بار بریم تفریح یا مسافرت
    (قابل توجه دوستان تو این2 سال اخیر نه تفریح رفتیم نه مسافرت)

    همسرم یکسره دانشگاست یا داره رو تزش کار میکنه یا تدریس خصوصی داره یا تدریس دانشگاه داره یا پروژه برداشته داره انجام میده حتی پنج شنبه جمعه هم که تعطیله میره دانشگاه
    یا داره مقاله داوری میکنه بالاخره به هر طریقی وقت نداره و سرش کاملا شلوغه و غالبا کاملا خسته میاد خونه
    ویرایش توسط الهام* : دوشنبه 10 خرداد 95 در ساعت 10:47

  10. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 تیر 95 [ 13:16]
    تاریخ عضویت
    1395-3-07
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    206
    سطح
    4
    Points: 206, Level: 4
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 15 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وقتی دیر میاد زود برین بغلش کنین بگین وااااااااااای چقد دلم واست تنگ شده بود!فرداش زودتر میاد تا این صحنه رو زودتر ببینه!
    مردا مث بچه ان فقط سیاست میخواد که بتونی تبدیلشون کنی به همونی که میخوای!وقتی یه کوچولو زودتر میاد بهش بگو واااااای مررررررررررسی که امشب زودتر اومدی زود یه برنامه مفرح واسش جور کنین مثلا من وقتی زود میاد خونه واسش یه عالمه خوراکی میارم میگم بیا حالا که وقت داریم یه فیلم ببینیم خوراکی هم بخوریم بعد میبینی فرداش زودترم میاد خونه!!!

    - - - Updated - - -

    خب سعی کن تو هم همراهیش کنی تا کمتر دیر اومدنش ناراحتت کنه!میخواد بره خونه باباش بگو منم میام اگه اشکال نداره بگو دلم خیلی واسشون تنگ شده!
    حتی گاهی خودت پیشنهاد بده که باهم بریم اونجا!

  11. 2 کاربر از پست مفید mahbube تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 12 تیر 95), Shadi2 (یکشنبه 30 خرداد 95)

  12. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 تیر 95 [ 13:16]
    تاریخ عضویت
    1395-3-07
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    206
    سطح
    4
    Points: 206, Level: 4
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 15 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیز امیدوارم به زودی مشکلتون حل بشه
    منم اول زندگیم سر یه سری مسایل خیلی درگیر بودم مثلا همین قضیه دیر اومدن خونه اگه ده دقیقه دیر میومد باهاش حرف نمیزدم اونم ناراحت میشد و دعوا راه میافتاد!ولی کم کم راهشو فهمیدم اولا خیلی وقتا سعی میکنم باهم بریم بیرون دوتایی و سعی میکنم وقتی با منه بهش خوش بگذره دوم اینکه روزایی که خودش کار داره و دیر میاد اصلا به روی خودم نمیارم خیلی عادی و حتی بهتر از همیشه باهاش برخورد میکنم میگم بیا بشین ببینم بیرون چه خبرا بود؟واسم تعریف کن بعد با ذوق بهش گوش میدم تو این حالت وقتی یه خرده دیر میاد خودش عذرخواهی میکنه میگه مثلا فلان جا گیر کردم ببخشید دیر شد ولی وقتی قهر میکردم میگف دلم میخواد دیر بیام!!!!


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم میگه منو با این زندگیو نمیخواد
    توسط پروانه 71 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 12 اردیبهشت 94, 10:34
  2. نمی دونم دارم با یک فرشته زندگی می کنم یا یه دیو
    توسط poopak111 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 21 تیر 93, 16:00
  3. بیو گرافی
    توسط sara_star در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 16 آذر 87, 19:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.