یه جمله ای امروز خوندم برای این تاپیک جالب بود به نظرم
اگر بیش از حد وقت خود را صرف بودن با کسی کنید که با شما مانند یک گزینه رفتار می کند شانس یافتن کسی که با شما مانند یک اولویت رفتار کند را از دست خواهید داد
تشکرشده 383 در 145 پست
یه جمله ای امروز خوندم برای این تاپیک جالب بود به نظرم
اگر بیش از حد وقت خود را صرف بودن با کسی کنید که با شما مانند یک گزینه رفتار می کند شانس یافتن کسی که با شما مانند یک اولویت رفتار کند را از دست خواهید داد
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
می دونی چرا برگشت؟
چون دختره محلش نذاشته بود.
می دونی چرا دوباره رفت؟
چون دختره دوباره تماس گرفت و چراغ سبز نشون داد.
دوست پسر شما زیادی هم عجول است. ( آقای کامروا اشاره کردند )
هنوز کاری نکرده به شما گفت، بعد که دختره کمی ناز کرد، سریع برگشت به شما، تا دختره زنگ زد دوباره رفت سراغ اون.
تشکرشده 23 در 12 پست
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
asemani (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), فرانک بانو (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), هلیا66 (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)
تشکرشده 23 در 12 پست
پناه بی پناهانپتروس فداکار:confused::confused: ایثار
هرچه میکشیم ازین عجول بازی و خل بازیشه! بهتره بگی خل وساده تشریف داره شازده!
کلا گفتم که بسی ساده و خل هست و منم چون تمام عیبهاشو از روی سادگیش میگشتم که از روی ناپختگیشه1 اما الان که فکر میکنم با خودم میگم تا کی میتوانم خنگ بازیهاشو تحمل کنم!
تشکرشده 23 در 12 پست
خوب دوستان من چندروز دیگه برای آخرین بار باید به دلیلی با ایشون روبرو بشوم . نوع برخوردی که صلاح میدونید بگید؟
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
برخورد بسته به اون دلایل متفاوت است.
اگر داری می ری وسایلت را بگیری و ... بیشتر از اون که به فکر این باشی که حالا چه مدلی باهاش برخورد کنی، به این فکر کن که چیزی جا نمونه و مشکلی برای بعدهات پیش نیاد.
عکس و ای میل و فیلم و ... تا جایی که می شه این موارد را باهاش حل کن.
برخورد خاصی لازم نیست. نهایت سردی و ادب و دقت در انجام این کار نهایی.
کامران (جمعه 20 اردیبهشت 92)
تشکرشده 23 در 12 پست
خوب ایکاش شرایط را میدونستید و اوضاع و نوع دیدار را امیدوارم از این نوع دیدارها برای کسی پیش نیاید :(. بدونید تنها دلیل سنگینی این دیدار ماجرای اون دختر نیست در واقع نه برای آنکه الان به دیگری هم فکر میکند! دیدار ما جدا از بودن یا نبودن کس دیگری یا جدا از بحثهای پیش آمده بین ما بسیارسخت خواهد بود و بسیار مهم است هرچند یک دلیل این رفتارش (فکر به دیگری) را برای فرار از ترس از اوضاع کنونی باشه اما توجیهی برای رفتارش بهیچ عنوان نیست دوستان دعا فرمایید اشتباه نکنم در این دیدار آخر!روزهای بسیار سختی را میگذرانم (اونم اوضاعش تعریفی نداره که ب1دلیلش باری فرار از اوضاعشه)
تشکرشده 22 در 15 پست
اگه قصدت ازدواجه که ولش کن پسره داره چرت و پرت میگه، بره با یه چشم رنگی ازدواج کنه
نه اگه برای دوستی هست نظری ندارم
ازدواج یه امر حساس وسرنوشت سازه اولش این جوری باشه وای به حال آخرش
اونایی که با شوق و ذوق ازدواج میکنند و با عشق و عقل و علاقه تو فراز و نشیب های زندگی انقدر بهشون فشار میاد که از خودشون می پرسند چرا ازدواج کردم وای به حال بقیه!
aranbarkhuan (جمعه 20 اردیبهشت 92), کامران (جمعه 20 اردیبهشت 92)
تشکرشده 23 در 12 پست
من مسلما قصدم ازدواج کردنه و چرت بودن حرفاشو مطمینم خودشم میدونه داره چرت میگه . اعترافم میکنه اما چی تو وجودش باعث این کار میشه سواله؟
من قصد داشتم جواب اون دو سوالی که پرسیدم بدانم و بس
همیشه اعتراف میکند و همیشه گفته و اثبات کرده که تا تو حتی 1 حضور ضعیف داشته باشی من نمیتوانم به کس دیگری فکر کنم و همش فکرم درگیر تو میشه؟ (واقعا در این جند سال اینگونه بود جز این مشکل اخیر که ماحراهایی پشت آن بود ) حالا این رفتار یعنی
1- عذاب وجدان میگیرم برم با کسی آشنا بشم؟ یا 2-حسم به تو آنقدر قوی هست که دچار کلنجار رفتن با خودم میشوم و حس تو از بقیه قویتره و من میخواهم ببینم میتوانم بر آن غلبه کنم یا نه (حالا بماند به چه دلیل)؟ به عبارتی یک نوع مبارزه با حسش نسبت به من در او دیدم این مدت، چرا؟
من واقعا در نوع رفتار ایشان مانده ام.
کامران (جمعه 20 اردیبهشت 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)